نگاشته شده توسط: AmirH.Me | اکتبر 22, 2008

سکولاریسم يا دموكراسي اسلامي؟

مقدمه ای بر سکولاریسم :

واژه سکولار در سال 1846 توسط جورج یاکوب هالی اوک ابداع شد ، این واژه در زبان لاتین به معنای ” این جهانی ” ، “دنیوی” و متضاد با “دینی” یا “روحانی” است.

استدلال ها برای قبول سکولاریسم بسیار گسترده است.در لائیتیسه اروپایی اشاره شده است که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و فاصله گرفتن از ارزش های دینی است . از طرفی برخی استدلال میکنند که سکولاریسم در امریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته است و در زمینه اجتماعی کم کار تر بوده است.از آن جایی که سکولاریسم در موارد مختلفی به کار میرود معانی مختلفی نیز به خود گرفته است.فلسفه سکولاریسم بر این پایه بنا نهاده شده است که زندگی با در نظر گرفتن ارزش ها پسندیده است و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق ، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماوراء طبیعی دیگری ، بهتر میتوان توضیح داد.

هالی کوب معتقد بود که دولت باید در خدمت نیازهای بالفعل و کنونی طبقه کارگر و مستمندان باشد و نه نیاز های حیات اخروی و ارواح آنان . وی واژه سکولاریسم را برای توصیغ جمله ریز به کار برد :

” عقیده ای که صرفا به پرسشها و مسائلی میپردازد که به محک تجربه زندگی این جهانی آزمودنی هستند”

پس همانگونه که از توصیف این کلمه و اعتقاد هالی کوب روشن است ، سکولاریسم مخالفت صریح و روشن با دین را در بر ندارد. البته این ایده با بسیاری از دولت های باور دینی زمان وی مانند کسیحیت دوران هالی کوب سر سازش نداشت.

در حکومت معنای سکولاریسم ، عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت است

سکولاریسم به عنوان یک جنبش سیاسی و اجتماعی :

نمونه برجسته جدایی تام و تمام قلمرو دین و دولت تصویب قانون لائیسیته در فرانسه بود که در سال 1905 به تصویب رسید.در سراسر تاریخ سکولاریسم این مفهوم حاکی از میل به تاسیس یک حیطه خود نهاد سیاسی و اجتماعی بوده که ناتورالیست یا طبیعت گرا ، ماتریالیست یا ماده گرا میباشد. قلمروی که مافوق قلمرو دین که تحت سیطره ماوراء طبیعت و ایمان است.

به طور سنتی در کشور های مسیحی دولت را شر لازم میدانستند که برای برقراری نظم عمومی بدان نیاز داریم . اصولا دولت نهادی شمرده میشد در خدمت حکام فاسدی که مردم را از وظایف مهم خود نسبت به کلیسا باز میدارند. بر خلاف دولت ، کلیسا را نهادی مقدس میپنداشتند که دولت باید تابع آن باشد اگرچه دولت میتواند مسئول حفظ نظم عمومی باشئ اما مسئولیت مهمتر به عده کلیسا بود که مسئوال ارواح مردم و حیات اخروی آنها بود .

در خلال قرون وسطی * این نگرش کم کم تغییر کرد ، نگرش جدید معتقد بود که دولت معتمد خداست زیرا کار دولت چنان است که شرایط اجتماعی را فراهم میکند تا رستگاری اخروی مردم میسر شود در این نگرش نیز دولت مادون کلیسا بود اما دیگر کارکرد دولت منفی محسوب نمیشد.

* قرون وسطی یا سده‌های میانه ، نام یکی از چهار دوره‌ای است که برای تقسیم بندی تاریخ اروپا استفاده می‌شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی (رنسانس) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع می‌شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری رم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳ در نظر می‌گیرند .

قرون وسطی در تاریخ اروپای غربی یکی از مهم‌ترین مراحل تاریخی است که از 400 میلادی تا 1400 میلادی را در بر می‌گیرد. در بعضی از موارد از قرون تیره یا Dark age یاد می‌شود که از ویژگی‌های آن تاریک اندیشی، اختناق و حاکمیت اولیاء و اصحاب دین در مناسب مختلف است. در این دوران دین به عنوان یک مکتب کلی بر تمام جامعه سیطره انداخته و هیچ حرکتی خارج از این مساله قابل تبیین نیست. دین نوعی اقتدار همه گیر دارد و حوزه سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ و افراد را تحت نظارت و کنترل دقیق خود دارد .

این نگرش اصلاح شده هم با شکل گیری رنسانس در ایتالیا تغییر کرد . رنسانس انقلاب فکری و عملی ای پدید آورد که دامنه آن در سراسر اروپا را فرا گرفت . از همان ابتدای عصر رنسانس افرادی معتقد بودند که حاکمان دنیوی حق و وظیفه دارند که فارغ از هرگونه نیاز به کلیسا حکومت کنند. این دیدگاه تا پایان قرون وسطی فراگیر نشد رویگردانی از نگرش های قبلی با نوشته و اعتقادات فیلسوفان به قطعیت نرسید بلکه پیامدهای اعمال مسیحیان متعصب عامل آن بود.اعتقادات گذشته در خلال جنگ های مذهبی زایل شد . در پی جنگ هایی که در پی اصلاحات پروتستانی رخ داد و به دلیل اختلاف بر سر آموزه های درست مسیحی دولت های مسیحی دست به کشتار یکدیگر زدند و این باعث شد به زودی مردم یافتند که باید میان مسیحیت از یک سو و فرهنگ از سوی دیگر نوعی جدایی ایجاد کنند .

دین در یک جامعه سکولار :

دغدغه های مخالفان سکولاریسم نقش دین و یا به بیان بهتر حذف دین در دولت های سکولاریسم (سکولاریزاسیون) است. اینان استدلال میکنند که دین مهم تر از آن است که به این ترتیب از گردونه خارج شود.

اغلب این باور از سکولار برداشت میشود که سکولار ها می خواهند دین را منحصر به زندگی خصوصی کنند و آن را از حیات عمومی بیرون کنند که این گونه تصور را ایجاد میکند که سکولار ها نمیخواهند هیچ کس در ملاء عام از دین سخن گفته شود. اگر چه ممکن است برخی از سکولار ها این نظر را داشته باشند اما کلیت آن اشتباه است.برای رد این استدلال توجه به این نکته لازم است که در نظر سکولار ها خصوصی بودن دین به همان معنای خصوصی بودن وضعیت حساب بانکی افراد نیست.تمایل به کنار گذاشتن دین از حمایت عمومی مستلزم حذف دین از انظار عمومی نیست بلکه مستلزم حذف خمایت دولتی از دین است .تمایل به خصوصی نگه کردن دین به معنای مخفی کردن آن نیست بلکه شخصی و در اختیار نگه داشتن آن است.پس همانگونه که میبینیم در رون سکولاریزاسیون یا فلسفه سکولاریسم به هیچ وجه مستلزم مرگ دین نیست . اما در مورد نقش دین در جامعه سکولارها ارزیابی های متفاوتی دارند.بسیاری سرسختانه معتقد بر آن هستند که شر دین بیشتر از خیر آن است و این گروه به زوال دین در جامعه امید دارند. اما بسیاری دیگر از سکولارها هم از حفظ نقش دین در حیات اجتماعی و اخلاقی مومنان راضی هستند و حامی بنیاد های خیریه دینی و تلاش های اجتماعی این بنیاد ها برای کاهش فقر و رنج هستند.

جداشدن نهاد دین و دولت در طی فرایند سکولاریزاسیون بدین معنا است که موسسات خاص سیاسی که تحت کنترل دولت هستند از سیطره مستقیم یا غیر مستقیم دین رها میشوند که این بدین معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهاد های دینی دیگر نمیتواند در مورد مسادل عمومی و سیاسی حرفی بزند بلکه بدین معناست که دیدگاه های نهاد های دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شود و یا مبنای سیاستگذاری های عمومی قرار گیرد . در عمل دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید گوناگون و متفاوت دینی بی طرف بماند و نه مجری آنها باشد . نه مانع آنها . جدایی دین از سیاست در امریکا و لائیتیسه در فرانسه به طور گسترده ای بر پایه سکولاریسم رخ داده است. جدایی دین و دلت در شرق هم در هند از دوران کهن ریشه دارد و دولت نوین هند نیز بر پایه این ارزش ها تشکیل گرفته است و تا حدودی هم موفق بوده است.

البته بین لائیتیسه و سکولاریسم تفاوت وجود دارد ، لائیتیسه یک نظریه سیاسی است که طبق آن دین از سیاست جداست و این نظریه هم با هدف آزادی افزایش آزادی های دینی ارائه شده است در حالی که در سکولاریسم با هدف زدودن ایمان از زندگی جاری مردم معرفی شده است. با این وجود گاهی اوقات اصطلاحات سکولاریسم و سکولاریته به معنای لائیتیسه به کار میروند و فردی که به مکتب لائیتیسه اعتقاد دارد لائیک میگوند.

لائیک ها بر این باور هستند که این اصطلاح به معنای رهایی از دین است و دولت در برابر نظریات مذهبی هیچ گونه موضعی نمیگیرد و افراد مذهبی مانند افراد دیگر جامعه هستند، بنابراین فعالیت های دینی باید در چارچوب قانون همانند دیگر فعالیت ها صورت گیرد و امری فراقانونی نیست .البته میتوان گفت که این باور خود دلیلی بر درست بودن نظریه لائیک ها میباشد چرا که طبق استدلال مربوطه باید دین و سیاست از هم جدا شود اما از طرفی دیگر دین را محدود به قانون میکنند و قانون رکن اساسی در سیاست یک حکوکت میباشد پس همانگونه که روشن است دوباره دین و سیاست به هم پیوند داده شده اند اما با این فرق که برای سیاست این حق را نهاده اند که دین را محدود کنند که این به معنای جدایی دین از سیاست نیست بلکه به معنای برتری سیاست بر دین است ( و یا حتی نه تساوی ).

منتقدان نسخه ترکی لائیتیسه و ممنوعیت حجاب در فرانسه * استدلال میکنند که این ایدئولوژی ضد مذهب است و در عمل از آزادی های دینی میکاهد و نقدآنها هم درست است چراکه این دولت ها بر پایه سکولاریسم و لائیتیسه شکل گرفته اند و طبق فلسفه سکولاریسم نباید آزادی های دینی دستخوش تصمیمات سیاسی شود یعنی همانگونه که دین در سیاست نباید دخالت کند سیاست نیز نباید در دین دخالت کند و ازادی های آن را محدود کند اما در عمل اینگونه نیست .

در یک جامعه سکولار ، رهایی از تسلط دین و رهبران دینی ممکن است . هیچکس مقید نمی شود که تابع دین یا ارزش های دینی باشد مگر آن که خودش چیزی را انتخاب کرده باشد . در چنین جامعه های رهبران دینی کاملا حق دارند که از امکان وقوع چنین وضعی نا خشنود باشنداما مخالفت آنها با سکولار ها حاوی چندین خطا است . آنها به جای اینکه مسئولیت چنین مخمصه ای را به گردن سکولار ها بیاندازند و به انها حمله کنند باید به برسی این بپردازند که چرا مردم میتوانند از دین روی برگردان شوند ؟

اشتباه دیگر آن است که دین مداران اعتقاد دارند که با اتکا به انتخاب فردی و اختیاری مردم نمیتوانند حمایت متولیان دین را بدست آورد پس باید دین را با اجبار عمومی به مردم تحمیل کرد و این باور که امروزه در بین دولت مردان ایرانی که همگی از دین مداران نیز میباشند رواج دارد و این اعتقاد نظر سکولار ها را تائید میکند که دینی که به اجبار به مردم تحمیل شود خود فاقد ارزش است و برای رسیدن به خیر عمومی دین اصلا ضرورتی ندارد.

* مسلمان فرانسه به عنوان بزرگترین جامعه مسلمان اروپا، از سال ۲۰۰۴ به موجب تصویب قانونی از داشتن حجاب در مدارس دولتی منع شدند . قانون شماره ۲۲۸ ـ ۲۰۰۴ ، ۱۵ مارس ۲۰۰۴ دولت فرانسه، که تحت طرح ممنوعیت اسفاده از نشانه‌های مذهبی در مدرسه‌های فرانسه از جانب دولت این کشور است که با تصویب آن، استفاده از حجاب اسلامی در مدارس فرانسه رسماً غیرقانونی شد. پیش از آن نیز اغلب مدارس فرانسه بسختی به دانش آموزان خود اجازه می‌دادند با پوشش اسلامی در کلاس‌های خود حاضر شوند . چنین ممنوعیتی مستقیماً با مفاد مربوط به آزادی ادیان که در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل مصوب سال ۱۹۴۸ و نیز کنوانسیون حفاظت از حقوق بشر و آزادی‏‌های اساسی اروپا مصوب سال ۱۹۵۰ درج شده، تضاد دارد .

با بازبینی در روند پیروزی سکولاریسم در غرب و توجه به این نکته که دین مداران که خود سرسخت ترین مخالفان سکولاریسم بودند عامل اصلی محبوبیت آن در بین مردم شدند ، بیم آن میرود که در آینده ای نه چندان دور این اندیشه نیز به خاطر اجبار و اعمال فشار برای قبولاندن دین به مردم و قداست دادن های بیمورد به امور دولتی که باعث غیر غابل انتقاد کردن آنها میشود ، در بین مردم ایران نیز محبوبیت پیدا کند .دین زدگی برای پیروان دین زمانی ایجاد میشود که نتوانند بر نحوه اجرای دین انتقاد وارد کنند و حکام را در ازای اشتباه و یا برای ارائه پاسخ مورد سئوال قرار دهند. پس زمانی که نمی توان بر عامل اجرای حکم اشکال گرفت ،و یا نتیجه ای از انتقاد بر مجریان نمیبینند به ناچار و طی زمان اشکال را بر اصل حکم وارد میکنند ، هرچند که حکم درست و مقدس باشد.

پیوند دین و سیاست در ایران :

پیوند دین وسیاست در ایران پیشینه کهن دارد . در زمان هخامنشیان ، کوروش بزرگ خود را صاحب فر و حکومت خویش را از این رو منشاء یافته از اهورامزدا میدانست. در دوران صفوی هم شاه هم رئیس دولت و هم رهبر دینی بود . در دوره مشروطعیت ، قانون اساسی مشروطه به سال 1906 نیز سلطنت را موهبتی خدادادی دانست و در زمان حکومت پهلوی هم مقام شاهنشاهی مقام سایه خدا بر روی زمین نامیده میشد اما حکومت توسط روحانیت در ایران امروز پدیده تازه ای است.

امام خمینی بنیانگذار جمهری اسلامی ایران جزء سرسخت ترین مخالفان جدایی دین از سیاست بودند و این پدیده را اسلام امریکائی نامیدند.

جدایی ناپذیر بودن دین از سیاست در حقیقت از ارکان کنونی نظام جمهوری اسلامی ایران است و امروز از میان 192 عضو سازمان ملل متحد ایران تنها کشوری است در جهان که مبنای آن دین سالاری است.

انتقاداتی بر سکولاریسم :

یکی از رایج ترین نقد های وارد شده بر سکولاریسم به عنوان یک فلسفه ، انتقاد از تاکید آن بر زندگی این جهانی به جای حیات اخروی یا وضعیت روح بشر است . سکولار ها لزوما حیات مادی را منکر نیستند اما حیات اخروی را دارای هیچ موقعیت ممتازی نیز نمیداند. در حقیقت این نکته را که اگر حیاتی در آینده همچنان در آینده در انتظار ما باشد ، ما هیچ از آن نمیدانیم پس هیچ دلیلی مهم هم وجود ندارد که دلمشغول آن باشیم چون نمیدانیم اصلا خدا وجود دارد و همچنین روح ، بهشت و یا حیات اخروی پس این باورها نمیتواند انگیزه های مادی و معنوی را ناکافی و حتی نامناسب برای بهبودی زندگی انسان میداند.

اما چه منتقدان سکولاریسم یا این نقد بر حق باشد یا بر خطا ، این نقد منصفانه ای است بر سکولاریسم به عنوان یک ایده شخصی اما هنگامی که سکولاریسم را به عنوان یک فلسفه سیاسی و اجتماعی در نظر بگیریم دیگر این نقد منصفانه نیست زیرا صرف درست بودن آموزه های یک دین دلیلی بر سیطره آن بر همه شهروندان و حمایت دولتی و در بدترین حالت اعمال زور دولتی برای رواج آن در یک جامعه نمیباشد.

نقد دیگر وارد شده بر سکولاریسم ، ایرادی است که فرایند سکولاریزاسیون موجب میشود مردم از ریشه های دینی و فرهنگی خود بیگانه شوند چراکه آنها کمتر مجال میابند تا سنت های دینی و آموزه های فرهنگی را بیاموزند . این استدلال ، استدلالی درست ، جالب اما بی ثمر است چرا که مردم قرن حاضر نیز در کشورهای غربی بسیار کمتر از مردم قرن 19 درباره مسیحیت و سنت های دینی اطلاع دارند و این واقعیت از منظر تعلیمی حقیقتی تلخ است و جای تاسف دارد اما نمی تواند یک استدلال سیاسی و اجتماعی محسوب شود . چرا که مردم از تاریخ یونان باستان و یا فرهنگ رومی که تمدن و فرهنگ های موثر در شکل گیری فرهنگ پیشرفته حال حاضر غرب میباشد ، نسبت به گذشته اطلاع دارند اما این نادانی و جهل باعث نمیشود که ارزش های یونان باستان و یا رومی را وارد نظام سیاسی و نهاد های فرهنگی مان کنیم. پس فقدان معلومات مردم از ارزش ها و فرهنگ های گذشته دلیلی بر وارد کردن آن به نظام سیاسی و اجتماعی روز نمیشود.

اسلام و سکولاریسم :

شیخ سلمان * در کتاب اسلام و سکولاریسم * هیچ جایی برای سکولاریسم در اسلام نمی بیند و آنرا برای مسلمانان غیر قابل استفاده میداند . شیخ سلمان استدلال میکند که سکولاریسم در طبیعی ترین شکل خود با پایه های اصلی یکتا پرستی منافات دارد.اما با این وجود در پی این سئوال میگردد که چرا سکولاریسم در جامعه اسلامی وجود دارد و آیا این تمکان وجود دارد که یک مسلمان سکولاریسم را بپذیرد یا خیر.

شیخ سلمان استدلال خود را با توصیف اسلام و مساجد و مقایسه ان با مسیحیت و کلیسا بیان میکند.به بیان وی در اسلام مساجد جایی تنها برای عبادت بندگان نیست و مسلمان تنها برای عبادت به خدا به مساجد نمی آید ، بلکه جایی برای راهنمایی و تعلیم مردم به سمت خوبی ها و حل مشکلات روز جامعه است .برای یک فرد مسلمان اثر مسجد در زمانی که مساجد رابه قصد خانه ترک میکند به صورت عینی در رفتار شخصی و اجتماعی آن مشهود است. وقتی مسلمانان در مساجد به کلام خدا گوش میدهند این سخنان بر تمامی وجوه زندگی آن تاثیر میگذارد .

وی به دو دلیل جایی برای ادعای خود می آورد :

اول آنکه اسلام دینی است که برای تکمیل دین های قبلی از طرف خداوند فرستاده شده است و دین کاملی است به طوری که تمامی ابعاد زندگی میردم اعم از فردی و اجتماعی را پوشش میدهد.با اشاره به آیات 38 و 39 سوره شعرا بیان میکند که به گفته خداوند از هیچ چیزی در قران چشم پوشی نشده است و قران کتابی است که خداوند همه چیز را در آن توضیح داده است.

* شیخ سلمان متولد 21 اکتبر سال 1974 ولیعد و معاون وزیر دفاع عریستان سعودی است که پس از پایان دبیرستان در بحرین به امریکا رفت و مدرک هنر خود را در سال 1992 از دانشگاه واشنگتن دی سی اخذ کرد . وی در سال 1994 موفق به کسب مدرک فوق لیسانس فلسفه و تاریخ از دانشگاه کمبریج انگلستان شد . شیخ سلمان همچنین دارای مدرک دکتری افتخاری از اکادمی ورزش ایالات متحده میباشد.

Islam and Secularism by Sheikh Selman*

دلیل دوم را هم در تاریخ اسلام جستجو میکند . با مرور تاریخ اسلام و مقایسه آن با رویداد ها در غرب به نکوهش کلیسا و مقایسه ان با مساجد میپردازد.وی خاطر نشان میشود در حالی که در طول تاریخ اسلام هیچ مثالی از سرکوب علم و علما وجود ندارد در کلیساها علما و دانشمندان را به مرگ و شکنجه محکوم میکردند . در حالی که اسلام مردم را به عدالت و برابری و جستجوی علم و دانش ترقیب میکند روحانیون در کلیسا با چشم پوشی از غارت مردم توسط دولت و چه بسا خود اهل کلیسا ، سکوت میکردند و این گونه مقام مساجد را بالاتر از کلیسا میداند .شیخ سلمان استدلال خود را با این نکته به پایان میرساند که دین اسلام اولین و تنها دینی است که بر اساس ” اقرا بسم ربک الذی خلق “ یعنی بخوان به نام خدایی که تو را آفرید بنا نهاده شده است . بعنی بر اساس تعلیم ، تعلم ، خواندن و آموزش . پس از آنجا که سکولاریسم در بلاد های اسلامی پذیرفته شده نیست وی معتقد است که سکولارها با سعی در بازی با کلمات و بیان معانی مختلفی از سکولاریسم راهی برای ورود آن به کشور های اسلامی باز کند که مثل آن مانند مثل کسی است که چهره اصلی خود را گم کرده است و هزار چهره جدیدی برای خود ساخته است پس هرگز چهره اصلی آن قابل باور نخواهد بود .

میتوان استدلال شیخ سلمان را اینگونه خلاصه کرد که نیاز جدایی دین و سیاست به دلیل نقص های کلیسا در غرب احساس شد چراکه کلیسا عامل سرکوب دانشمندان بود و همچنین دولت های وابسته به کلیسا دولت های فاسد و زور گویی بودند ،پس میتوان به مردم حق داد که خواستار جدایی دولت و سیاست از دین باشد اما برای مسلمانان که مساجد نمادی از خوبی و سعادت مردمان است دلیلی برای جدایی دین از سیاست وجود ندارد .

نظریه عبدالکریم سروش و نقد های وارد شده بر آن :

عبدالکریم سروش * در کتاب خود * درباره سکولاریسم مینویسد در عصر جدید ، سکولاریسم به معنای کنار گذاشتن آگاهانه دین از صفحه معیشت و سیاست معرفی شده است . حکومت سکولار ، حکومتی است که با دین ضدیت ندارد ، اما دین را نه مبنای مسروعیت خود قرار میدهید و نه مبنای عقل . اینگونه که میگویند سکولاریسم ضد مذهب نیست سخنی درست است امل بد تر از ضد مذهب است برای اینکه رقیب و جانشین مذهب است و سکولاریسم به این معنا جای دین را پر کرده است . سکولاریسم انگیزه برای عمل به شما میدهد ، اما انگیزه ای که دیگر احتیاجی به دین باقی نمیگذارد و به اندیشه شما رنگ دنیوی میزند به طوری که رنگ دینی را از آن میزداید.

در آخرهم سروش سکولاریسم را اینگونه ترجمه میکند :

سکولاریسم چیزی نیست جز علمی و عقلانی شدن تدبیر اجتماع و علمانیت به معنای علمی بودن یا علمی شدن را باید دقیق ترین ترجمه سکولاریسم دانست .

اما نقدی که بر نظریه عبدالکریم سروش وارد شده است تکیه بر مفهوم دیگری از سکولاریسم دارد که به طور آگاهانه و یا نا آگاهانه از دید سروش پنهان مانده است . این جنبه دیگر این جهانی شدن دین نام دارد . در چنین تعریفی دیگر رقیب و جانشین بودن و یا بدتر از مذهب بودن به ان راه ندارد . بلکه در این تعریف صحبت از اصلاح و انطباق و امروزی شدن دین مطرح میشود .

* کتاب سنت و سکولاریسم – عبدالکریم سروش

* حسین حاج فرج دبّاغ (متولد ۱۳۲۴ خورشیدی) با نام مستعار عبدالکریم سروش روشنفکر دینی، نویسنده، شاعر و مترجم ایرانی است. او در سال‌های اخیر (از سال ۱۳۷۸) به تدریس در دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه هاروارد و دانشگاه پرینستون مشغول بوده‌است. او هم اکنون در دانشگاه جرج‌تاون در واشنگتن دی‌سی تدریس می‌کند. در سپتامبر ۲۰۰۷ در کنفرانس جهانی مولوی که به مدت سه روز در دانشگاه مریلند برگزار شد سخنرانی نموده‌است.

پس بدین سان عبد الکریم سروش معنا و مبنای سکولاریسم را به یکی از دامنه های آن فرو میکاهد. غیر دینی ، علمی ، عقلانی شدن همه چیز در عصر جدید ، از اندیشه و انگیزه ها تا معیشت و حکومت ان هم در یک تعبیر عقلانیت غربی .

سکولاریزاسیون در یکی از مبانی آن فرایند خود مختار شدن انسان غربی در این جهان و از جمله رهایی اش از قید و سلطه دین و کلیسا است . در این جنبه سکولاریسم ریشه در اندیشه روشنگری در نقد دین و در اعتراضات و مبارزات ضد روحانیت گرایی دارد.اما حتی در این دامنه غیر دینی و ضد دین سالاری سکولاریزاسیون به هیچ وجه به معنای علمانیت محض و دین زدایی نیست ( آنگونه که عبدالکریم سروش بیان میکند) بلکه به طور عمده به مفهوم نسخ امتیاز و اقتدارات کلیسا و صاحب منصبان دینی در زمینه های مختلف اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است .

دموکراسی اسلامی

همانطور که از بررسی نظریات و دیدگاه های مختلف برمی آید سکولاریسم میتواند برای ایران امروز ایده های مثبت و منفی ای در پی داشته باشد . از آنجا که اکثریت جمعیت ایران را اقلیم مسلمان تشکیل میدهند بهانه آزادی ادیان دیگر برای رواج سکولاریم در ایران نمیتواند دلیل قانع کننده ای باشد چرا که فرهنگ کلی یک جامعه را اکثریت مردم تشکیل میدهند از طرفی دیگر ایران به عنوان یک کشور اسلامی با جمعیت اکثریت مسلمان در مقایسه با کشورهای دیگر اسلامی و حتی در مواردی کشور های غیر مسلمان ، سهم کمتری از سلامت اسلامی را در سطح اجتماع دارد در صورتی که عملا به دلیل حمایت دولتی از دین اسلام و سرمایه گذاری در این زمینه نبایستی شاهد این ضعف باشیم. دلیل این را میتوان با کمک استدلال برخی از سکولار ها پیدا کرد . همانطور که اشاره شد دین اسلام که سراسر ارزش است و برای تمامی وجوه زندگی مردم جامعه چه فردی و چه اجتماعی حکم رانده است ، نیازی به جبر و اجبار برای رواج ندارد.

باید قبول کرد همانگونه که منع حجاب در فرانسه یا دانشگاههای ترکیه با شعار زدودن تبلیغ دین در جامعه ، برای افراد مسلمان ناراحت کننده و غیرقابل قبول است ، اجبار آن نیز با شعار سلامت اجتماعی برای افراد غیر مسلمان امری غریب و غیر قابل قبول میباشد.

همچنین به دلیل آنکه در برخی از مسائل اسلامی دیدگاه های متفاوتی نیز وجود دارد طرفداری دولتی از یک یا چند دیدگاه خاص نیز میتواند عامل انحراف از دین یا حتی دین زدگی باشد . همچنین دین زدگی زمانی رخ میدهد که در حکومت اسلامی که سران حکومتی را دین مداران تشکیل میدهند خطا کاری نفوذ پیدا کند و یا بر خطا کاری سرپوش گذاشته شود در چنین شرایطی است که بستری مناسب در جامعه برای رویگردانی از دین فراهم میشود و فلسفه هایی مانند لائیسیته یا سکولاریسم که خواهان جداشدن دین از سیاست هستند مورد حمایت مردم قرارمی گیرند.

در جامعه کنونی ایران این اتفاق خیلی دور از واقعیت در آینده ای نه چندان دور نخواهد بود مگر آنکه با حفظ اصل های نظام تصمیم به یکسری اصلاحات عملی زده شود. در حال حاضر زمینه برای یک حکومت ایده آل برای ایران بسیار فراهم است به طوری که در طول تاریخ و در میان دیگر کشورها این چنین نبوده است . از آنجایی که ایران تنها کشوری است که بر در سازمان ملل متحد بر پایه دین مداری بنا نهاده شده است وبرای این مهم هم هزینه های مادی و معنوی بسیار زیادی پرداخته شده، میتواند با به رسمیت شناختن تنها برخی از اصول و آزادی های فردی و اجتماعی در عمل ، به عنوان سالم ترین و موفق ترین حکومت ، قدرت خود را تحت عنوان دموکراسی اسلامی نشان دهد.


پاسخ‌ها

  1. مطالبت تو این پست خیلی قوی و به درد بخور بود

    نمی دونم چرا کمتر جلب توجه کرده بود

    به هر حال استفاده کردم

  2. لطفا منابع را ذکر کنید

  3. دوست عزیز مطالب کپی نیست که منبع ذکر کنم

    کتابهایی هم که ازشون برای جمع آوری مطالب استفاده شده چه فارسی و چه انگلیسی در مطلب بهشون ارجاع داده شده
    مابقی هم که برداشت های خودم هست

    امید وارم که مفید بوده براتون

    ممنون که سر زدید

  4. منوچهرجمالی:
    ازخود ، زیستن»، سکولاریته است
    ازخود، تراویدن ِ حق»، حقوق بشراست
    ازخود،روشن کردن»، بینش حقیقیست

    اندیشیدن نو، زائیدن خود ازنو درآینده است!!!!!!
    آنکه خود و ازخود نمیاندیشد، اندیشه های روشنی را هم که از دیگران میگیرد، تاریک میسازد!!!!!!!!!!!
    آنکه ازخود میاندیشد، تاریکی را تحول به روشنی میدهد و ازگذشته تباه ، آینده رخشان میسازد!!!!!!!!!!!!!!!!!

    سکولاریته ، زمان را، فانی و گذرا درنمی یابد
    سکولاریته ، دنبال رسیدن به هدفهای گرفتنی است
    مسئله بنیادی سکولاریته، پیکار برای« تغییر دادن مفهوم زمان» در اذهانست!!!!!!!!!!!!!
    و به هدفهای بهبود و پیشرفت زندگی در آینده ای دسترسی پذیر» میاندیشد و میگوید و کار میکند!!!
    و طبعا همیشه دوام درزمان دارد، و درحرکت با زمان ، باقی میماند و نو میشود و پیشرفت میکند، و بدین سان، گذرا و فانی نیست.
    عامه ، معمولا به زندگی درزمان و در زمین چسبیده اند، ونا آگاهانه ، سکولار هستند . واقعیت زندگی عامه ، سکولاراست، فقط « آگاهبود ضد سکولار» دارند . درواقع آنها در برزخ، زندگی میکنند!!!!!!!!!!!
    1-
    ————————————————————–
    سکولاريسم از بنيان گذاران حقوق بشر و پيامد اصلي مدرنيسم است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد.

    هالیئوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود سکولاریسم را به این گونه تعریف میکند:
    سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شده است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و یا خرافی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافته اند.

    اصول سه گانه آن عبارت است از:
    - بهبود وضعیت زندگی با توجه به مفاهیم مادی زندگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    - دانش تنها مشیت در دسترس انسان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    - کار نیک کردن نیک است. حقیقت این زندگی نیکو است و در جستجوی خوبی بودن فضیلت است!!!!!!!!!!!!

    در قلمرو مدرنيسم، دين، مركزيت خود را نسبت به زندگي اجتماعي و سياسي از دست ميدهد و به صورت مجموعهاي از دستورات و تعاليمي اخلاقي و شخصي درميآيد. نگرش مدرنيستي به دين نگرشي صرفاً پراگماتيستي است و بايد يكي از ويژگيهاي مدرنيسم را اعتقاد به سكولاريزه كردن حيات اجتماعي و سياسي دانست؛ يعني اين اعتقاد كه دين يا نبايد وجود داشته باشد يا اگر وجود دارد بايد به امري شخصي و فردي تبديل شود و در محدوده عبادات و احكام فردي باقي بماند، و دين نبايد مركز ثقل حيات سياسي و اجتماعي باشد بلكه بايد در جهت مشهورات و باورهاي اومانيستي قرار داشته باشد.
    از ارزشهایی مانند جدایی دین از سیاست در آمریکا و لانیسیته در فرانسه سکولاریسم بنا شده است

    شايد بتوان به طور خلاصه شاخصهاي سكولاريسم را اين طور بيان كرد:
    - دنيايي ديدن و اين جهاني كردن حيات بشري؛
    - افول و كاهش نقش متافيزيك و مابعدالطبيعه؛
    - نگرش مادي نسبت به اخلاق؛
    - هدايت عقل!!!!!!.

    از مكاتبي كه در پيدايش و تكوين سكولاريسم (Secularism) مؤثر بودهاند، ميتوان به اومانيسم (Humanism) و ناسيوناليسم (nationalism) و تاحدي سيانتيسم (scientism) كه اوج آن در پوزيتيويسم (Positivism) تبلور يافته، اشاره كرد.

    همچنين يكي از ستونهايي كه سكولاريسم بر آن استوار است ليبراليسم (liberalism) است!!!!!.

    ريشه هاي فلسفي سكولاريسم مربوط به مكتب تداعيگرايي جيمز ميل (James Mill) و مكتب اصالت فايده (utilitarianism) جرمي بنتام (Jermy Bentham) ميشود.

    ——————————————————

    سروران گرامي،

    سكولاريسم يعني تبيين نكردن جهان بر وفق مفاهيم ايدئولوژيها.
    تنها راه عبور از سنت به مدرنيته از طريق سکولاريزم اخلاقيست ، که بر خرد غير ايدئولوژيک تکيه دارد و همه چيز را از منظر دانش و عقل مدرن در عصر مدرنيته مينگرد زيرا ارزشهاي اخلاقي آن گره از کار فرو بسته آدمي ميگشايد.

    در حاکميتهاي ايدئولوژيک تکليف رفتار فردي و اجتماعي از پيش تعيين شده است که جوابگوي نيازهاي فطري آدمي نيست. از اينرو انديشه سكولار ناآگاهانه در ذهن افراد جاي مي‏گيرد و بخش وسيعي از جامعه احقاق حقوق شهروندي و فردي خويش را بر آرمانهاي ايدئولوژيک ترجيح ميدهند.
    اين دگرگوني سرآغاز گسترش سکولاريسم و پيرو آن تشکيل جنبشهاي مدني براي نهادينه کردن جامعه مدنيست.

    عقل خود بنياد آدمي را بصرف آدم بودن, محق حقوقي غير قابل ستان ميداند و بدنبال انطباق ايدئولوژيها با حقوق شهروندي و حقوق بشر نيست .

    ساختار جامعه مدرن در قرن 20 که يدک کش احزاب به نمايندگي از ايدئولوژيها بود با گذشت زمان و پيشرفت خرد آدمي و به تبع آن تغيير نيازهاي آدمي دچار گرديسي شد، که جايگاه احزاب را دچار تزلزل نمود.
    از اينرو احزاب درجهت حفظ سايه ايدئولوژيها اقدام به تغييرات تاکتيکي( نه استراتژيک) نمودند و با طرح اينکه ما يک پا در جامعه مدني داريم يک پا در جامعه سياسي اقدام به توجيه معادله نمودند و با اين تدبير مشارکت نمايندگان جنبشهاي جامعه مدني را از قدرت سياسي دور نگاه داشتند.

    در عصر مدرنيته عقل مدرن, ايدئولوژيها را بعنوان عاملان بازدارنده حاکميت شهروندان ميشناسد.
    حاکميت مردم بر مردم محقق نخواهد گرديد مگر با حضور مردم در قالب ساختار جنبشهاي مدني و سنديکايي در مراکز تصميم گيري و قدرت.

    با توجه به محورهاي بازدارنده امکان خطا در طرح و اجراي پلانها همواره امکان پذير است که قابل نکوهش نخواهد بود زيرا ارکان و اهداف استراتژي مورد تضعيف قرار نگرفته است.
    بهمين دليل امروز حاکميت ولايت اوباش خردستيز فقيه حوزه اي مشروعيت خود را از دست داده و به حکومت موقت تا جايگزيتي جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين (فرا ايدئولوژي) مبدل گشته است.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    23-1-1387
    arezu

  5. سلام عالی بود.

  6. سرلوحه ی برنامه های سکولاریزاسیون، آموزش است. باید تأکید کنیم که تمام کودکان حق دارند گستره ی فرهنگی وسیع تری را تجربه کنند!!! –

    - از مطالعه ی علوم مختلف و کسب مهارت اندیشه ی انتقادی!!! گرفته تا آموختن تاریخ ، هنرها، فلسفه!!! ، مطالعه ی تطبقی , و نظام های سیاسی و اقتصادی رقیب!!!. این مهم مستلزم به رسمیت شناختن حقوق کودکان به عنوان بشر است!!
    - همان طور که والدین حق ندارند کودکان خود را گرسنگی بدهند، کتک بزنند یا بی رحمانه تنبیه کنند، حق ندارند آنان را از آموزش مکفی محروم کنند!!!!!!!!!!!!.
    تلقین عقاید به اسم ارشاد!!!! ، توهینی به حق کودک به عنوان شخص است!!.

    آزادسازی زنان از سلطه ی مردانه نیز از اولیت های برنامه ی سکولاریزاسیون است!!!!!!!؛

    - زنان باید آزاد باشند تا بتوانند کار کنند و سفر کنند و زندگی شان را خود بسازند، نه اینکه محبوس کار خانگی و مشاغل دون پایه باشند.
    - زنان حق دارند از آموزش برخوردار شوند!!! و در حیات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه نقشی را ایفا کنند!!! که خود بر می گزینند. امروزه این نکات در کشورهای پیشرفته به طور گسترده ای پذیرفته شده است اما در بیشتر کشورهای اسلامی این حقوق زنان نفی می شود و این پاشنه ی آشیل جوامع مسلمان است که باید بر آن نیشتر زد!!!
    - احقاق حقوق زنان البته مستلزم آن است که فرد آزاد باشد!!! تا با هر کس که می خواهد ازدواج کنند یا زندگی مشترک داشته باشد، حتی اگر این به معنای خروج از دین باشد!!! زنان باید از همان آزادی ها و مسئولیت هایی برخوردار شوند که مردان برخوردارند!!!

  7. سروران گرامي،

    تغيير و تحول جوهر ذاتي فرهنگ سکولاريسم است که در آن خردورزي بسکون کشيده نميگردد زيرا ميل به آزادي و رشد يک فضيلت اخلاقيست , از اينرو مدرنيته مبتني بر آزاديست.

    در عصر مدرنيته جامعه مدني جامعه ايست اخلاقي که زير بناي آن اختيار است و اگر آزادي را از خرد بستانيم معيارهاي رذيلت جايگزين فضيلت ميگردد , زيرا رشد عقلاني مبتني بر خرد عمليست, که با رشد مانع شناسي ، رهايي طلبي نيز جايگاهش را ميابد.

    در عصر شکوفايي عقلانيت عقل مدرن جنبشهاي ايدئولوژيک را در کنار جامعه مدني برسميت نميشناسد. آنان مانع حرکت و رفتار نرمال جامعه ميشوند و هنجارهاي جامعه مدني را ميشکنند, زيرا تعالي مطلوب در مطلق آنان خلاصه ميگردد.

    در شرايط کنوني به همت فعاليتهاي همگون جنبشها و سنديکاهاي مدني ايرانزمين حاکميت ولايت اوباش فقيه خردستيز حوزه اي به حبابي مبدل گشته که قادر به ادامه حيات نيست, ازاينرو حاکميت ايدئولوژيک براي ادامه بقا نياز به استفاده ابزاري از احساسات و توهم سازي در جهت برزگنمايي بازوهاي سرکوب خويش را دارد, غافل از آنکه امروز جنبشهاي مدني و سنديکايي در موضع قدرتند و قادرند زمان سرنگوني حاکميت قرون وسطايي را رقم زنند.

    براي دستيابي به استراتژي نهايي ميبايست کليه جنبشهاي مدني ايرانزمين ضمن حمايت مستقيم از پلانهاي جنبشهاي معلمان وکارگران اقدام به فعاليتهاي موازي و کاملا هماهنگ نمايند تا عنان کار را بدست گيرند.
    همبستگيمان در روزهاي آينده نشان از درايت و توانمندي جنبشهاي مدني را خواهد داشت که براي ديکتاتوران چيزي جز فنا را به ارمغان نخواهد آورد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu

  8. سروران گرامي،

    مشروعيت ناشي از رعايت حق است. و اين حق در دل آزادي پرورش ميابد زيرا آزادي ما را بحقيقت ميرساند.
    فرهنگ سکولاريزم آدمي را هدف مي‏داند و نه وسيله و با پرگار ايدئولوژيک شعاع دايره آزادي فردي را محدود نميکند زيرا آدمي به انديشه هايش آدميست.

    در عصر شکوفايي عقلانيت تضاد جنبشهاي ايرانزمين با ايدئولوژي هاست زيرا حاکميت ايدئولوژيک نفي خرد آدمي مينمايد و انسان مقلد ميطلبد.
    از اين روست که انشعاب يکي از مشخصه هاي بارز آنان است زيرا تفسير فردي, قواعد ايدئولوژيک را به تصوير ميکشد و خواسته هاي فردي در دام محدوديتها و منم ها اسير ميگرداند .

    استراتژي جنبشهاي ايرانزمين در عصر مدرنيته, تحقق دمکراسي بر اساس منشور حقوق بشر است, که رسيدن به آن نيازمند يک پروسه است.

    اين پروسه از دسنترالي آغاز گرديد, زيرا جنبش در مرحله آغازين نيازمند پلاني مانند بازي دومينو بود که در طول حرکت, ميبايست تمامي افراد ضمن شناخت حقوق فردي , نقش خويش را باز يابند. اين حقوق فردي منبعث از حقوق شهروندي خواهد بود و همگان حقوق حقه خويش در وجود قانون مدرن حاضر ميابند ، و از فرد غير فعال به فعال تبديل ميگردند که قهرا به سازماندهي هسته هاي کوچکي که تمامي اعضا آن به حقوق شهروندي خويش آگاهند خواهد انجاميد و اين مسيريست گريز ناپذير , که در نهايت هدفمند ساختار سنترالي را بنا مينهدند که تصميم گيرهايش از قاعده هرم آغاز ميگردد.

    8 مارس بر جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين مبارک باد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    11-12-1386
    arezu

    ————————————-
    سروران گرامي،

    جامعه سکولار نيازمند اخلاق سکولار است زيرا سکولارتيه اخلاقي اساس سکولاريزم است که آدمي را به عقلانيت و بهره گيري از آن فرا ميخواند.

    مهمترين عنصر در جامعه سکولار استوار گردانيدن قوانين حقوق بشرست که ريشه در فضايل اخلاقي دارد.
    در عصر مدرنيته راهي را که جامعه مدرن بسوي سکولاريزاسيون ميپيمايد راهي گريز ناپذيرست زيرا آدمي خردورزست.

    سكولاريزم، نتيجة قهريِ بازيگران عرصه قدرت است و اين سرنوشتيست كه براي حاکميت ولايت ناسازگار فقيه بيخرد و تمامي احزاب رقم خواهدخورد.
    زيرا به گواه تاريخ ايرانزمين, اعتلاف احزاب با هر ايدئولوژي در کوتاه مدت ممکن ولي در دراز مدت امکان ناپذير است که نتيجه آن تحميل ديکتاتوري ديگر با ايدئولوژي دگماتيسم ديگرست.

    سرنوشت آينده ايرانزمين بيشک بدست جنبشها و سنديکاها رقم خواهد خورد که رشد فزاينده آنان تهديديست براي ديکتاتوران و احزاب (مذهبي ، کمونيستي ، اصلاح طلب ، سوسياليست و …).

    در اين برهه از زمان که جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين جايگاه خود را يافته اند ميبايست گاردهاي خويش را در مقابل احزاب و ايدئولوژي آنان ببندند تا از هر گونه انحراف ساختاري جلوگيري گردد.

    در عصر شکوفايي عقلانيت به مدد از انديشه مدرن قادر خواهيم بود از سد تمام ايدئولوژيها عبور نمايييم زيرا فطرت آدمي تکثرگراست که برده مکتب و ايدئولوژيها نميگردد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu

  9. سروران گرامي ،

    در عصر مدرنيته آدمي با استفاده از ابزار و مفاهيم مدرن بدنبال دموكراسيست . دموكراسي با نهادسازي حيات ميابد که مستلزم شناخت، آگاهي و ترجيحگذاريست.

    براي پايه ريزي ساختاري عقلاني در ميان هر جنبشي , شناخت و ريشه يابي نيازها اوليه و ثانويه و چگونگي حل قطعي مشکلات ضروريست .
    زيرا عدم شناخت نه تنها انحراف در عملکرد را بدنبال دارد بلکه در طول حرکت بدنه ساختار را دچار ضعف و سکون ميگرداند.

    براي مستحکم نمودن بدنه ساختار جنبش , طبقه بندي نيازها و تمرکز بر آن از اولويت برخوردار است تا با حرکتهاي مقطعي که نتيجه اي جز دور باطل و پرداخت هزينه نامعقول ميباشد روبرو نگرديم.

    مفهوم واقعي جنبش يعني درک تمامي اعضا به حقوق حقه خويش در دنياي مدرن بر اساس آگاهي و شناخت , نه خواستي که بر اساس تقليد و عدم شناخت بخود شکل کاذب گرفته باشد و از طرف ديگر تقسيم کار و مسوليت پذيريست.

    عقل خودبنياد با آگاهي بر اينکه حاکميت ديکتاتوري ولايت اوباش ناسازگار فقيه , قانون اساسي قرون وسطايي خود را که در تضاد با قوانين حقوق بشر است در دنياي مدرن ديکته ميکند نيازي به مجوز براي احقاق حقوق حقه خويش نميبيند زيرا حق مجوزيست براي کسب حقوق.

    حاکميت ديکتاتوري مذهبي مرگ خويش را در گسترش روزافزون, ساختاري و هدفمند جنبشها و سنديکاها ميبيند. زيرا با تن دادن به خواسته هاي اوليه که شامل حقوق شهرونديست (حق آزادي بيان ، انديشه ، قلم ، نوع پوشش , رفاه و امنيت اجتماعي , …) ميبايست از صحنه قدرت کناره گيري نمايد.

    در عصر شکوفايي عقلانيت براي دستيابي به استراتژي نهايمان که همان حذف ديکتاتور است ميبايست سنديکاها و جنبشها در سراسر کشور , زمانبندي شده و بطور منظم براي هماهنگي هرجه بيشتر ميان سازماني با يکديگر ارتباط تنگاتنگ برقرار نمايند , تا اجراي پلانها از کميت و کيفيت مطلوبي برخوردار گردد. حاکميت ديکتاتوري جاهل خود آگاه است که شمارش معکوس برايش آغاز گشته است.

    22 خرداد بر جنبش فمينستي زنان ايرانزمين مبارک باد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    19/3/1386
    —————————————–

    سروران گرامي ،

    در عصر مدرنيته , قانون متضمن اخلاقيست که آدمي در دنياي مدرن به آن نياز دارد. عقلانيت به معناي يك شيوه يا انتخاب ميباشد كه خود عقلانيست و به جاي تقليدي بودن ، تحقيقيست. اهل دگم و اهل جزم نميتواند خردورز باشد.

    فرهنگ عقلانيت حاکميت را متعلق به مجموعه آدميان ميداند . آنان که اين مجموعه را از حق تصميم گيري و تعيين سرنوشت خود محروم ميسازند و يا ناتوان ميدانند در حقيقت نفي خرد آدميان نموده و خود را قيم آنان ميداند.

    جنبش عقلانيت در راستاي استراتژي خود با پلان مدرن حذف احزاب, که بعنوان يکي از عوامل بازدارنده در راه دستيابي به عدالت و دمکراسي بوده اند, قادر است ماهيت عوامل داخلي و خارجي را از صدر مشروطيت تاکنون بتصوير کشد .

    حقیقت این است که این عوامل انگیزه های سیاسی دارند و این انگیزه سیاسی را از راه اندیشه ای ناروا اعمال و اجرا می کنند.

    - عوامل داخلي :
    حاکميت قرون وسطايي ولايت فقيه با حربه فعال نمودن خانه احزاب بازي ديگري را براي ادامه حيات سياسي خويش در مقابل جنبشها و سنديکاها براه انداخته اند
    و از سوي ديگر احزاب چپ که بعلت ديکتاتور زدگي تجربه سياسي جز داشتن يک تفکر و ايدئولوژي براي همه نسلها و همه عصرها را ندارند , مسرانه بر اصل محوريت خود بعنوان قيم پافشاري مينمايند!!!!!!!!

    و در تقلا براي بدست گرفتن قيوميت جنبشها و سنديکاها در جهت تثبيت آينده حيات سياسي خود بعنوان مرکزيت قدرت تصميم گيري تلاش مينمايند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

    - عوامل خارجي:
    توتاليتارياليزم (استبدادي) نظاميست ناکارامد و در اين راستا سرمايه داري جهاني و کارتل هاي برزگ نفتي در جهت حفظ منافع اقتصادي خود در کشورهاي در حال توسعه با ايجاد تضاد هاي کاذب در جامعه , اقدام بحرکت در موازت حاکميت ناکارآمد و احزاب بيتجربه تماميت خواه که ماه عسل فعاليت آنان چيزي جز سيکل حاکميت ديکتاتورها نيست , مينمايد تا شرايط را جهت حفظ منافع اقتصادي و سياسي خود تحت کنترل داشته باشند.

    اين عوامل در عصر شکوفايي عقلانيت با تحقق پلان جانشيني جنبشها و سنديکاها در مراکز تصميم گيري و قانونگذاري , به استراتژي خود که همان غصب حاکميت و حفظ منافع نا مشروع است دست نخواهند يافت.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    13/3/1386

    ————————-

    سروران گرامي ،

    خردورزي يكي از عناصر مهم فرهنگ سکولاريزم است. آدمي با رشد عقلانيت , هويت خود را ساماني خردپسند خواهد داد که خرد را حاکم بر سرنوشت خويش ميگرداند.
    دمکراسي و انديشه حقوق بشر از تفکرات انسان مدرن است. مدرنيته چيزي نيست جز علم مدرن، سياست مدرن، اقتصاد مدرن و …

    به گواه تاريخ حاکميت يک تئوري بر آدميان در ادوار مختلف به بنيادگرايي كور مبدل گشته، که دمار از روزگار حقيقت به در آورده است. از اين رو عقل خودبنياد به همه تئوريها ابزارگونه مينگرد , خواه اين تئوريها مذهبي باشد و خواه غير مذهبي
    زيرا تئوريها و ايدئولوژيها مختص زمان و چهارچوب مشخصيست که با گذشت زمان قادر به پاسخگويي به خواسته هاي انسان خرد انديش نيست.
    با اين اوصاف پذيرش هر مکتبي (اسلام ، مسيحيت ، کمونيست ، ،…) در دنياي مدرن امريست شخصي .

    جامعه دمکرات نيازمند اخلاق دمکرات است که تضميني باشد براي حاکميت دمکرات.

    براي پايگذاري جمهوري مقتدر در عصر مدرنيته که از بطن تک تک فرزندان ايرانزمين برخواسته باشد, ميبايست تصميم گيريها بصورت دسنترالي آغاز گردد و به سنترالي ختم گردد. بطور نمونه:
    - هر استاني بشکل پارلمان استاني اداره ميگردد که نمايندگان آن از منتخبين جنبشها و سنديکاهاي استان ميباشند که خواسته بومي هم شامل قوانين استان نيز ميگردد.
    - جهت تعيين نمايندگان مجلس فانونگذاري کشوري هر جنبشي ميباست مجددا” نمايندگاني را براي مجلس معرفي نمايد براساس راي گيري ميان تمام اعضاي هر جنبش .

    درکنار اين مجلس نياز به يک مجلس با افراد فوق تخصص در رشته هاي مختلف علمي احساس ميگردد که انتخاب اعضاي آن توسط اساتيد آکادميکها در سراسر کشور انجام ميگردد که قوانين تصويب شده با علم مدرن و خواسته هاي روز در عصر مدرنيته هماهنگ گردد.

    در شرايط کنوني براي دستيابي به حاکميت خرد بر مردم خردمند , جنبشها و سنديکاها ميبايست در بالاترين سطح خود قانونمند, ساختاري را پايه ريزي نمايند که محتواي آن ساختار متناسب با مسوليتي باشد که در آينده اي تزديک بدوش خواهد کشيد.
    عقل خود بنياد قادر است با اين تئوري تصوير عاقلانه از ساختاري عقلاني ارائه دهد . اين آزمونيست در مقابل يکايک ما که امروز براي پي ريزي يک ساختاري مدرن و عقلاني در درون هر جنبشي همت گماريم ، تا فردا قادر گرديم نظامي با ساختار عادلانه بنا ، و از آن حمايت نماييم.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    8/3/1386
    arezu
    ——————————————–

    سروران گرامي،

    در فرهنگ سکولاريسم فرآیند پرسشگری از مدرنیته آغاز گشته که در بطن آن منطقي نهفته است که ما را به یقین می رساند. سکولاریسم، آگاهی به حسابگریهای عقلانیست.

    عقل خودبنياد درعصر مدرنيته راهي را برميگزيند که حکيمانه تر است و در آن تقليد کورکورانه و ميکانيکي از راه کارهاي مکاتب و ايدئولوژيها جايي ندارد , زيرا راه کارهاي آنان منتهي ميگردد بپذيرش جبر سلطه ايدئولوژي بر انسان خردانديش .

    عقل مدرن در شرايط کنوني نياز به تحقيق و مطالعه متمرکز بر روي 3 محور حقوق شهروندي , حقوق صنفي و ساختار مديريتي( Henry Mintzberg ) را براي پيشبرد اهداف خود لازم ميبيند. زيرا هر گونه حرکتي بدون شناخت و ساختار سالم فاقد نتيجه دلخواه خواهد بود.

    جنبشهاي کارگري، معلمان و … با پتاسيل بالقوه خويش و آشنايي به تجربه کار سنتي سنديکايي و کانوني قادرند سريعتر از جنبشهاي ديگر هرم قدرت خويش را بشکل وسيع و شبکه اي پايه ريزي نمايند. در عصر شکوفايي عقلانيت کانونها و سنديکاها مشروعيت خويش را از اعضائ خويش خواهند گرفت, از اينرو نيازي به تاييد از سوي ارگانهاي وابسته به حاکميت ولايت اوباش فقيه را نميبينند.

    بطور نمونه هر بخشي در جنبش کارگري, سنديکاي مستقل خود را دارد که ميباست نمايندگان خود را بر اساس تعداد اعضا براي تشکيل لايه مياني هرم معرفي نمايد که از ميان آنها بر اساس انتخابات لايه مياني, تيم مديريتي راس هرم قدرت هر شهري برگزيده ميگردد. هسته هاي مديريتي شهري در يک استان, نقش لايه مياني هرم قدرت استاني را بازي ميکند.
    نمايندگان منتخب لايه مياني در واقع راس هرم قدرت استاني را شکل ميدهند, که اين تيم در کنار تيمهاي منتخب جنبشهاي ديگر , هسته اصلي اعضاي پارلمان استاني را بوجود خواهند اورد.
    تيم منتخب هر جنبشي در پارلمان استاني ميبايست مجددا”بطور مستقل نمايندگاني را براي لايه مياني هرم قدرت کشوري جنبش خويش, معرفي نمايند که از بين آنان بشکل انتخابات داخلي نمايندگان پارلمان کشوري انتخاب خواهد شد و باقيمانده اعضاي لايه مياني کشوري, مسوليت اداره بازرسي کل کشور را برعهده خواهند داشت .

    براي انتقال سريع قدرت به جنبشها و سنديکاها (فرا ايدئولوزي) و پايه ريزي جامعه مدني و بر اساس منشور حقوق بشر با اراده پولادين همت گماريم .

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده باد سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    11/01/87
    arezu

    —————————————————

    سروران گرامي،

    هدف عقلانيت تنها شناخت امور نيست بلکه بهبود زندگي اجتماعيست.
    در عصر مدرنيته يکي از زشتترين چهره هاي يک جامعه, فقر است از اينرو دمکراتيزه کردن اقتصاد يکي از اصول اصلي فرهنگ سکولاريسم است.

    در عصر شکوفايي عقلانيت آموختن فرهنگ و انديشه مدرن ( اقتصاد مدرن ، صنعت مدرن …) اوليت بر کاربرد ابزار توليد و مصرف مدرن را دارد زيرا ميبايست ابتکار و رقابت ارزش غالب گردد.

    استثمار نتيجه عدم انضباط در برنامه ريزي و کنترل اقتصاد است. جانشيني جنبشها و سنديکاها در مراکز قدرت, عامل توازن ميان نيروي کار و سرمايه است .

    اين دو فاکتور در حقيقت مکمل يکديگرنند که از يک سو مالکيت فردي و سود سرمايه محترم شمرده ميشود و از سوي ديگر رفاه اجتماعي اولويت خود را از دست نخواهد داد.
    يکي از مقدمات تضمين رفاه اجتماعي ورود به اقتصاد غير متمرکز است که بخش وسيعي از آن متمرکز بر سهامداري عموميست.
    مهمترين استراتژيهاي پارلمان هاي استاني برنامه ريزي هاي کوتآه و بلند مدت براي تزديکي به مرز استقلال اقتصادي استانيست و درآمدهاي نفتي تا رسيدن به مرز استقلال اقتصادي , نقش حمايتي را بعهده خواهد داشت.

    در امور واردات, سنديکاها با بهره گيري از کادر هاي تخصصي در استخدام خويش نقش تئوريک حساسي را بعهده دارند. آنان بر اساس توليدات داخلي ميبايست در غالب اعداد و ارقام حجم واردات را از طريق پارلمانهاي استاني به پارلمان کشوري و پارلمان دوم که شامل نمايندگان فوق تخصص منتخب اساتيد دانشگاههاي کل کشور ميباشد ارسال گردنند و در صورت تطابق آن با اصول مدرنيته جهت اجرا به دولت ابلاغ ميگردد و دولت موظف به انتقال آن به بخش خصوصيست.

    اين استراتژي مربوط به 10 سال اول ميباشد که مقدمه اي خواهد بود براي ورود به بازار آزاد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    18-01-87
    arezu

    ——————————-

    سروران گرامي،

    سکولاريته اخلاقي قلب سکولاريزم است که قانوني زيستن و به قانون عقلاني عمل کردن را , اخلاقي زيستن ميداند.

    براي برپايي يک نظام عادلانه ميبايست طرح ديگري بيانديشم که اجزاي آن با اجزاي پيشين متفاوت باشد زيرا انقلابهاي ايدئولوژيک حاوي پيامي بجز اسارت خرد و نفي ارزشهاي تکامل يافته آدمي در عصر مدرنيته, نمي باشند.

    در عصر شکوفايي عقلانيت, عقل خودبنياد جامعه مدنى را با جامعه سياسى يکى ميداند. جامعه مدنى مجموعه اي از ارزشهاي مثبت و مکانى براى دگرگونى واقعيتها و تحول انديشه هاست که در پناه آن تمدن جديد و عدالت نوين شکل ميگيرد.

    مسوليت عقلانيت در عرصه تحول جامعه مدني، قدرت بخشيدن به موج انقلاب و پيرو آن مهار آنارشيست است. هرج و مرج , خرد و جان را با هم ميستاند که ماه عسل آنارشيست و بيخردي ، بهانه ايست براي توجيه سيطره ايدئولوژي دگماتيسم ديگر.

    در عصر مدرنيته, عقل مدرن براي کاهش وضعيت ناپايدار آنارشيست هدفمند بودن پلانها را براي کاهش ضريب خطا لازم ميبيند.
    از اينرو مجلس دوم که متشکل از نمايندگان اساتيد آکادميکيها (در داخل و خارج از کشور) در رشته هاي مختلف علمي ميباشد, کنترل کشور را در مرحله آغازين بعهده خواهند گرفت, که تمرکز بر روي اقتصاد و مديريت بحران از اولويت برخوردار خواهد بود و همچنين زمينه را براي تشکيل مجلس اول آماده خواهند ساخت.

    در طول 6 ماه ميبايست تمام جنبشهاي مدني و سنديکايي ايرانزمين (فراايدئوژي) ساختار سازماني خود را جهت کنترل پارلمانهاي استاني و کشوري ارائه نمايند, که در اين امر اساتيد دانشگاهها در هر استان ملزم به حمايت تئوريک از جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين (زنان ، کارگران ، کارمندان ، روزنامه نگاران ، نويسندگان ، کشاورزان , دانشجويان و …..) ميباشند.

    جنبش تحولخواه سکولار آخرين هشدار خويش را به حاکميت قرون وسطايي نامشروع با پيامي آشکار ميدهد, يا با آرامش از قدرت پوشالي کناره گيري کنيد و يا در انتظار موج انفجار داغ فرزندان خردمند ايرانزمين باشيد.

    جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين خود را آماده فرود آوردن آخرين ضربه ها نماييد که حاکميت ايدئولوژيک در شکننده ترين وضعيت خود قرار گرفته است و راه گريزي بجز مانورهاي کور برايش باقي نمانده است.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    31-1-87
    arezu

    ————————

    روشنفکر فرا-ايدئولوژيست نه برده ايدئولوژي

    ايرانزمين سرزمين جنبشها و سنديکاهاست ‘فرا ايدئولوژي’ نه احزاب !!!
    تئوريها و ايدئولوژيها مختص زمان و چهارچوب مشخصيست که با گذشت زمان قادر به پاسخگويي به خواسته هاي انسان خرد انديش نيست. پذيرش هر مکتبي و ايدئولوژي (اسلام ، کمونيست , سوسياليست ،…) در دنياي مدرن امريست شخصي!!!

    هيچ نسلي تعيين کننده عدالت براي نسل ديگر نيست!!!
    جنبش سياسي وجود خارجي ندارد!!! و تعيين سياست هاي داخلي و خارجي همه بدست جنبش هاي اجتماعي ايرانزمين خواهد بود!!!, هر چه سیاسی است، اجتماعی است و هر چه اجتماعی است، سیاسی نیز هست.

    دمکراسي و انديشه حقوق بشر از تفکرات انسان مدرن است. مدرنيته چيزي نيست جز علم مدرن، سياست مدرن، اقتصاد مدرن و … دمکراسي مبتتي بر قوانين حقوق بشر يعني دادن نظم جهت زندگي مطلوب و عادلانه تر , که عقلانيت بر آن صحه گذارد

    نمايندگان مجلس قانونگذاري و مراکز تصميم گيري از منتخبين جنبشها و سنديکاها ميبايست باشند (زنان، معلمان ، اساتيد ، کارگران، کارمندان، روزنامه نگاران، نويسندگان ، دانشجويان، پزشکان، پرستاران, کشاورزان و…) !!!به هيچ حزب و اپوزيسيون اجازه ورود به پارلمانهاي استاني و کشور را نخواهيم داد !!!

    اين است حکومت مردم بر مردم

    خواست نسل ما ‘Strategy’ :
    برکناري نظام رهبري و تمام مراکز تصميم گيري
    سکولاريزه کردن حيات سياسي و اجتماعي
    (فرا ايدئولوژي و عاري از سيستم رهبري) جمهوري سکولار

    قانون اساسي منطبق با منشور حقوق بشر
    - هر استاني بشکل پارلمان استاني اداره ميگردد که نمايندگان آن از منتخبين جنبشها و سنديکاهاي استان ميباشند که خواسته بومي هم شامل قوانين استان نيز ميگردد.
    - جهت تعيين نمايندگان مجلس فانونگذاري کشوري هر جنبشي ميباست مجددا” نمايندگاني را براي مجلس معرفي نمايد براساس راي گيري ميان تمام اعضاي هر جنبش .
    - درکنار اين مجلس نياز به يک مجلس با افراد فوق تخصص در رشته هاي مختلف علمي احساس ميگردد که انتخاب اعضاي آن توسط اساتيد آکادميکها در سراسر کشور انجام ميگردد که قوانين تصويب شده با علم مدرن و خواسته هاي روز در عصر مدرنيته هماهنگ گردد

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    ————————————————–

    مصدق سکولار

    هر جا ملت است آنجا مجلس است!!!
    فرض اینکه شما بگویید مجلس موسسان این قانون را تغییر داده قانونی که مخالف میل مردم باشد قانون نیست!!!
    قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي

    بر فرض که ما با هواخواهان این رژیم موافقت کنیم و بگوییم دیکتاتور به مملکت ما خدمت کرد. در مقابل آزادی که از ما سلب نمود چه برای ما کرد؟؟؟

    پيدايش سنديکاهايی که مدافع منافع زحمتکشان جامعه باشند می توانند شکل های اوليه ی احزاب!!! واقعأ طبقاتی گردند
    دکتر مصدق می دانست روزی تحولات محتمل، بلکه حتمی الوقوع، در جامعه ی ايران، وجود نوع پيشرفته ی آنها را به ضرورتی حياتی تبديل می کند !!!

    —————————————————————

    سروران گرامي،

    ظالم آن قومی که چشمان دوختند
    وز سخن ها عالمی را سوختند

    مشروعیت ناشی از رعایت حق است. ارزش بنیادی اندیشه مدرن در عصر شکوفایی خرد حقوق و آزادیهای فردیست. میل به دیکتاتوری که فطرت ذاتی ایدئولوژیهاست یکی از چالشهای سرنوشت ساز در برابر آزادیست.

    حق حیات یکی از حقوق اولیه ادمیست. ایدئولوژیها در عصر مدرنیته به آدمی میاموزند که نظم در یک اندیشه و تفکر خلاصه میگردد و آدمی زمانی از حق حیات برخوردار است که برده و مجری آرمانهای خردستیزان آنان باشند . آنچه مطلوب آدمیست آزادی در جستجوی حقیقت است. زیرا آزادی و حقیقت هم عنانند.

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده باد سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    20/11/87
    arezu

    ———————————————————-

    انقلاب سال ۵٧ انقلاب نبرد مخفی ایدئولوژیها برای بدست گرفتن قدرت و حذف بموقع ایدئولوژیهای رقیب بود و مردم در صحنه نقشی جز براوردن ارمانهای انان را نداشتند.

    تضاد جنبشهای مدنی و سندیکایی ایرانزمین (فراایدئولوژی) با ایدئولوژیهاست [مذهب / کمونیست / سوسیالیسم ....] دیگر اجازه نخواهیم داد که سال ۵٧ تکرار شود!!!!
    فرزندان ایرانزمین وارثان قدرتند نه تماشاگران بازی قدرت.
    ایدئولوژیها قادر نخواهند بود که انسان خرداندیش متعلق بعصر مدرنیته
    را ببازی گیرند. زیرا اندیشه مدرن برده و مقلد هیچ ایدئولوژی نخواهد شد!!!

    در عصر شکوفایی عقلانیت یکبار و برای همیشه تکلیف خودمان را با سلطه ایدئولوژیها بر انسان خرداندیش روشن خواهیم کرد و از سد همه آنان خواهیم گذشت.

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    20/11/87
    arezu

  10. دكتر مصدق سکولار

    مصدق در مجلس خطاب به رزمآرا جملهای دارد كه گويی برآيند تمامی خواستهها و آمال مشروطهخواهان راستين بود كه صد سال است در فضای سياسی ايران از مشروطيت تا امروز پژواك دارد.
    او گفت “اگر از راه آزادی و دموكراسی نتوانيم كاری كنيم از طريق اختناق، زور و قلدری برای مردم نمیتوانيم كاری انجام دهيم».
    رزمآرا در جوابی عوامفريبانه میگويد “اين حرفها كه شما میگوييد برای شب مردم شام نمیشود”،
    مصدق پاسخ میدهد “برای همهی عصرها و نسلها كه حكومت زور و قلدری ممكن است يك شب يا حتی چند سال به مردم نان بدهد ولی

    تا خود مردم نتوانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در امور اجتماعی دخالت كنند هيچ گاه صاحب نان نمیشوند و بايد هميشه سر بیشام زمين بگذارند”!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

    —————————————————–

    شیخ فضل الله نوری در همان آغاز جنبش ملی مشروطه خواهی ایران کلمه آزادی را ” لفظ قبیحه” خوانده بود و قانون اساسی انقلاب مشروطه ایران را “ضلالت نامه” و با اراذل واوباش پیرامون خویش در کوچه و خیابان نعره ها کشیده بودند و شکم ها دریده بودند که “مشروطه نمی خواهیم ، ما دین نبی خواهیم”

    ——————————–

    برای مبارزه با ایدئولوژی جهل و جنایتی که نزدیک به سی سال است مشغول جویدن گلوی مردم ایران است به ایدئولوژی دیگری نمی توان توسل جست که ایدئولوژی ها همه از یک جنس اند و همه مُروج کینه و نفرت و تعصب و جنگ و خون ریزی و همه مشغول تقسیم و تجزیه مردم اند به خودی و ناخودی ، انقلابی و ضدانقلابی ، خلقی و ضدخلقی , قومیتُ و …
    توسعه بدون مدرنيته و شهروندي بدون وجود انسان هايي شايسته و سزاوار توسعه محقق نمي شود
    و اين هر سه پيامد عقلانيت و خردگرايي اند!!!!!!!!!
    در کشورهاي جهان سوم به لحاظ نگرش قومي و قبيله يي،
    خاص گرايي مفرط، فقدان و ضعف عقلانيت و خردگرايي
    مدرنيته نهادينه نشده و حقوق شهروندي تحکيم نيافته است، برنامه هاي توسعه به اهداف تعيين شده دست نمي يابند

    ————————————————————————

    3 عامل عمده در عدم استقرار سکولاريسم پس از انقلاب مشروطيت دخيل بود تا … :
    - عدم استقرار نهادها و جنبشهاي مدني سکولار
    -اتحاد روشنفکران با ايدئولوژيها
    - پيروان و وابستگان ايدئولوژيها
    (مذهبيون, کمونيست ، مارکسيسم /لنينيسم و….)

    ———————————————–
    حزب = ايدئولوژي = استفاده ابزاري از شهروندان براي کسب قدرت
    رهبر ، پادشاه ، حزب ، ايدئولوژي, تفتيش اعقايد , تعصب , قوميت …
    عقل مدرن در شروع قرن 21 اين واژگان را از لغتنامه خويش حذف نموده است زيرا پذيرش آن بمعناي قبول اسارت عقل آدمي است و اين سزاوار انسان خرد انديش متعلق به قرن 21
    نيست !!!!!!!!!!!!!!!

    ———————————–

    سروران گرامي،

    وقتي قدرت مجتمع گردد زشتهاي اخلاقي را با خود بهمراه مياورد, که مشروعيت را از حاکميت سلب مي نمايد.

    حاکميتهاي ايدئولوژيک, حاکميتهاي اخلاقستيزند, که خواسته هاي آدمي را با خواسته هاي قدرت تنظيم ميگردانند زيرا ايدئولوژي حاکم , پايبندي به ارزشهاي ايدئولوژيک را محور ارزشهاي اجتماعي ميداند و اساسا” ظلم توجيه ميشود.

    در عصر شکوفايي عقلانيت براي گسترش سطح تصميم گيري و اجراي پلانهاي مطرح در اين مرحله , شناسايي گروه هاي هدف براي تشکيل هسته هاي کوچک نيمه متمرکز با استراتژي يکسان از اولويت برخودار است.

    لذا همه افرادي که قابليت سازماندهي در سطح هسته هاي کوچک را دارا ميباشند , ضمن مسوليت پذيري و بالا بردن سطح شناخت همه اعضاي شرکت کننده , به پرورش افراد با قابليتهاي مديريتي براي هسته هاي ديگر نيز, همت گمارتند.

    زيرا گسترش و تقويت هسته هاي کوچک با شرکت تمام بانوان ايرانزمين نه تنها ضربه پذيري را به حداقل رسانده بلکه کيفيت مبارزات را بهبود مي بخشد و به جنبش امکان طراحي و برنانه ريزي ساختار مديريتي لايه مياني هرم را ميدهد.

    در عصر مدرنبته جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين که مسلح به شجاعت عقلانيتند قادر گشتند با پلان ايزوله نمودند حاکميت ولايت اوباش فقيه انسانستيز , در انتصابات فرمايشي پيروزي ديگري را در کارنامه خود به ثبت رسانند و هدفمند حلقه هاي پلانهاي قابل اجرا را , براي دستيابي به استراتژي نهايي متصل گردانند.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    25/12/86
    arezu

    —————————–

    سروران گرامي،

    جامعه سکولار نيازمند اخلاق سکولار است زيرا سکولارتيه اخلاقي اساس سکولاريزم است که آدمي را به عقلانيت و بهره گيري از آن فرا ميخواند.

    مهمترين عنصر در جامعه سکولار استوار گردانيدن قوانين حقوق بشرست که ريشه در فضايل اخلاقي دارد.
    در عصر مدرنيته راهي را که جامعه مدرن بسوي سکولاريزاسيون ميپيمايد راهي گريز ناپذيرست زيرا آدمي خردورزست.

    سكولاريزم، نتيجة قهريِ بازيگران عرصه قدرت است و اين سرنوشتيست كه براي حاکميت ولايت ناسازگار فقيه بيخرد و تمامي احزاب رقم خواهدخورد.
    زيرا به گواه تاريخ ايرانزمين, اعتلاف احزاب با هر ايدئولوژي در کوتاه مدت ممکن ولي در دراز مدت امکان ناپذير است که نتيجه آن تحميل ديکتاتوري ديگر با ايدئولوژي دگماتيسم ديگرست.

    سرنوشت آينده ايرانزمين بيشک بدست جنبشها و سنديکاها رقم خواهد خورد که رشد فزاينده آنان تهديديست براي ديکتاتوران و احزاب (مذهبي ، کمونيستي ، اصلاح طلب ، سوسياليست و …).

    در اين برهه از زمان که جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين جايگاه خود را يافته اند ميبايست گاردهاي خويش را در مقابل احزاب و ايدئولوژي آنان ببندند تا از هر گونه انحراف ساختاري جلوگيري گردد.

    در عصر شکوفايي عقلانيت به مدد از انديشه مدرن قادر خواهيم بود از سد تمام ايدئولوژيها عبور نمايييم زيرا فطرت آدمي تکثرگراست که برده مکتب و ايدئولوژيها نميگردد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    ———————————

    سروران گرامي ،

    در عصر مدرنيته آدمي با استفاده از ابزار و مفاهيم مدرن بدنبال دموكراسيست . دموكراسي با نهادسازي حيات ميابد که مستلزم شناخت، آگاهي و ترجيحگذاريست.

    براي پايه ريزي ساختاري عقلاني در ميان هر جنبشي , شناخت و ريشه يابي نيازها اوليه و ثانويه و چگونگي حل قطعي مشکلات ضروريست .
    زيرا عدم شناخت نه تنها انحراف در عملکرد را بدنبال دارد بلکه در طول حرکت بدنه ساختار را دچار ضعف و سکون ميگرداند.

    براي مستحکم نمودن بدنه ساختار جنبش , طبقه بندي نيازها و تمرکز بر آن از اولويت برخوردار است تا با حرکتهاي مقطعي که نتيجه اي جز دور باطل و پرداخت هزينه نامعقول ميباشد روبرو نگرديم.

    مفهوم واقعي جنبش يعني درک تمامي اعضا به حقوق حقه خويش در دنياي مدرن بر اساس آگاهي و شناخت , نه خواستي که بر اساس تقليد و عدم شناخت بخود شکل کاذب گرفته باشد و از طرف ديگر تقسيم کار و مسوليت پذيريست.

    عقل خودبنياد با آگاهي بر اينکه حاکميت ديکتاتوري ولايت اوباش ناسازگار فقيه , قانون اساسي قرون وسطايي خود را که در تضاد با قوانين حقوق بشر است در دنياي مدرن ديکته ميکند نيازي به مجوز براي احقاق حقوق حقه خويش نميبيند زيرا حق مجوزيست براي کسب حقوق.

    حاکميت ديکتاتوري مذهبي مرگ خويش را در گسترش روزافزون, ساختاري و هدفمند جنبشها و سنديکاها ميبيند. زيرا با تن دادن به خواسته هاي اوليه که شامل حقوق شهرونديست (حق آزادي بيان ، انديشه ، قلم ، نوع پوشش , رفاه و امنيت اجتماعي , …) ميبايست از صحنه قدرت کناره گيري نمايد.

    در عصر شکوفايي عقلانيت براي دستيابي به استراتژي نهايمان که همان حذف ديکتاتور است ميبايست سنديکاها و جنبشها در سراسر کشور , زمانبندي شده و بطور منظم براي هماهنگي هرجه بيشتر ميان سازماني با يکديگر ارتباط تنگاتنگ برقرار نمايند , تا اجراي پلانها از کميت و کيفيت مطلوبي برخوردار گردد. حاکميت ديکتاتوري جاهل خود آگاه است که شمارش معکوس برايش آغاز گشته است.

    22 خرداد بر جنبش فمينستي زنان ايرانزمين مبارک باد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    19/3/1386

    ———————–

    سروران گرامي ،

    اخلاق و سياست لازم و ملزوم يکديگرند که ارتباطشان از طريق واژه اي بنام عدالت است.
    دمکراسي مبتتي بر قوانين حقوق بشر يعني دادن نظم جهت زندگي مطلوب و عادلانه تر , که عقلانيت بر آن صحه گذارد.

    آدمي در عصر مدرنيته اگر به مواضع خطاي خويش آگاه نباشد و تئوري براي کاستن ضريب خطا نداشته باشد ، تئوري براي تغيير و تحول هم نخواهد داشت.
    تاثير روند هاي تاريخي در برگزيدن استراتژي در عصر شکوفايي عقلانيت غير قابل اغماض است .

    در عصر مدرنيته براي دستيابي به حقوق حقهمان اينبار نه از طريق سپردن سرنوشت خويش بدست احزاب تزديک به تفکر جنبشها و سنديکاها , بلکه خود تفکر بايد حاکميت را بدست گيرند.
    بدين مفهوم که آينده ايرانزمين بدست جنبشها و سنديکاها رقم خواهد خورد , نه احزاب که ماهيت خويش را در طول 100سال مبارزات عدالت خواهانه فرزندان ايرانزمين بنمايش کشيده اند, که تئوريسينهاي آنان جز دفاع ايدئولوژيک و حذف رقيب انديشه اي را در سر نداشته اند .

    اگر آدمي در دنياي مدرن بجاي بهره گيري از تئوريهاي مختلف خود را برده يک تئوري نمايد مجبور است که اولاٌ ناپختگی ها را تکرار کند، ثانیاٌ خطاها را تکرار کند و ثالثاٌ به جایی برسد که بسیار عقب تر از جایی است که متفکران ، معاصرجهان به آن رسیده اند و نتيجه اش همواره حاکميت ديکتاتوري بر ديکتاتور ديگر است

    عقل خود بنياد روند آنچه را که به ناحق بر فرزندان ايرانزمين گذشته است را در تعييين پلانها و استراتژي خويش ثبت مينمايد و آنرا چراغي براي باسازي آينده قرار خواهد داد.

    در اين مرحله از مبارزات بر جنبشهاست که با بهره گير از هسته هاي مختلف مديريت (طرح و برنامه ، اجرا ، بحران و…) و با افزايش سطح علمي و ساختمانبندي خواسته ها و نيازها مبتي بر عقلانيت همراه با مبارزات مستمر و متحد، گامهاي نهايي را براي دستيابي به تعيين سرنوشت خويش بردارند که پيروزي در دستانمان است

    زنده باد فرزندان ايرازمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    27/2/1386

    ———————————-

    سروران گرامي ،

    رشد تفکر علمی و رشد دموکراسی لازم و ملزوم يکديگر هستند.

    تئوريها همواره با رشد علم و تکنولوژي متحول گشته و چهره جديدي را بخود گرفته اند که با گذشته خويش فاصله دارد. در عصر مدرنيته هر آنچه که فلسفه علم بر آن صحه گذارد ما خواهيم پذيرفت.

    برجستگي و ويژگي مکتب سکولاريسم (عقلانيت) نسبت به مکاتب ديگر در همين نکته است زيرا در مکتب عقلانيت تمام ايدئولوژيها ميبايست فداي مردم شوند, نه آنکه فرزندان ايرانزمين در خدمت ايدئولوژيها باشند.

    حاکميت ديکتاتوري ولايت سلطنته فقيه به مردم القائ ميکنند که عدالت در انديشه و تئوريهاي متاخر آنان خلاصه ميشود و سعي دارند , با استفاده ابزاري از احساسات به سرکوبي نداي دگرانديشان پردازند .

    ولايت جاهل حوزه اي با استفاده از پلانهاي دستپرورده قم تلاش نمود تا با انتشارات کاذب خود احساسات مردمي را در مقابل جنبش عقلانيت قرار دهد حال آنکه اين ابزار سرکوب قابليت خويش را از داده و تيغ آن به نفع منافع اين جاهلان حوزه اي کند گشته است زيرا سطح اصطکاک جنبش عقلانيت با فرزندان ايرانزمين گسترده است .
    عقل خود بنياد هر تجربه اي را يکبار تجربه مينمايد و تکرار آن را جهل مرکب ميداند

    در شرايط کنوني براي خروج از کابوس انديشه ستيزان مذهبي اينبار نه احزاب بلکه جنبشهاي ايرانزمين با رشد روزافزون خويش در صفوفي منظم و گسترده با استراتژي مشخص و پلانهاي متنوع ايستاده اند که پيروزي عدالت را باور داشته و در دستان خود ميبيند.

    سال 86 ساليست که بياري خرد در عصر مدرنيته به همت فرزندان ايرانزمين , جهت برافراشتن پرچم عدالت رقم خواهد خورد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت

    23/2/1386

    ——————————————–
    سروران گرامي،

    وقتي قدرت مجتمع گردد زشتهاي اخلاقي را با خود بهمراه مياورد, که مشروعيت را از حاکميت سلب مي نمايد.

    حاکميتهاي ايدئولوژيک, حاکميتهاي اخلاقستيزند, که خواسته هاي آدمي را با خواسته هاي قدرت تنظيم ميگردانند زيرا ايدئولوژي حاکم , پايبندي به ارزشهاي ايدئولوژيک را محور ارزشهاي اجتماعي ميداند و اساسا” ظلم توجيه ميشود.

    در عصر شکوفايي عقلانيت براي گسترش سطح تصميم گيري و اجراي پلانهاي مطرح در اين مرحله , شناسايي گروه هاي هدف براي تشکيل هسته هاي کوچک نيمه متمرکز با استراتژي يکسان از اولويت برخودار است.

    لذا همه افرادي که قابليت سازماندهي در سطح هسته هاي کوچک را دارا ميباشند , ضمن مسوليت پذيري و بالا بردن سطح شناخت همه اعضاي شرکت کننده , به پرورش افراد با قابليتهاي مديريتي براي هسته هاي ديگر نيز, همت گمارتند.

    زيرا گسترش و تقويت هسته هاي کوچک با شرکت تمام بانوان ايرانزمين نه تنها ضربه پذيري را به حداقل رسانده بلکه کيفيت مبارزات را بهبود مي بخشد و به جنبش امکان طراحي و برنانه ريزي ساختار مديريتي لايه مياني هرم را ميدهد.

    در عصر مدرنبته جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين که مسلح به شجاعت عقلانيتند قادر گشتند با پلان ايزوله نمودند حاکميت ولايت اوباش فقيه انسانستيز , در انتصابات فرمايشي پيروزي ديگري را در کارنامه خود به ثبت رسانند و هدفمند حلقه هاي پلانهاي قابل اجرا را , براي دستيابي به استراتژي نهايي متصل گردانند.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    25/12/86
    arezu

  11. bebashid ke ziyad kamnet gozashtem
    bad az khoondan mitonid pak noki

  12. سروران گرامي ،

    اخلاق و سياست لازم و ملزوم يکديگرند که ارتباطشان از طريق واژه اي بنام عدالت است.
    دمکراسي مبتتي بر قوانين حقوق بشر يعني دادن نظم جهت زندگي مطلوب و عادلانه تر , که عقلانيت بر آن صحه گذارد.

    آدمي در عصر مدرنيته اگر به مواضع خطاي خويش آگاه نباشد و تئوري براي کاستن ضريب خطا نداشته باشد ، تئوري براي تغيير و تحول هم نخواهد داشت.
    تاثير روند هاي تاريخي در برگزيدن استراتژي در عصر شکوفايي عقلانيت غير قابل اغماض است .

    در عصر مدرنيته براي دستيابي به حقوق حقهمان اينبار نه از طريق سپردن سرنوشت خويش بدست احزاب تزديک به تفکر جنبشها و سنديکاها , بلکه خود تفکر بايد حاکميت را بدست گيرند!!!!.

    بدين مفهوم که آينده ايرانزمين بدست جنبشها و سنديکاها رقم خواهد خورد , نه احزاب که ماهيت خويش را در طول 100سال مبارزات عدالت خواهانه فرزندان ايرانزمين بنمايش کشيده اند, که تئوريسينهاي آنان جز دفاع ايدئولوژيک و حذف رقيب انديشه اي را در سر نداشته اند .

    اگر آدمي در دنياي مدرن بجاي بهره گيري از تئوريهاي مختلف خود را برده يک تئوري نمايد مجبور است که اولاٌ ناپختگی ها را تکرار کند، ثانیاٌ خطاها را تکرار کند و ثالثاٌ به جایی برسد که بسیار عقب تر از جایی است که متفکران ، معاصرجهان به آن رسیده اند و نتيجه اش همواره حاکميت ديکتاتوري بر ديکتاتور ديگر است

    عقل خود بنياد روند آنچه را که به ناحق بر فرزندان ايرانزمين گذشته است را در تعييين پلانها و استراتژي خويش ثبت مينمايد و آنرا چراغي براي باسازي آينده قرار خواهد داد.

    در اين مرحله از مبارزات بر جنبشهاست که با بهره گير از هسته هاي مختلف مديريت (طرح و برنامه ، اجرا ، بحران و…) و با افزايش سطح علمي و ساختمانبندي خواسته ها و نيازها مبتي بر عقلانيت همراه با مبارزات مستمر و متحد، گامهاي نهايي را براي دستيابي به تعيين سرنوشت خويش بردارند که پيروزي در دستانمان است

    زنده باد فرزندان ايرازمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    27/2/1386

    arezu

  13. سروران گرامي ،

    رشد تفکر علمی و رشد دموکراسی لازم و ملزوم يکديگر هستند.

    تئوريها همواره با رشد علم و تکنولوژي متحول گشته و چهره جديدي را بخود گرفته اند که با گذشته خويش فاصله دارد. در عصر مدرنيته هر آنچه که فلسفه علم بر آن صحه گذارد ما خواهيم پذيرفت.

    برجستگي و ويژگي مکتب سکولاريسم (عقلانيت) نسبت به مکاتب ديگر در همين نکته است زيرا در مکتب عقلانيت تمام ايدئولوژيها ميبايست فداي مردم شوند, نه آنکه فرزندان ايرانزمين در خدمت ايدئولوژيها باشند.

    حاکميت ديکتاتوري ولايت سلطنته فقيه به مردم القائ ميکنند که عدالت در انديشه و تئوريهاي متاخر آنان خلاصه ميشود و سعي دارند , با استفاده ابزاري از احساسات به سرکوبي نداي دگرانديشان پردازند .

    ولايت جاهل حوزه اي با استفاده از پلانهاي دستپرورده قم تلاش نمود تا با انتشارات کاذب خود احساسات مردمي را در مقابل جنبش عقلانيت قرار دهد حال آنکه اين ابزار سرکوب قابليت خويش را از داده و تيغ آن به نفع منافع اين جاهلان حوزه اي کند گشته است زيرا سطح اصطکاک جنبش عقلانيت با فرزندان ايرانزمين گسترده است .
    عقل خود بنياد هر تجربه اي را يکبار تجربه مينمايد و تکرار آن را جهل مرکب ميداند

    در شرايط کنوني براي خروج از کابوس انديشه ستيزان مذهبي اينبار نه احزاب بلکه جنبشهاي ايرانزمين با رشد روزافزون خويش در صفوفي منظم و گسترده با استراتژي مشخص و پلانهاي متنوع ايستاده اند که پيروزي عدالت را باور داشته و در دستان خود ميبيند.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت

    23/2/1386
    arezu

  14. سروران گرامي ،

    انديشه حقوق بشر شرط لازم يک جهان سالم است. تئوري شکست خورد ولايت فقيه هيچ تناسبي با مفاد قوانين حقوق بشر در عصر مدرنيته ندارد. ولايت فقيه مفهومي است که بعد از انقلاب از سوي خميني جاه طلب به انقلاب ايران تحميل گشت. در اين تئوري جامعه ميبايست بگونه أي تربيت شود كه جز اطاعت از اولياء شرعيشان و تبعيت محض از اوامر ايشان انگيزه ديگري در اذهان خود نداشته باشند بعبارت ديگري تعطيلي عقلانيت و تن دادن به جهل وخرافات.

    در عصر شکوفايي عقلانيت, ولايت فقيه ابله حوزه اي ميتواند فراتر از قانون حرکت کند و باعث مشروعيت قانون و نظام گردد , حتي حق تعطيل قانون اساسي را داراست.
    زيرا اين ديکتاتور في نفسه خود را متعد به قوانين بشري از جمله قانون اساسي نيز نميداند . قواي مقننه، مجريه و قضائيه بازوهاي ولي فقيه هستند و تحت امر اين حوزه اي , انجام وظيفه مي كنند.

    شوراي خبرگان رهبري چيزي نيست جز عروسک خيمه شب بازي براي انحراف اذهان عمومي که بر اين اساس به دمکرات بودن رژيم فاسد خود استناد کنند. بطور كلي نصب و عزل ولي فقيه بدست خبرگان نيست ، بلكه به دست خداوند است.
    در صورتي كه ولي فقيه شرايط فقاهت يا عدالت را فاقد شود خبرگان كشف مي كنند كه وي توسط خداوند يا خود بخود عزل شده است.

    با اين اوصاف واژه اصلاحات در اين رژيم ديکتاتور زده نه عاقلانه و نه منطقي ميباشد زيرا اصلاح هر بند آن تضاد با قوانين الهي تفسير ميگردد و دگرانديشان محکوم به شکنجه و اعدام هستند . در شرايط کنوني فعاليت و شرکت کردن به هر نوعي در انتخابات فرمايشي آنان لبيکي است به نداي جهل و خودکامگي.
    وظيفه اي که امروز بر دوش ميباشد , آنست که از خرد و انديشه انسان آزاد بهره بجوييم و در بيدار سازي جامعه اي که زير بمباران شبکه هاي خبر رساني رژيم قرار دارد ، تلاش نماييم.

    سرورانم ، براي آنکه به استراتژي مورد نظر که همان حذف واژه ولايت فقيه از سيستم سياسي کشور است، نزديک گرديم ميبايست بيش از 80% از انرژيمان را صرف خبر رساني نماييم و تا زمانيکه ما به اين واقعيت نرسيم نخواهيم توانست حمايت مردمي را جذب نماييم زيرا مردم بيدار ميتوانند حرکت نمايند نه خفتگان.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت

    17/5/1385
    arezu

  15. سروران گرامي ،

    حقوق بشر مجموعه حقوقيست كه انسانها صرفا به حكم انسانيت و عقلانيت از آن ميبايست برخوردار گردند.
    واژه دمکراسي در عصر شکوفايي عقلانيت انکار ناپذير است, آنچه را که عقلانيست ميبايست به حکم خرد بپذيريم .عقلانيت محدوده جغرافيايي نميشناسد , پايه گذار آن هر که باشد منتي بر سر انسانيت نهاده است .

    لازمه دمكراسي، حكومت قانون و امكان “تغيير مستمر قانون اساسي” بوسيله مردم است. قانون اساسي براي ملت است، نه ملت براي قانون اساسي.

    در شرايط کنوني قانون اساسي ايران چيزي نيست جز آنچه که از مغز کم حجم ولايت سلطنته فقيه تراوش کرده است و پيشبرنده خاصه هاي طبقاتي اوست , که غير قابل تغيير ميباشد عليرغم تمايل عمومي به تغيير آن. زيرا هر تصميم سياسي مي بايد با مباني فقهي (غير آکادميکي) سنجيده شود و اين حوزه اي توان حل همه مشكلات سياسي، اقتصادي، فرهنگي، نظامي و اجتماعي را داراست .

    ولايت فقيه اعتبار شرعي ندارد به بيان ديگر اين واژه نه عقلانيست و نه شرعي , بيش از آنكه امري ديني باشد انعکاس سلطنت و استبداد شرعي در ذهن و ضمير خميني فرصت طلب بوده است.

    ولايت فقيه يك حكومت اتوكراتيك و مبتني بر حق الهي فقيهان است و با مردم سالاري سازگار نيست, اين ناسازگاري ذاتي است و با اصلاحات قابل رفع نيست .
    خصوصيات بارز و ذاتي اين متحجران انديشه ستيزي است از اين روست که دانش آموختگان و دگر انديشان را هدف گرفته اند و دانشگاهها را قربانگاه قوه قضائيه نموده اند و بجاي فقر زدايي ، انديشه زدايي ميکنند.

    حال آنکه در عصر مدرنيته عقلانيت هيچ خط قرمزي را به رسميت نمي شناسد. و آنان با ايجاد رعب و وحشت قادر به محدود کردن محدوده خرد و انديشه نيستند.
    ولايت فقيه حيوان صفت ميتواند جسم انديشمندان اين آب و خاک را در بند کشد و با شکنجه جسم آنان را بدرد آورد ، ليک انديشه راه خويش را يافته است و پرسه مدرنيته به عقب باز نميگردد .
    و اين ديکتاتوران حوزه اي به انتهاي دوران پارينه سنگي خود رسيده اند زيرا نه تنها فرزندان ايران زمين بلکه جهان تحمل اين اهريمن جهل را ديگر ندارند .

    زنده باد فرزندان ايران زمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت

    1385
    arezu
    —————————————–

    سروران گرامي ،

    در عصر مدرنيته ميان دو واژه مذهبيون سنتي و سکولاريسم هرگز تعامل وجود نخواهد داشت. اين تضاد از آنجاست که ولايت فقيه حوزه اي اقتدارگر و تماميت خواه است و عقل خود بنياد چنين ادعايي را پذيرا نيست.

    انديشه پوشالي ولايت فقيه بر خلاف انديشه سکولاريسم , بر مبناي بنياد گرايي نهاده گشته است که اعتقاد بهمزيستي با باورهاي ديگران را ندارد زيرا با حکومت شهروندي در تعارض است.

    باورهاي اين طبقه انديشه ستيز عقلاني نيست و ريشه در جهل و خرافات دارد و آنان از درک عقل مدرن در عصر مدرنيته عاجزند .
    ولايت فقيه جاهل اينبار در ميداني پا گذاشته است که سرنوشتي جز انزوا و نابودي در انتظارش نيست .

    نظام آموزشي جبرا ” نظامي سکولار است زيرا عقلانيت بر آن حاکم است . در چنين نظامي ما مياموزيم که ساختمان بندي شده بينديشيم و در اين ساختمان هميشه 2+2 =4 است , حال اگر نتيجه 5 از گرفته شود پنجه ايست که قلم بطلان بر عقل و منطق کشيده است و اين شايسته حوزه هاي علميه آنان ميباشد . که آموزشهاي آن چيزي نيست جز مقلد پرور , که زمان را در آن به سکون کشيده اند. اين متاخران با گذشته ميانديشند و در حال زندگي ميکنند.

    در چنين حالي تفکر اين جاهلان جايي در عصر شکوفايي عقلانيت ندارد و تلاش اين طبقه حقيقت ستيز تلاشي عبث است

    زنده باد فرزندان ايران زمين
    زنده باد سکولاريسم(مکتب عقلانيت

    arezu
    1385/2/4

  16. در گوگل اين مطلب را جستجو نموده و بخوانيد!

    ١. زنان فضای مردانه حاکم بر تشکل های دانشجویی را شکسته اند/
    گفتگوی مدرسه فمینیستی با عبدالله مومنی

    ٢. فرایند گذار به دموکراسی / حشمت اله طبرزدی

    ٣.آقای خاتمی چرا به ملت ایران توهین میکنید؟ /عبدالعلی پارسا

  17. سروران گرامي

    انقلاب سال ۵٧ انقلاب نبرد مخفی ایدئولوژیها برای بدست گرفتن قدرت و حذف بموقع ایدئولوژیهای رقیب بود و مردم در صحنه نقشی جز براوردن ارمانهای انان را نداشتند.

    تضاد جنبشهای مدنی و سندیکایی ایرانزمین (فراایدئولوژی) با ایدئولوژیهاست [مذهب / کمونیست / سوسیالیسم ….] دیگر اجازه نخواهیم داد که سال ۵٧ تکرار شود!!!!
    فرزندان ایرانزمین وارثان قدرتند نه تماشاگران بازی قدرت.
    ایدئولوژیها قادر نخواهند بود که انسان خرداندیش متعلق بعصر مدرنیته
    را ببازی گیرند. زیرا اندیشه مدرن برده و مقلد هیچ ایدئولوژی نخواهد شد!!!

    در عصر شکوفایی عقلانیت یکبار و برای همیشه تکلیف خودمان را با سلطه ایدئولوژیها بر انسان خرداندیش روشن خواهیم کرد و از سد همه آنان خواهیم گذشت.

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    1387/11

    ———————————-

    سروران گرامي

    ظالم آن قومی که چشمان دوختند
    وز سخن ها عالمی را سوختند

    مشروعیت ناشی از رعایت حق است. ارزش بنیادی اندیشه مدرن در عصر شکوفایی خرد حقوق و آزادیهای فردیست. میل به دیکتاتوری که فطرت ذاتی ایدئولوژیهاست یکی از چالشهای سرنوشت ساز در برابر آزادیست.

    حق حیات یکی از حقوق اولیه ادمیست. ایدئولوژیها در عصر مدرنیته به آدمی میاموزند که نظم در یک اندیشه و تفکر خلاصه میگردد و آدمی زمانی از حق حیات برخوردار است که برده و مجری آرمانهای خردستیزان آنان باشند . آنچه مطلوب آدمیست آزادی در جستجوی حقیقت است. زیرا آزادی و حقیقت هم عنانند.

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده باد سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    20/11/87
    arezu

  18. حقوق ملت = حقوق شهروندي

    حقوق شهروندي (حق آزادي بيان ، انديشه ، قلم ، نوع پوشش , رفاه و امنيت اجتماعي, ….)
    اعلاميه جهانى حقوق بشر: وقتى كه حكومت، حقوق ملت را نقض كند!!! ، شورش و انقلاب براى هر دسته از ملت، از مقدس ترين و ناگزيرترين وظايف است!!!

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

    امام جمعه موقت قم آيت الله عبدالله جوادي آملي گفت: ما به هيچ وجه علم سكولار نداريم و علم يا الهي و يا الحادي است.
    آيتالله جوادي آملي تاكيد كرد: فلسفه ما الهي و قرآن ما الهي است و بنابراين خلقت شناسي ما نه الحادي و نه سكولار خواهد بود.
    11/1387

    حمايت از کودک در علم الهي:

    کسیکه زوجه اى کمتر از ۹ سال دارد وطى او براى وى جایز نیست چه اینکه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى کند اگر افضاء نکرده باشد بغیر از گناه چیزى بر او نیست ، و اگر کرده باشد یعنى مجراى بول و مجراى حیض او را یکى کرده باشد و یا مجراى حیض و غائط او را یکى کرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود .

    آیت الله خمینی، تحریرالوسیله، جلد سوم، نکاح — طلاق، مسئله ۱۲

  19. همراه با اعتصاب غذای نامحدود یونس میرحسینی در بازداشتگاه اطلاعات
    ولایت اوباش فقیه میبایست جنبش آکادمیکی کشور نیز اعتصابات سراسری و هماهنگ براه اندازد .
    پیروزی در دستان خردمندتان است تردیدتان برای چیست?

    حاکمیت ولایت سلطنته اوباش خردستیز فقیه حوزه ای قصد استتار پایه های فروریخته سلطنتش را دارد از اینرو با توهم سازی در مورد توانش و در نهایت با کمک از “ستون سوم جاهل” خویش قصد تضیعف جنبش نیرومند خردورز ایرانزمین را دارد!!!!!!

    این حربه یکبار در پراکندن تجمع ٣٠٠٠٠
    نفری جنبش معلمان در مقابل مجلس قرون وسطایی کارساز شد . در تظاهرات انروز که وابستگان رژیم نیز
    شرکت داشتند به سایرین میگفتند که تظاهراتمان باشکوه انجام شد دیگر باید برگردیم و منتظر شویم چون رژیم حساب دستش امده که با ما طرف است.
    عقل خود بنیاد هر تجربه ای را یکبار تجربه خواهد کرد و تکرار ان را جهل مرکب میداند!!!!!!!

    ——————————————–

    سروران گرامی

    حاکمیت دیکتاتوری جاهل خردستیز حوزه ای در سراشیبی تندی قرار گرفته است که هیچ ترمزی قادر به نجات ان نیست.
    حاکمیت ذبون فقیه در تمام مواضع در موضع ضعف قرار گرفته است و مانند گرگی زخمی بهرسویی میزند تا را ه نجاتی یابد.
    قدرت در دستانتان است خود را باور کنید رژیم در حال سقوط است!!!!!!!!!!

    جنبش تحولخواه سکولار شاه کلید آزادی را در دستان خردمندتان میبیند. خرد جمعی و پیرو ان فعالیتهای جمعی اکادمیکی که بسنده به یک بیانیه نگردد عدم زودرس را در مدت کوتاهی برای ولایت انسانستیز فقیه و همه بازماندگان نسل اهریمن حوزه ای رقم خواهد زد.
    رقص پیروزیتان تزدیک است
    خرد نگهدارتان که اینده متعلق بشماست

    زنده باد فرزندان ایرانزمین
    زنده سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    20/11/87

  20. گفتگو با بابک امیرخسروی :
    به اعتقاد من مهم ترین دلیل کشش نیروهای چپ ایرانی و علاقه آنها به انقلاب کوبا در آن سالها “مشی مسلحانه”انقلاب کوبا بود. توجه کنید زمانی که کاسترو و یارانش از مکزیک در کوبا پیاده شدند یک گروه 70 وچند نفره بودند???????????????? و توانستند در مدت کوتاهی از طریق اقدام مسلحانه، نظام دیکتاتوری را واژگون سازند??????????. فقط نباید لحظه ای ازیاد برد، که آزادی????????? گوهر سوسیالیسم است وبدون آن کالبدی بیروح است.

    گفتگوی با کورش زعیم:
    به گمان شما اگر به جای روحانیت، گروه‌های چپ یا نهضت آزادی در انقلاب ایران حاکم می‌شدند وضعیت امروز میهن‌مان چگونه می‌بود؟

    هر کدام از این گروه‌ها حاکم می‌شدند، ما پس از یک دوران تلاطم آزمون و خطا به دمکراسی دست می‌یافتیم?????? و شاید از این سی سال از دست‌رفته بیش از یک دهه را از دست نمی‌دادیم?????. هر دو این فعالان سیاسی در درجه اول به ایران می‌اندیشند??????، نه این‌که “ایران هم یکی از بلاد اسلام است”. تنها تفاوت این می‌بود که هر کدام می‌کوشیدند دموکراسی و پیشرفت را از درون دیدگاه ایدئولوژیک خود پیاده کنند?????? و پس از مدتی آزمایش ناموفق به همین‌جا می‌رسیدند که اکنون هستند. ولی در این مدت، کشور ما دست کم به پیشرفت نسبی دست می‌یافت???????? و مانند اکنون به یکی از فاسدترین، عقب‌افتاده‌ترین، خشونت‌گراترین و منفورترین کشورهای جهان تبدیل نمی‌شد

    —————————————————————–
    سروران گرامي

    ايدئولوژيها آزادي , دمكراسي و پيشترفت را بر اساس باورهاي دگماتيسم خويش تعريف مينمايند كه در نهايت به ديكتاتوري ختم ميگردد.

    ايدئولوژيها هرگز تن به دمكراسي (حقوق فردي و شهروندي) تعريف شده بر اساس منشور حقوق بشر را نخواهند داد زيرا كمال مطلق در مطلوب شان خلاصه ميگردد از اينرو ملتشان را در جهت حفظ منافع و آرمانهاي ايدئولوژي به گروگان گرفته اند.
    عقل خود بنپاد در عصر مدرنيته فريب ايدئولوژيها را نخواهد خورد و تلاش انان تلاشي عبث است زيرا آدمي خردورزست!

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت )
    24/11/87
    arezu

  21. از مطالبی که می فرستی استفاده می کنم

  22. گفته های دبیر کل حزب کمونیست نورالدین کیانوری: همه ملت ایران برای الغای رژیم دیکتاتوری سلطنتی مبارزه میکند و خواهان خارج شدن آمریکاییها از ایران هستند. او تأکید میکند که انقلاب کنونی ایران رنگ مذهبی دارد. چرا که در ایران مذهب شیعه ریشههای عمیق دارد و از آیتالله خمینی که درخور احترام هر جنبش انقلابی است ستایش کرده است!!!!!!!!! رهبر حزب توده خاطرنشان میکند که حزب وی کاملاً از هدفهای آیتالله خمینی برای تحقق بخشیدن به هدفهای انقلابی و تشکیل یک شورای انقلاب اسلامی که برای سقوط بختیار و ژنرالهایش مبارزه خواهد کرد پشتیبانی میکند.

    سروران گرامي
    انقلاب سال ۵٧ انقلاب نبرد مخفی ایدئولوژیها برای بدست گرفتن قدرت و حذف بموقع ایدئولوژیهای رقیب بود و مردم در صحنه نقشی جز براوردن ارمانهای انان را نداشتند.

  23. ايدئولوژيها آزادي , دمكراسي و پيشرفت را بر اساس باورهاي دگماتيسم خويش تعريف مينمايند كه در نهايت به ديكتاتوري ختم ميگردد
    جدايي ايدئولوژيها از سياست شرط اول رسيدن به دمكراسي بر اساس منشور حقوق بشر است!!!!!

  24. مبارزه شجاعت در کلام و عمل میخواهد. سرورانم جنبش خردمند اکادمیکی هر دو فاکتور را داراست. تردید نداشته باشید که آزادی یاران دبستانی در گرو عمل شماست . حاکمیت قرون وسطایی حوزه ای از اندیشه و عملکردتان بهراس افتاده زیرا همه چیز را برای خویش تمام شده میبیند. نه دگر مجلی برای بخشودگیست و نه کشوری برای فرار. هدفمند برای اعتصاب سراسری اماده شوید همانند کانون معلمان و سایر جنبشهای مدنی ایرانزمین

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت )
    24/11/87

  25. بربریت سوسیالیستی

    فیدل کاسترو دیکتاتور کوبا پس از 50 سال حکومت اعلام کرده است که برای بار دیگر کاندید نخواهد شد. ارمغان سوسیالیسم و کاسترو برای مردم کوبا دیکتاتوری ، فقر ، عقب ماندگی و حکومت خانوادگی بوده است. کاسترو همچون بسیاری دیگر از سوسیالیستها از خانواده ای ثروتمند آمد.پدر “فيدل” با سرمايه گذاري در خط آهن کوبا به کار نقل و انتقال شکر مشغول شد و از وضعيت مالي بسيار خوبي برخوردار بود از این رو فیدل همچون دیگر دایه های پرولتاریا هرگز به کارگران اعتماد نکرد تا آنها خود در اداره کشور سهیم شوند.

    فیدل پند لنین را آنجا که می گوید «… می‏دانیم آن دسته از کارگرانی که با دهقانان تماس دارند اغلب در معرض این خطرند که به دام شعارهای غیر پرولتاریایی بیفتند. چند نفر از کارگران درگیر کار حکومت در شوروی شده‏اند؟ شمار آن‏ها بی‏شک بیش از چند هزار در سرتاسر روسیه نیست. اگر مثلاً بگوییم که از آن پس کاندیدها و مدیران را به جای حزب اتحادیه‏ها معرفی خواهند کرد، شاید این کار بسیار دمکراتیک به نظر بیاید و چه بسا که حتی چند رایی هم برای ما به همراه بیاورد. اما برای دیکتاتوری پرولتاریا مهلک خواهد بود.»(سخنرانی در کنگرۀ معدنچیان 23 ژانویه 1921) به گوش جان نیوشیده است و درطول حکومتش برای لحظه ای نیز دچار وهم شریک کردن پرولتاریا در حکومت نشده است
    نسبت زندانیان سیاسی به جمعیت کشور در حکومت کاسترو،کوبا را در جهان در صدر جدول نشانده است

    او از لنین آموخته است که «پیش‏تر گفته بودیم که اگر روی کار بیاییم، روزنامه‏های بورژوایی را تعطیل خواهیم کرد. اگر وجود چنین روزنامه‏هایی را تحمل کنیم دیگر سوسیایست نیستیم.»(سخنرانی در هیئت اجرائیه کمیته مرکزی، 17 نوامبر 1917) بنابراین یک روزنامه مخالف نیز در کوبا منتشر نمی شود.
    کاسترو کوبا را به فاحشه خانه ثروتمندان تبدیل کرده است ، مخالفین را سرکوب می کند، حقوق اولیه مردم را نقض می کند، مردم کوبا حتی آزادی مسافرت نیز ندارند، روزنامه مخالفی در کوبا منتشر نمی شود ، حزب مخالفی در کوبا وجود ندارد، امیدی به زندگی بهتر در کوبا نیست.ارمغان سوسیالیسم برای کوبا فقر ، بدبختی و دیکتاتوری بوده است.
    مردم کوبا به استمرار بربریت سوسیالیستی ـ موروثی کاستروها احتیاج ندارند مردم کوبا به آزادی ، دموکراسی و ارتباط با جهان آزاد نیاز دارند

  26. سروران گرامي

    ايدئولوژيها جهانبني خويش را اصولي تابث و غير قابل تغيير ميداند و براي بدست گرفتن قدرت و تحميل ايدئولوژي خود از هر مكري استفاده ميكنند زيرا انان جامعه را نابالغ ميپندارند و خود را بالغ به همين علت نقش قيوميت را براي خود و نقش مقلد را براي جامعه مينگارند. اعتبار قيوميت ايدئولوژيها از گهواره تا گور است.

  27. از ابتدای امسال تا کنون اعتراضات کارگری و معلمان در کشور رشد قابل توجهی داشته
    است. این اعتراضات بیشتر توسط کارگرانی انجام می شود که با افزایش تورم، عدم توانایی صاحبان کارخانه ها برای پرداخت حقوقشان و… به مشکل برخورد کرده اند. در چنین شرایطی صاحبان سرمایه و کارخانه داران علت عدم پرداخت حقوق کارگران را خرابی اوضاع بازار به خاطر ورود بی رویه محصولات خارجی به کشور در دو سال اخیر، بحران اقتصادی و تاثیر آن بر اقتصاد کشور عنوان می کنند.
    این در حالی است که این اعتراضات در صورت ادامه و بی تفاوتی دولت می تواند به اعتصابات کارگری تبدیل شود. گروه های چپ گرای خارج از کشور نیز از این آب گل آلود ماهیگیری می کنند و این اعتراضات را به عنوان اعتصابات کارگری و معلمی سازماندهی شده و منتسب به خودشان معرفی می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!

    ———————————————-

    سروران گرامي

    دمكراسي بر اساس منشور حقوق بشر ميسر نخواهد گرديد مگر با فاصله گرفتن از ايدئولوژيها!!!
    ايدئولوژيها توانايي خويش را براي فريب دادن انسان خرد انديش از دست داده اند و در روياروي با عقلانيت ناتوان گشته اند.
    عنصر تسلط جويي جز لاينفك تفكر دگماتيسم ايدئولوژيهاست و براي حصول به اين تسلط از هر روزنه اي سود ميجويند. هر واژه اي مفاهيم خاصي را در دل دارد از اينرو فشار ايدئولوژيها بر روي واژهاست.
    تخريب استقلال جنبشها ي مدني و سنديكايي ايرانزمين با جايگزيني واژها آغاز ميگردد كه در نهايت در مسير اهداف ايدئولوژيهاست.

    بطور نمونه اگر واژه شورا (اسلامي / سوسياليستي/ كمونيستي….)
    را جايگزين واژههاي سنديكاي كارگران و كارمندان و يا كانونهاي صنفي معلمان نماييد در نهايت جنبشها استقلال خويش را از دست داده و به دام ايدئولوژيها مجددا گرفتار ميگردند كه جبران خسارت بر پيكره جنبشهاي مدني و سنديكايي ايرانزمين يا غير ممكن است و يا بسيار زيانبار

  28. سروران گرامي,

    سکولاريسم مسير فرهنگي را از طريق جاده تحول انديشه ميپيمايد. آموزش مدرن رکن اصلي تکامل خردست. عقل خودبنياد بدنبال ببار نشستن و تکامل انديشه هاست, نه مجهول ساختن دستاوردهاي عقل مدرن.

    جنبشهاي مدني مملو از انديشه هاي نوگراست که تجمع آنها با تکيه بر استدلالهاي عقلانيست. حاصل اين تجمع تکيه برخرد جمعي و حفظ احترام به آزاديها و تفکرات فرديست که در دل خود روشنفکر فراايدئولوژي را ميپروراند.

    در عصر مدرنيته ايدئولوژيها از ابزار مجهول سازي براي سردرگمي آدمي در مدار ايدئولوژي دگماتيسم خويش سود ميجويند. اين محصور سازي با ترکيب نامعقول واژهها آغاز ميگردد که مغلطه اي بيش نيست نظير :
    دمکراسي ايراني, دمکراسي حداقلي, فمینیست ايدئولوژيها , ناسيوناليسم سکولار ، جمهوري ايدئولوژيها و …

    استراتژي جنبشهاي مدني براي نهادينه کردن جامعه مدني بر پايه قوانين حقوق بشرست. فمینیست ايدئولوژيها پيامي بجز تحکم آرمانهاي ايدئولوژيها را با خود بهمراه ندارد زيرا خردي آزاد نيست تا بياني آزاد باشد.

    براي رسيدن به استراتژي نهايي طبقه بندي خواسته ها مد نظر است نه حذف و بي بها نمودن خواسته ها زيرا محدود ساختن خواسته ها بمعناي قبول محدوديتهاي تحميل شده است بعبارت ديگر واژه خواسته حداقلي بمعناي قبول ظلم حداکثريست.

    جنبش 1 ميليون امضا هسته مادر است که هدف, گسترش و تکامل آنست و تمامي هسته ها زير مجموعه اي از آن بشمار ميرود و نه بلعکس.
    هر هسته اي ميبايست بين 100 تا 200 نفر عضو داشته باشد تا براي مرحله بعدي يک نماينده معرفي نمايند. انتخاب اين نماينده يا در جهت تصميم گيري در مورد يک پروژه ميباشد و يا براي زمان خاصيست. مجموعه اين تحولات درجهت سهولت در تصميم گيري و ايجاد بستري مناسب براي اجراي پلانهاست.

    حاکميت ولايت سلطنته جاهل حوزه اي خردستيز خارج از مدار فکري خويش مقوله اي را پذيرا نيست مگر آنکه پايه هاي لرزنشان را در مقابل فاکتورهايي نظير افزايش سطح آگاهي پيرامون حقوق شهروندي و فردي ، توان و گسترش جنبشها , همسويي با جنبشهاي مدني و سنديکايي ديگر , فروپاشي نظام اقتصادي و … ناتوان بيند

    حاکميت تير و کمان حوزه اي در مقابل امواج خروشان قرار گرفته است که به اقتدار خردستيزشان پايان خواهد داد.

    8 مارس بر جنبش فمینیستی زنان ايرانزمين مبارک باد
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    4/12/87
    arezu

  29. طبق گزارشات رسیده تا کنون بیش از ۱۵۰۰ دانشجوی جقیقی دانشگاه امیرکبیر در این اعتراضات شرکت کرده اند و عده ای از آنها با روبند هایی که به صورت خود زده بودند در صف اول حرکت می کردند.برخورد ها در حال حاضر بسیار وحشیانه است و با اینکه دانشجویان تنها به حمل پلاکارد های خود مشغول هستند نیروهای به اصطلاح اسلامی و حزب الله با تمام نیرو و توان با آنها برخورد می کنند و حتی خبر ها تاکنون حاکی از این است که این نیروها از باتوم، اسپری، چاقو و سلاح های دیگر برای زخمی کردن دانشجویان استفاده می کنند و تعدادی از دانشجویان مضروب شده اند و آنها را به دانشکده های دانشگاه منتقل کرده اند

    ————————————————————————

    براي اعتصاب سراسري آكادميكيهاي سراسر ايرانزمين آماده شويد!!! خوني كه امروز از ياران دبستاني بزمين ريخت مركبيست كه با آن سند ختم حاكميت را امضا خواهيم كرد.
    باشد كه بدانند خوني كه شجاعان ديروز آنها را بقدرت رسانيد. امروز با شكوفايي عقلانيت خط بطلاني بر امتداد جهالت خواهد كشيد!!!!!!!!!!!

    سوگند به فرزندان ايرانزمين كارتان تمام است!!

  30. خبرنامه امیرکبیر:
    انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در بیانیه ای ضمن محکوم نمودن حملات وحشیانه علیه دانشجویان دانشگاه امیرکبیرو ضرب و شتم و بازداشت آنان، حمایت و همبستگی خود را با این دانشجویان اعلام کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

    بسم رب الشهدا و صدیقین

    دانشگاه امیرکبیر ( پلی تکنیک تهران) قلب تپنده جنبش دانشجویی ایران بار دیگر تحت مهرورزی ویژه قرار گرفت و این بار دفن شهدا در این دانشگاه بهانه ای شد تا در ادامه برخورد های غیرانسانی با دانشجویان دانشگاه های شیراز، تبریز، زنجان و اردبیل و صنعتی اصفهان فاجعه ای نیز در دانشگاه امیرکبیر رخ دهد تا بار دیگر بازگو نماید که تمامیت خواهان چنان مستِ باده ی قدرت هستند که برای به رخ کشیدن زور و قدرت خود با سوءاستفاده از نام شهدا، از هیچ اقدام وحشیانه ای فروگذار نمی کنند.

    عمق فاجعه به گونه ای است که اینک نزدیک به۲۰ نفر از یاران ما در امیرکبیر در بیمارستان به خاطر مهرورزی با پنجه بوکس، نانچیکو و چاقو با شرایط حساس بستری اند و شنیده ها حاکی از آن است که وضعیت دو نفر از آنها بسیار وخیم و بحرانی است و بیش از ۵۰ نفر از سایر دوستان دانشجویمان نیز در سلولهای انفرادی زندان تحت شکنجه قرار گرفته اند که از آن جمله می توان از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر (حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، مهدی مشایخی، مجید توکلی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی، کوروش دانشیار) و عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نام برد. اقتدارگرایان بار دیگر ثابت کردند که به هیچ اصول اخلاقی ای پایبند نیستند. آنان ثابت کردند که برای انتقام گیری و حذف مخالفان و منتقدان خود دست به هر عملی بدون در نظر گرفتن شرافت انسانی می زنند، چماقدارانِ اقتدارگرایان با وقاحت تمام خانه دانشجویان را مورد تعرض و تجاوز قرار می دهند و چاقو بدست می گیرند و بیشرمانه بدن های دانشجویانی که در برابر این هجوم می ایستند را می درند.

    هجوم وحشیانه و همه جانبه اقتدارگرایان به دانشگاه بار دیگر لزوم انسجام دانشجویان و همبستگی همه داعیه داران دفاع از حقوق شهروندی را در فضای فعلی نشان می دهد و باید همه ی اصلاح طلبان و فعالین اجتماعی همراه با قاطبه ی جنبش دانشجویی شوند و خشم خود را از برخوردهای بنیادگرایانه با دانشجویان کشور ابراز دارند. گرچه تاکنون جنبش دانشجویی در بسیاری از موارد و بحران های خاص خود همراهی و همدلی خاصی از عمده ی اصلاح طلبان ندیده اند.
    انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران ضمن اعلام هبستگی خود با دانشجویان امیرکبیر نهایت انزجار خود را از آنچه بر اعضای انجمن اسلامی امیر کبیر رفته ابراز می دارد و اعلام می کند که در صورتی که دوستان دربند ما در اسرع وقت آزاد نشوند، اقدامات قاطعانه در دفاع از حیثیت دانشگاه و دانشجو شدت خواهد یافت.
    ۷/۱۲/۱۳۸۷

  31. بیانیه کمیته زنان سازمان دانش آموختگان در خصوص اجراي حكم عالیه اقدام دوست یکشنبه،
    4 اسفند
    1387
    ادوارنیوز:کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ایران با صدور بیانیه ای اجرای حکم حبس برای عالیه اقدام دوست فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا را محکوم کرد:

    در آستانه روز جهاني زن (8 مارس) و رويه رايج در اين 30 سال؛ ناديده گرفته شدن مطالبات نيمي از شهروندان اين مرزو بوم و ترس از پويايي بيشتر زنان در اين برهه ، سبب گرديده تا حاكميت رفتارهاي انتقام جويانه و سركوب گرايانه اي را نسبت به جنبش زنان در پيش بگيرد و برخورد سخت قضايي با خانم عاليه اقدام دوست به جرم شركت در تجمعي مسالمت آميز كه خواسته اي جز تغيير در قوانيني مانند ارث بري زنان و ديه آنها كه امروز مجلس شوراي اسلامي هم به باور تغببر انها رسيده است بازتاب آن مي باشد.
    حكم خانم اقدام دوست در حالي اجرايي گرديده كه هيچ گونه تناسبي ميان جرم به ظاهر مرتكب شده و مجازات 3 سال حبس وي وجود ندارد و اودر هنگامه اي روانه ي زندان اوين مي گردد كه بسياري از مجرمان اقتصادي و اجتماعي كه سبب بسياري از مشكلات بر جامعه ايران امروز هستند همچنان در مسند هاي خويش تكيه زده اند.
    سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي مراتب اعتراض خود را نسبت به اجراء اين حكم ناعادلانه اعلام داشته و بارديگر با يادآوري وظايف متوليان امور كه بايد نسبت به رفع نگاه سنتي از زنان و كوشيدن در راستاي اجراي سياست هاي برابري جنسيتي، بر بي اثر بودن اين گونه فشارها با فعالين مدني تاكيد مي نمايد كه با اهرم زندان و ايجاد رعب و وحشت نمي توان مسير برابري خواهانه اي جنبش زنان ايران را منحرف نمود و اين گونه اعمال تنها ناشي از ترس حاكميت از دغدغه تغيير وضعيت موجود در ذهن زن ايراني مي باشد و يورش بر فعالين مدني تنها پوششي است براي بحران هايي كه دولت در آستانه انتخابات با آن مواجه مي باشد

  32. ولايت سلطنته فقيه = ولايت سلطنته خدايگان پهلوي = احزاب (ايدئولوژيها)

    انسان مدرن در عصر شكوفايي عقلانيت پذيراي انديشه قيوميت نخواهد بود.
    آقاي رضا پهلوي براي مشروعيت بخشيدن خويش دست بروي احزاب كه درمجموع صد هزار طرفدار ندارند (كمونيست / مشروطه خواه / …) دراز نموده است.

    غافل از انكه جنبشهاي مدني و سنديكايي ايرانزمين (فراايدئولوژي) جايگاهي را براي هيچ يك از قيم ها در عصر مدرنيته در نظر نگرفته است.

    پذيرش قيم يعني مشروعيت بخشيدن به حاكميت اقليت بر اكثريت!!!!

  33. تعریفات عبید زاکان درباره اسلام وشیوه حکومتش
    قاضی کیست؟ : آنکه همه اورا نفرین کنند
    عدل چیست ؟ : آنکه هرگز راست نگوید
    بهشت چیست؟ : آنچه نبینند
    حلال چیست ؟ : آنچه نخورند
    مال ایتام واوقاف چیست ؟ : آنچه برخودازهمه چیزمباح تردانند
    دارالقضا ( دادگستری) کجاست؟ : عتبه( آستان) شیطان

    اصل سکولاریته چیست ؟
    ازخود طلب ، که هرچه طلب میکنی زیار
    در تنگنای کعبه و درسومنات نیست

  34. منوچهرجمالی

    site

  35. سروران گرامي،

    در عصر مدرنيته اساس فرهنگ سکولاريسم فهم توسعه و تکثر حقوق آدميانست که بر پايه تحول و تکامل خردست. آدمي در عصر شکوفايي خرد رفتارش اخلاقيست زيرا اخلاقش از ادراکش فرمان ميبرد که عقلانيست. مبناي اخلاق وجود آدميست.

    ايدئولوژيها ساختارا” نظم را در استبداد عقلاني و سياسي ميبينند زيرا تکيه بر عقلانيت موجب تضعيف جهانيني جامدشان است. اين جمود نظم فکري را از يک آموزه واحد و نظم سياسي را از يک شخص ميگيرند که در تضاد با فطرت و خرد تکثرگراي آدميست از اينرو خشونت ظرفيتست جدا ناپذير از ساختار يکسويه آنانست.
    تضاد ايدئولوژيها با جامعه مدنيست زيرا با ظهور جامعه مدني نوانديشيها جان ميگيرد و جزم انديشي جان ميبازد.

    ولايت اوباش فقيه خرد ستيز حوزه اي با فرض به اينکه , با به اسارت گرفتن آکادميکيها و تزريق مضاعف ايدئولوژي دگماتيسم خويش ميتواند از روند رو به گسترش جنبشهاي مدني و سنديکاي ايرانزمين جلوگيري کند, به آکادميکيها حمله ور گشته اند.

    در امتداد اين توطئه با حربه دفن مظلومان در آکادميکي اميرکبير بدنبال پايگاهي در درون آکادميکيها که مرکز فرهنگ سکولار و خرد است, ميگردند و با هجوم جاهلانه خويش فطرت حيوان صفت ايدئولوژي را بنمايش کشيده اند.
    غافل از آنکه شهداي ديروز نيز امروز از آنماست و اين عقلانيت خواهد بود که مکاني شايسته براي آنان انتخاب خواهد کرد نه رياکاران حوزه اي.

    فرزندان خردمند ايرانزمين سفراي جامعه مدني هستند که هرگز در مقابل دوزخيان حوزه اي بشرستيز سر تعظيم فرود نخواهند آورد. در شرايط کنوني با بلوغ و زايش خرد و تفکر مدرن در جامعه مدني ميبايد ولايت سلطنته خردستيز منتظر امواجي خروشاني که انقلاب ميتشان را به ديار عدم ابدي رهسپار خواهد کرد، باشند.

    به بند و بخون کشيدن پاکيها جز اينکه عباي آلوده و سمبل حيوانيت آنان را آلودهتر خواهد کرد, سودي نخواهد داشت و يخهايي که ولايت جبار حوزه اي بر آن محکم نشسته اند را در دوزخي که خود ساخته اند ذوب خواهد کرد.

    زنده باد فرزندان ايرنزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    9/12/87
    arezu

  36. پروفسور منوچهر جمالی
    انسان، بااندیشیدن در گیتی،از خود، خانه خودرا میسازد. چرا درفرهنگ ایران ، « جان وخرد انسان» با هم ، « جفت » هستند؟ چرا درفرهنگ ایران، خردانسان، فقط ، نگهبان زندگی است نه نگهبان ِیک شریعت ویا یک ایدئولوژی ویا یک آموزه

    google

    سخنرانی درباره سکولاریته در فرهنگ ایران
    تنها خرد بنیادی فرد انسان ، مرجع نهائی فرمانست
    انسان نباید از هیچ قدرتی و الهی و سازمانی، اطاعت کند

    .google

    خـردِ سرکش ، بنیاد ِ اجـتـمـاع آزاد است
    فرهنگ ایران، برضد اندیشیدن با «عـقـل تابـع » هست و آنرا کـوری میداند. عـقـل تـابـع ، عـصـای کــورانـست. بنیاد حکومت در فرهنگ ایران دادیست که از خردِ مردمان، پیدایش یابد

    google.com

  37. حاکميت ديکتاتوري در انتخابات گذشته حدود 10% طرفدار داشته است, که اينبار نيز عقل خودبنياد آنرا هم درهم خواهد کوبيد.

    چهارشنبه سوري بر همگان مبارک باد
    زنده باد فرزندان ايران زمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    18/12/87
    arezu

  38. سروران گرامي،

    در فرهنگ سکولاريسم آدمي موجوديست مختار و خردگرا که منشا اخلاقش اختياريست استوار بر ساختار عقلاني, که همواره مورد داوري اخلاقيست.

    جامعه مدني مقدم بر دولت است که مشروعيت حاکميت از راي آنانست. ايدئولوژيها نيازمند مشروعيت بخشيدن به نقش قيوميت خويشند و نه جامعه مدني. در عصر مدرنيته قانون يعني دفاع از حريم آزاديهاي فردي و شهروندي بر اساس قوانين حقوق بشر.

    حاکميتهاي ايدئولوژيک پر از اختيارات و تهي از مسوليتند زيرا آرمانهاي ايدئولوژيشان قانوني را تعريف ميکند که مدافع سلطه گريي ايدئولوژي و به کنار راندن جامعه مدنيست. بعبارت ديگر حربه ظلم ستيزي ديروز براي کسب قدرت، امروز مبدل به مظلوم ستيزي براي حفظ قدرت گشته که حق داشتن آزادي فردي و شهروندي آدمي را بزير سر نيزه ميکشد.
    اين نشان نابخرديست که آدمي تصويب و اجراي قوانين ايدئولوژيها را نشان دمکراسي و عدالت اختماعي بداند زيرا قوانين ايدئولوژيها منطبق بر فطرت و خرد تکثرگراي انسان مدرن نيست.

    حاکميت ولايت سلطنته اوباش بشرستيز حوزه اي با آگاهي به فرو پاشي حاکميت قرون وسطايي خويش ضمن بهره گيري از جيره خواران سرکوبگر ولايت با استفاده از تئوريسينهاي دستپرورده مکتب قميسم خود نظير کروبي، هاشمي, …. و حافظان منافع شان اشخاصي مانند خاتمي, موسوي و… اقدام ببازي رنگباخته انتخابات فرمايشي نموده اند. که تمامي بازيگران اين صحنه منافعشان در حفظ منافع ايدئولوژيک خلاصه ميگردد. زيرا آرمانهاي ايدئولوژيک ارجعيت بر آرمانهاي جامعه مدني دارد.

    از اينرو جنبشهاي مدني و سنديکايي ايرانزمين تنها در رفراندمي شرکت خواهند کرد که راي آري يا نه به جمهوري پارينه سنگي اسلامي باشد.
    حاکميت ديکتاتوري در انتخابات گذشته حدود 10% طرفدار داشته است, که اينبار نيز عقل خودبنياد آنرا هم درهم خواهد کوبيد.

    چهارشنبه سوري بر همگان مبارک باد
    زنده باد فرزندان ايران زمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    18/12/87
    arezu

  39. سروران گرامي ،

    هيچي خواسته اي برآورده نخواهد شد مگر در چهارچوپ ساختار سالم .
    لذا وجود سنديکا بدون آنکه مشروعيت خويش را از حاکميت ايدئولوژيک اخذ کند واجب الوجود است .
    زيرا از ديدگاه جنبش تحولخواه سکولار اين سنديکاها خواهند بود که نقش احزاب را بعهده خواهند گرفت و خود بر سرنوشت خويش حاکم خواهند گشت.
    هر ايدئولوژي که حق قيوميت و نمايندگيتان را برعهده گيرد در موضع قدرت دشمن خردتان است. زيرا منافع و آرمان ايدئولوژي ارجع بر منافع انساني شماست. گاردهايتان را بر روي تمامي ايدئولوژيها بنديد و خود سخنگوي خود باشيد و از خرد خود ياري جويد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

  40. سروران گرامي,

    قدرت يعني فلسفه زور از اينروست که اپوزيسيونها و احزاب براي صعود به قله آن با چهره هاي چند وجهي ظاهر ميگردنند.
    وظيفه اي آنان نه عروج جنبشهاي مدني و سنديكايي براي كسب قدرتست بلکه افول جامعه مدنيست, زيرا عروج جامعه مدني يعني افول ايدئولوژيها كه قطعا و قهرا با اصول و تعاريف اوليه ايدئولوژيها در تضاد است.

    ايدئولوژيها در يك تئوري با يكديگر همسويند و آن حذف رقيب و كوتاه كردن دست جامعه مدني از قدرت و تصميم گيري هاي سياسي و تحميل ايدئولوژي خود بعنوان آرمان نجاتبخش بشريت و ورود به جهنم مدينه فاضله آنان.

    لائیسیته = جدایی سياست از ايدئولوژي مذهبي, بعبارت ديگر خارج نمودن يك رقيب و جانشيني ايدئولوژهاي ديگر براي کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي .
    هدف از همكاري ايدئولوريها بخشي از پلان محسوب ميگردد و مقطعيست زيرا استراتژي هر كدام در تضاد بايكديگر است در حقيقت آن روي سكه قبضه كردن كامل قدرت و كمرنگ كردن جمهوريتست .

    سكولاريته در عصر مدرنيته = جدايي ايدئولوژيها از سياست, بعبارت ديگر پلورالیسم انديشه ها از متن جامعه مدني در غالب جنبشها و سنديكاهاي مدني (فراايدئولوژي) بر ميخيزد و سياست را بتصوير ميكشد. در حقيقت جنبشها و سنديكاها نقش احزاب را ايفا مينمايد بدون آنكه نمايندگي ايدئولوژيها را داشته باشند و يا قيوميت خويش را به ايدئولوژيهاي ديگر واگزار نمايند. حاصل چنين پرسه اي, آنچه را كه اجتماعيست سياسي و آنچه را که سياسيست اجتماعي ميداند.

    سكولاريته در عصر مدرنيته بر سه رکن اساسی استوار گشته است كه آن سه اصل در غالب منشور حقوق بشر تفسير ميگردد:
    - اتكا به خرد و دانش مدرن براي پاسخگويي به نيازهاي زميني
    - حذف ايدئولوژيها و قيوميتها از سياست
    - نگرش عقلاني نسبت به اخلاق و احترام به آزاديهاي فردي و شهروندي

    سالروز ملي شدن نفت برهمگان مبارک باد
    ياد دکتر مصدق سکولار, دکتر فاطمي و يارانش گرامي باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    22/11/87

  41. سروران گرامي،

    در فرهنگ سکولاريسم آدمي موجوديست مختار و خردگرا که منشا اخلاقش اختياريست استوار بر ساختار عقلاني, که همواره مورد داوري اخلاقيست.

    جامعه مدني مقدم بر دولت است که مشروعيت حاکميت از راي آنانست. ايدئولوژيها نيازمند مشروعيت بخشيدن به نقش قيوميت خويشند و نه جامعه مدني. در عصر مدرنيته قانون يعني دفاع از حريم آزاديهاي فردي و شهروندي بر اساس قوانين حقوق بشر.

    حاکميتهاي ايدئولوژيک پر از اختيارات و تهي از مسوليتند زيرا آرمانهاي ايدئولوژيشان قانوني را تعريف ميکند که مدافع سلطه گريي ايدئولوژي و به کنار راندن جامعه مدنيست. بعبارت ديگر حربه ظلم ستيزي ديروز براي کسب قدرت، امروز مبدل به مظلوم ستيزي براي حفظ قدرت گشته که حق داشتن آزادي فردي و شهروندي آدمي را بزير سر نيزه ميکشد.
    اين نشان نابخرديست که آدمي تصويب و اجراي قوانين ايدئولوژيها را نشان دمکراسي و عدالت اختماعي بداند زيرا قوانين ايدئولوژيها منطبق بر فطرت و خرد تکثرگراي انسان مدرن نيست.

    حاکميت ولايت سلطنته اوباش بشرستيز حوزه اي با آگاهي به فرو پاشي حاکميت قرون وسطايي خويش ضمن بهره گيري از جيره خواران سرکوبگر ولايت با استفاده از تئوريسينهاي دستپرورده مکتب قميسم خود نظير کروبي، هاشمي, …. و حافظان منافع شان اشخاصي مانند خاتمي, موسوي و… اقدام ببازي رنگباخته انتخابات فرمايشي نموده اند. که تمامي بازيگران اين صحنه منافعشان در حفظ منافع ايدئولوژيک خلاصه ميگردد. زيرا آرمانهاي ايدئولوژيک ارجعيت بر آرمانهاي جامعه مدني دارد.

    از اينرو جنبشهاي مدني و سنديکايي ايرانزمين تنها در رفراندمي شرکت خواهند کرد که راي آري يا نه به جمهوري پارينه سنگي اسلامي باشد.
    حاکميت ديکتاتوري در انتخابات گذشته حدود 10% طرفدار داشته است, که اينبار نيز عقل خودبنياد آنرا هم درهم خواهد کوبيد.

    چهارشنبه سوري بر همگان مبارک باد
    زنده باد فرزندان ايران زمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    18/12/87
    arezu

  42. سروران گرامي ،

    هيچي خواسته اي برآورده نخواهد شد مگر در چهارچوپ ساختار سالم .
    لذا وجود سنديکا بدون آنکه مشروعيت خويش را از حاکميت ايدئولوژيک اخذ کند واجب الوجود است .
    زيرا از ديدگاه جنبش تحولخواه سکولار اين سنديکاها خواهند بود که نقش احزاب را بعهده خواهند گرفت و خود بر سرنوشت خويش حاکم خواهند گشت.
    هر ايدئولوژي که حق قيوميت و نمايندگيتان را برعهده گيرد در موضع قدرت دشمن خردتان است. زيرا منافع و آرمان ايدئولوژي ارجع بر منافع انساني شماست. گاردهايتان را بر روي تمامي ايدئولوژيها بنديد و خود سخنگوي خود باشيد و از خرد خود ياري جويد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)

  43. سروران گرامي،

    در فرهنگ سکولاريسم, خرد با آزمودن مياموزد و با به نقد کشيدن در فرهنگ رهايي تکامل مييابد كه در برابر اسارت سرکشي کند زيرا خرد تابع ديگر خرد نيست بلکه جمود مطلقست.

    در عصر شکوفايي خرد جامعه مدني جامعه ايست خودگردان, مسئوليت پذير و مسلح به شجاعت عقلاني. از اينرو ايدئولوژيها بدنبال سلب اختيار و قدرت انتخاب از آدميانند و در تلاش براي القائ ناکارامدي جامعه مدنيند, آنان خود را در موازات حرکتهاي جنبشهاي مدني قرار ميدهند تا با ضربه هاي کوتاه و متناوب ضمن انحراف در حرکت, بعنوان قيم در فرصت مناسب سکان حرکت را بدست گيرند.

    در حاکميتهاي ايدئولوژيک آدمي وسيله ايست براي اجراي آرمانهاي ايدئولوژيک از اينرو بيان بازيگران صحنه قدرت, مقطعيست براي مشروعيت بخشيدن به حاکميت و ذهنيت تک بعديشان غاييست براي حفظ آرمانهاي ايدئولوژيک و در نهايت سلسله سرکوبهاي جنبشهاي مدني.

    لذا تئوريسينهاي دست پروده مکتب قميسم براي نجات خويش اقدام به بحران آفريني و مبارزه با دشمن ساختگي ميکنند تا با تزريق اضطراب در جامعه , از يک طرف ملت را در انتخاب بين بد و بدتر محصور کنند و از طرف ديگر سرکوب جنبشهاي مدني و سنديکايي را تجديد کنند.

    غافل از آنکه عقل خودبنياد اينبار سرنوشت انتخابات را نه توسط حاکميت قرون وسطايي بلکه توسط جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي رقم خواهد زد. بعبارت ديگر پلان طرح شده توسط خرد جمعي جنبشها و سنديکاهاي مدني (انتخابات و گفتمان “مطالبه محور”) ميبايست در مرحله بعدي در راستاي استراتژي عدم مشروعيت قطعي حاکميت قرون وسطايي قرار گيرد. و بصورت کمپين انتخابات مشروعيت براي جمع آوري امضا و ثبت آن در سازمان ملل متحد توسط مجموعه هاي مدني (هسته ها ، کانونها ، انجمنها ، سنديکاها و …) و تفکرات عقيدتي تحت ستم (ال ياسين ، دارويش ، بهائيان و … ) که در موضوع دفاع مقدس از کيان حقوق آدميست قرار گيرد.

    تا بدين وسيله اراده خرد ملي را در بهاران سال 88 بر فلات ايرانزمين به تصوير کشيم

    بهاران خجسته باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    1/1/88
    arezu

  44. http://www.bia2.com/video/player.php?id=437

  45. بنیان مفهوم شهروندی بر تفکر انتقادی استوار است. در مجموع میشود به چند نکات ذکر شده در مورد هویت شهروند اشاره کرد :

    الف ) شهروند به افرادی اطلاق میشود که به توانمندیها و نیازهای سیاسی و اجتماهی خویش واقف است . موقعیت و شرایط محیط کار و زندگی خویش را می شناسد و نسبت به رویدادهای اطراف خویش واکنش نشان میدهد . با احساس مسئولیت نسبت به تغییرپذیری در محیط کار و زندگی خویش نظارت دارد. آگاه به حقوق خویش و با احترام به حقوق دیگران،همواره در حیطه و توانائی خویش علاقمند مشارکت در امور اجرائی و مدیریت بوده و از احساس مسئولیت گریزان نخواهد بود.

    ب) شهروند کسی است که آگاهانه خود را عاری از اشتباه ندانسته و پیوسته به توانمندی خویش منتقدانه و آگاهانه برخورد می کند. و مطلق گرائی را از برنامه خویش حذف می کند.

    پ ) شهروند کسی است که اصولا تجدید نظر طلب است. و همیشه در اندیشه و خلق پدیده های جدید بوده و در فکر موقعیتهای تازه ای است برای تغییراتی که خود صحیح می پندارد.

    ت) شهروند کسی است که عموما خود را با تغییرات اجتماعی سازگار می بیند و برای گسترش بعد فکری و دانش سیاسی و عمومی خویش ، متمایل به نوگرائی است.

    ث) شهروند در جهت ایجاد و خلق شرایط مطلوب، نقشه و برنامه ریزی می کند و از مدیران جامعه چنین انتظاری نیز دارد .

    می توان به جرات گفت در جوامعی که با الگوی ایدئولوژیک ( مذهبی و غیر مذهبی ) نظام حقوقی و اخلاق مدنی جامعه را بنیان نهادند ،هیچ گاه نتوانستند چارچوب عادلانه ای درکلیه شئونات اجتماعی بوجود آورند و عملا فرد و فردیت وحقوق و آزادی در حقوق اجتماعی پا وشکل نگرفته است. فرد برای نظام ایدئولوژیک عنصری از جامعه توده ای است که تکلیفش را رهبران توده ای تعیین می کنند . رهبران توده ای انسان را با هویت توده ای متصورند زیرا بخوبی می دانند زمانیکه انسان خود را از هویت توده ای و تسلط جدا کند، صاحب اصالت و استقلال فردی و حقوق سیاسی و اجتماعی در برابر حکومت خواهد بود و تعریف نوینی از خود بدست می دهد که در تضاد با ایدئولوژی حاکم خواهد بود.
    اول فوریه 09
    فرشید یاسائی

  46. سروران گرامي,

    در فرهنگ سکولاريسم هويت آدمي از خردگرايي منشا ميگيرد. زندگي آدمي بقامت خرد و معرفت اوست که آدمي را دعوت برهايي طلبي ميکند.

    عقل خودبنياد در عصر مدرنيته بدنبال پلوراليسم انديشه ها در جامعه مدنيست و نه بدنبال پلوراليسم ايدئولوژيها زيرا ايدئولوژيها حاجب ادراکند که عادت به استبداد را نهادينه ميکنند, حال آنکه جامعه مدني جامعه ايست تکثرگرا که در همزيستي و براي همزيستي ساختار يافته است.

    ميراث درک قدرت برخواسته از کنترل و تسلط بر ثروت و دارايهاي مليست که خطوط اصلي آرمانهاي سياسي را ترسيم ميکنند, بدين سبب ايدئولوژيها بدنبال کسب قدرت سياسي متمرکز براي کنترل شريانهاي اقتصادي جامعه اند زيرا سرمايه شريان توسعه است و هر آنکه تسلط و کنترل بر سرمايه دارد , قدرت تعيين مقصد مصرف را نيز دارد. از اينرو کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي و سرمايه که متضمن ببار نشستن دمکراسي و آرمانهاي خرد جمعي جامعه مدنيست برايشان الزاميست.

    اپوزيسيونها و احزاب با حربه موازي سازي, ساختارهاي خود را در موازات ساختارهاي جنبشهاي مدني و سنديکايي قرار ميدهند تا ساختارهاي جامعه مدني را جذب ساختارهاي حزبي و ايدئولوژيک نمايند و در پي آن با تهي نمودن ساختارهاي جنبشها و سنديکاها عنان کار در دست گيرند و آرمانهاي خويش را به پيش برند. آنان در حقيقت رقباي تشکلات جامعه مدني در ربودن قدرت و سرمايه از وارثان واقعي حاکميتند.

    در شرايط کنوني درون نگري (اصلاح و گسترش مدرن ساختار) و برون نگري (ارتباط ميان جنبشي, جذب و حمايت از گروههاي تحت ستم و افراد همسو) از وظايف مهم جنبشها و سنديکاهاست زيرا اتحاد ملي نتيجه اين دو پروسه است که هر حاکميتي را که منافع ملي و انساني را تهديد کند به زير خواهد کشيد.

    حاکميت ولايت قرون وسطايي اشغالگر فقيه در سال 88 نتيجه 30 سال بيدادگري را ازفرزندان دادگر ايرانزمين خواهد گرفت.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    10/1/88
    arezu

  47. بعداز ماهها اطلاع رساني، فعاليت آگاهگرانه و مبارزه خستگی ناپذير برای افزايش دستمزد کارگران در ايران، سرانجام شورای عالی کار روز چهارشنبه 20 اسفند از بالای سرکارگران و نمايندگان واقعی آنها حداقل دستمزد را آنطوريکه پيش بينی کرده بوديم، تعيين و ابلاغ کرد.
    در پروسه مبارزه برای افزايش دستمزدها گرايشات گوناگون درون جنبش کارگری ايران دراتحادی ننوشته در مقابل سرمايه ايستادند و ظرفيت و توان خود را در توازن قوائی نابرابر به نمايش گذاشتند.
    اما باوجود وحدت عملی گرايشات مختلف بر سر خواست و مطالبه افزايش دستمزد با توجه به فاکتورهای نرخ تورم در سال آينده و نه سال سپری شده، هزينه سبد زندگی يک خانوار چهار نفری و خط فقر، تاکتيک های مبارزاتی متفاوت و بعضا متمايزی برای تحقق اين خواست عرضه شد.
    در ادامه اين مبارزه و با هدف وادار کردن شورای عالی کار به تغيير اين تصميم ضد کارگری شماری از تشکلهای کارگری که در ماههای گذشته تلاشهای خستگی ناپذيری برای افزايش دستمزدها انجام داده بودند، طی اطلاعيه ائی بتاريخ 25 اسفند با عنوان “دستمزد 274500 تومانی تحميل گرسنگی مطلق بر ميليونها خانوار کارگری است” بر تداوم اين مبارزه پای فشرده و کارگران را دعوت به حمايت از حرکت خود کرده اند.
    اين دوستان که عبارتند از سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، اتحاديه آزاد کارگران ايران ، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه در بيانيه خود چنين نوشته اند:
    کارگران، معلمان، پرستاران و عموم زحمتکشان
    بايد در مقابل تحميل دستمزدهای زير خط فقر آستين ها را بيش از پيش بالا زد، نبايد به مرگ تدريجی از گرسنگی تن سپرد، نبايد اجازه داد هر طوری که صاحبان سرمايه ميخواهند نيروی کار ما به حراج گذاشته شود و سهم ما از توليد کوهی از ثروت ونعمت در جامعه فقر روز افزون باشد. برخورداری از يک زندگی انسانی حق مسلم ماست و اين چيزی است که هيچ کس آنرا به ميل خود به ما هديه نخواهد کرد.
    افزايش حداقل دستمزدها تنها در گرو اراده و خواست ما کارگران در صفی متحد و يکپارچه است، بايد تا روز اول ماه مه با امضای طومار خواست افزايش حداقل دستمزدها ، اين روز را به روز اعتراض عليه دستمزدهای زير خط فقر تبديل کرد.
    سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، اتحاديه آزاد کارگران ايران و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه همدوش با کارگران امضا کننده طومار خواست افزايش حداقل دستمزدها اعلام ميدارند دستمزد 274500 تومانی لگد مال کردن حرمت انسانی کارگران و محکوم کردن خانواده های آنان به مرگ تدريجی از گرسنگی است و بدينوسيله ضمن اعتراض شديد به تصويب چنين دستمزدي، اعتراض به آن و مبارزه برای تجديد نظر اساسی در ميزان حداقل دستمزدها را حق مسلم کارگران ميدانند و عموم کارگران، معلمان، پرستاران و سايرزحمتکشان را به امضای طومار خواست افزايش حداقل دستمزدها فرا ميخوانند و از آنان ميخواهند با ملحق شدن به صف مبارزه برای افزايش حداقل دستمزدها، اين خواست را همدوش با کارگران امضا کننده طومار، به يک خواست اصلی و قابل تحقق در روز اول ماه مه امسال تبديل کنند. “خط تاکيدها از من است”
    تداوم مبارزه و پافشاری بر خواست افزايش دستمزدها و لغو مصوبه شورای عالی کار از آنجائيکه خواست کل طبقه کارگر است؛ نه تنها حرکتی وحدت طلبانه و دارای زمينه ها و عناصر بسيج توده وسيع کارگران است، بلکه بايد مورد حمايت فعال همه گرايشات درون جنبش کارگری قرار گيرد و تا اينجا به آن ايرادی وارد نيست. اما پرسشی مطرح است. آيا تاکتيکی که اين دوستان در پيش گرفته و ميخواهند طبقه کارگر حول آن بسيج و به ميدان بيايد تاکتيکی موثر و متناسب با سطح مبارزه تاکنونی کارگران و فعالين جنبش کارگری در چند سال اخير است؟ به باور من نه.
    اگر ماهيت رژيم و نهادهای ضد کارگريش در برخورد به جنبش کارگری ايران طی سه دهه گذشته را ناديده بگيريم و تنها به واکنش شورای عالی کار و ديگر نهادهای ضد کارگری دولتی و کارفرمائی به طومار و امضاهای جمع آوری شده توسط اين دوستان در ماههای قبل از تصميم شورای عالی کار در اسفند سال 87 و چند سال گذشته از يک طرف؛ و مبارزه ميدانی کارگران که آخرين نمونه آن مبارزات چند ماهه کارگران پرريس سنندج که پيام قدردانی آنها را دوستان اتحاديه آزاد دريافت کرده اند از طرف ديگر؛ بسنده کنيم، متوجه خواهيم شد که تاکتيک طومار و جمع آوری امضاء فشاری نيست که با تکيه بر آن بتوان رژيم و کارفرمايان را وادار به تجديد نظر کرد. کارگران پرريس سنندج پيروزی خود را مرهون 6 ماه مبارزه پيگير که آميخته ائی از اشکال گوناگون مبارزه، تجمع و تظاهرات در مقابل اداره کار و استانداری ، اعتصاب و تحصن در کارخانه و تجمع در مقابل ديوان عدالت اداری بود، هستند. همين تجربه و تجارب مشابه نشان می دهد که تجمع و اعتراض و اعتصاب تاکتيکی موثرتر است و ميتواند دولت و سرمايه داران را سرعقل آورده و وادار به حرف شنوی کند.
    منافع سرمايه بر روی زمين و پاسخگوئی به قوانين الهی در آسمان دواصلی است که رژيم جمهوری اسلامی به آن سخت پايبند است و تنها يک فشار مبارزاتی موثر می تواند عدول از اين اصول را به آنها تحميل کند و تجربه نشان داد که اين تاکتيک طومار و جمع آوری امضاء به تنهائی نيست؛ بخصوص در آستانه روز اول ماه مه که طبقه کارگر را می توان در ظرفيت (اگر مبالغه نکرده باشم) دهها و صدها هزار نفره با خواست و شعارهای مشترک به خيابان آورد.
    به استدلالهای فوق اين نکته را اضافه می کنم که خود تشکلهای نامبرده و ديگر تشکلهای موجود کارگری در ايران محصول وجود آزاديهای دموکراتيک در جامعه نيستند، بلکه حاصل مبارزه شجاعانه، متحدانه و همبسته و پرهزينه چند سال گذشته کارگران و فعالين جنبش کارگری در ايران هستند که به رژيم تحميل شده اند؛ و وجودشان را دوست و دشمن پيشروی جنبش کارگری ارزيابی می کند که مبارزه طبقه کارگر را وارد فاز ديگری کرده است.
    در اين صورت می توان نتيجه گرفت که با اين درجه از پيشروی ، با تکيه بر اين سطح از مبارزه و با توجه به تجربه عملی خود کارگران و فعالين جنبش کارگری طی سالهای گذشته در مبارزه برای حقوقهای معوقه، ايجاد تشکلهای کارگري، جلوگيری از اخراج و بيکارسازيها ، و کمپين های گسترده در دفاع از فعالين و رهبران دستگير شده جنبش کارگری به نظر نمی رسد طومار و جمع آوری امضاء تاکتيک مناسبی باشد. هم سطح مبارزه بخشهای پيشرو جنبش کارگری گامها جلوتر از طومار نويسی و جمع آوری امضاء است و هم رژيم اسلامي، رژيمی نيست که با فراخوان به جمع آوری امضاء بتوان بر تصميمات آن تاثير گذاشت. از اين گذشته اين تاکيتک مبارزات طبقه کارگر را از ميدان باز مورد توجه رسانه ائی و حمايتی به فضای بسته خواهد برد.
    جمع آوری امضاء در آستانه و استقبال از اول ماه مه و در حاليکه می توان مبارزه برای افزايش دستمزدها را تنها بعلت عمومی بودن آن به يک جنبش وسيع طبقاتی تبديل کرد، اگر تند نرفته باشم به کجراهه بردن مبارزات کارگران در اين مقطع حساس خواهد بود.
    ياد آوری می کنم. من جزء آندسته از فعالين جنبش کارگری نيستم که تصورم می کنم با سر دادن شعارهای توخالی و بدون در نظر گرفتن توازن قوا و فاکتورهای عينی ديگر، از جمله سطح مبارزه طبقه کارگر و موانعی که با آن روبروست می توان دنيای مملو از ستم و نابرابری را در جهت بهبود شرايط زندگی کارگران تغيير داد. در عين حال جزء آندسته از فعالين جنبش کارگری هم نيستم که تصور کنم برای تداوم مبارزه پيشرويهای تثبيت شده را بايد ناديده گرفت.
    در آخرين مطلبی که در رابطه با مبارزه برای افزايش دستمزدها تحت عنوان “حداقل دستمزد کارگران تعيين، اما اعلام نشده است” ، سطور پائين را بعنوان نتيجه گيری بحث نوشتم. با توجه به اينکه آن نتيجه گيری را منطقی و با سطح مبارزه طبقه کارگر و شرايط امروز زندگی و مبارزه کارگران متناسب می دانم يکبار ديگر بر آن تاکيد می کنم :
    “تلاش برای مجاب کردن سران رژيم جمهوری اسلامی برای برقراری يک اشل متغير در تعيين دستمزد کارگران متناسب با تغييرات شاخص سبد و هزينه زندگی در جامعه بيهوده ترين تلاش و هدر دادن انرژی است. اين جهت را نه تئوری بلکه تجربه عملی مبارزه کارگران به اثبات رسانده است.
    بنابراين راهی جزء توسل به مبارزه ائی رودرو در کارخانه و کارگاه، محل زندگی و خيابان برای تامين يک زندگی انسانی باقی نمانده است، وتنها با اعتصابات و مبارزات سراسری چنين هدفی متحقق خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بايد خواب ثبات و سودآوری بنگاهها و موسسات سرمايه داری به قيمت تحميل يک زندگی برده وار به طبقه کارگر را از چشمان آنها ربود. بر تمام دشواريهائی که طبقه کارگر ايران با آن رويروست واقفم، اما علی رغم تمام اين دشواريها که واقعا آن را درک می کنم اين تنها راه است”.
    اين را اضافه می کنم که عدم افزايش دستمزد کارگران در سال 88، بيکارسازيهای گسترده و اخراجهای دسته جمعی و تعرض سرمايه به سطح معيشت و سفره خالی طبقه کارگر رابطه تنگاتنگی با بحران جهانی سرمايه داری دارد و سيستم سرمايه داری ايران در عصر جهانی شدن سرمايه از قواعد اين بازی ضد کارگری جدا نيست. طبقه کارگر نمی تواند با امضای طومار به مقابله با تحميل بار بحران بر دوش خود برخيزد. آنهم در شرايطی که سپاه پاسداران بزرگترين کارفرمای طبقه کارگر ايران است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    در اول ماه مه امسال نه قدرت مجازی بلکه قدرت واقعی!!!!!!!!!!!!!!!! طبقه کارگر ايران را بايد برای مبارزه با کليت سرمايه به ميدان آورد.

    18 فروردین 1388

  48. Dolate hada-aghali !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Ghodrate siyasi va sarmayeh meli az ane jonbesh-ha va sandicaha ast !!!!!!!!!!!!
    Gardahayetan ra bar rooie hameh ideology-ha (mazhab, kommunist, socialism, nasionalism …..)
    bebandid va ghodrate siyasi va sarmayeh meli ra ba hich ideology taghsim nakonid !!!!!!!!!

    Rooze 1 may rooze hambastegi jame-ah madani baraye bedast-giri Sarmayeh meli va ghodrate siyasi ast !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Ideology-ha khahane mobarezeh ma bar alayhe sarmayeh-and ta khish sarmayeh ra bedast girand, Vali inbar koor-khan-deh-and ma khahane sarmayeh-im barye kasbe ghodrate siyasi bemonzoore payeh-rizi-ye demokrasi bar asase hoghooghe bashar va arman-haye jameh no andishe jameh madani !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  49. جنبشهاي مدني و سنديکايي ايرانزمين طبق پلان طرح شده توسط خرد جمعيتان (انت‍‍خابات و گفتمان “مطالبه محور” ) ميبايست در اين مرحله با آقاي شعله سعدي که مناسبترين نمونه براي مذاکره و برسي ميکانيزم و نحوي اجراي پلانتان است به بحث و مذاکره بپردازيد
    يکي از دلايل مهم ، عبور نکردن ايشان از فيلتر شوراي نگهبان است چرا که ايشان معمم نيستند و حقوقدان هستند!
    arezu

  50. Gardhayetan ra bra rooiye hameh ideology-ha (mazahb, kommunist, Socialism, nasionalism,…. ) bebandid!!!!!!!!!!!!!!!

  51. اعظم طالقانی دبير كل جامعه زنان انقلاب اسلامی در گفت وگو با ایلنا از كانديداتوری خود در انتخابات رياست جمهوری آينده خبر داد.

    سروران گرامي
    حوزه اي هاي بيخرد اشغالگر سرزمين مادريمان ايرانزمين از ترس جنبشهاي مدني و سنديكايي فراايدئولوژي دست به حربه ديگري زده اند و حيله گرييشان را از زاويه ديگري آغاز كرده اند تا بخيالشان بتوانند نعل وارونه زنند.

    خواهر طالقاني عروسك خيمه شب بازي ديگريست كه از آستين ولايت بشرستيز وقيح بيرون آمده است كه قصد فريب جامعه مدني را دارد غافل از آنكه حاكميت دوزخيان در اندازه هايي نيستند تا فرزندان ايرانزمين با كارتشان بازي كنند
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    21/1/88
    arezu

  52. http://bamdadkhabar.com/2009/04/post_1383/

    جمشید اسدی:
    - مردم ما باورهای مذهبی دارند و فکر نمیکنم???? که این در حال عوض شدن باشد یا احتياجی باشد???? که عوض شود. مردم ما با همين ويژگیها??? آزادی را دوست دارند و آزادیخواهاند???.
    - گمان نمیبرم??? مردم برای حل مشکلات در پی انقلاب و براندازی باشند.
    - چون توازن قوا هنوز به سود ايشان نيست???? هنوز نيست.

    ————————————————————————————————————————————————–

    تغيير و تحول جوهر اصلي آدميست . فهم و درک آدمي از واژه حقوق و آزادي بميزان رشد خرد , روابط اجتماعي و پيچيدگيهاي زمان اوست. تعريف آدمي از واژه دمکراسي و آزادي وابسته به دو فاکتور زمان و رشد دانش و تکنولوژيست. در نتيجه عدم تغيير تفسير باورهاي آدمي مغلطه اي بيش نيست!!!

    انقلاب سال 57 شورش توده ها بر اثر بازي ايدئولوژيها بوده است, که هر کدام قدرت را مي ربوند در نتيجه آن, تغييري ايجاد نمي گشت !!! زيرا مقلد پروري محور اصلي تفکر تمامي ايدئولوژيهاست که زندانيست براي خرد.

    در شرايط کنوني جامعه ايرانزمين از توده گرايي به خردگرايي رو آورده است که ماه عسل آن تشکلات جنبشهاي مدني فراايدئولوژيست. محور اصلي جنبشهاي مدني آموزش و انتقال صيحيح اطلاعات بدون مغلطه است .

    امروز حاکميت در زاويه بسته قرار گرفته است که آخرين سنگر خويش را, اولين سنگر مبارزه قرار داده است. بعبارت ديگر سپاه و مزدوران بسيجي را بميدان فرا خوانده است چون توازن قوا را بهم خورده ميبينند و جامعه مدني آنرا بفال نيک ميگيرد. به گمان جنبش تحولخواه سکولار مغلطه مساويست با کتمان حقايق!!!
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    22/1/88

  53. مهندس موسوی کم گفته بود
    گنج قارون 305 میلیارد دلاری
    در دست دولت نهم بوده است
    غلامحسین الهام، سخنگوی دولت با انتقاد از سئوال میرحسین موسوی درباره سرنوشت 270 میلیارد دلار درآمدهای نفتی دولت، درآمدهای نفتی را در دولت نهم از سال 1384 تا پایان 1387، 192 میلیارد عنوان کرد. این درحالی است که گزارش بانک مرکزی نشان میدهد عدد اعلام شده توسط میرحسین موسوی در اولین مصاحبه خبری اش در سال جدید کمتر از درآمدهای واقعی وزارت نفت بوده است.
    میرحسین موسوی در کنفرانس مطبوعاتی خود گفته بود: مردم میپرسند در این سه، چهار سال اخیر ما به اندازه یکسوم کل درآمد نفتی کشور در عرض سی سال درآمد داشتیم و این پرسش هنوز برای ما باقی مانده که این پول کجا خرج شده است؟ نمیخواهم وارد این بحث شوم که پول خوب یا بد خرج شده است. تنها میخواهیم لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه و صرف چه کردیم؟
    غلامحسین الهام هم در همایش عملیات روانی در شیراز سخنرانی در پاسخ به رقیب انتخاباتی احمدینژاد گفت: دوست داریم بدانیم این رقم طبق کدام معیار بدست آمده است. با یک حساب سرانگشتی میتوان حساب کرد که درآمد نفت دولت نهم از سال 84 تا 87، 192 میلیارد دلار بوده است، با وجود اینکه شش ماه از ابتدای سال 84 نیز مربوط به دولت قبل است که با این حساب درآمد نفتی دولت نهم در طول این مدت 173 میلیارد دلار میشود.
    این مسئول سیاسی خطاب به برخی سیاسیون گفت: چرا با اعلام ارقام جعلی و شبههسازی سعی در ایجاد جنگ روانی دارید؟
    با این حال، گزارش رسمی بانک مرکزی درباره درآمدهای نفتی کشور که در سایت این بانک وجود دارد، درآمدهای نفتی کشور را از سال 1384 تا شهریور 1387، برابر با 255 میلیارد دلار نشان میدهد و در صورتی که درآمدهای نفتی کشور در 6 ماهه دوم سال 1387 که توسط وزارت نفت حدود 25 میلیارد دلار اعلام شده است به رقم فوق افزوده شود مجموع درآمدهای نفتی کشور در طول 4 سال گذشته به 280 میلیارد دلار بالغ میشود که ده میلیارد دلار بیشتر از رقم اعلام شده توسط مهندس موسوی است.
    استدلال مطرح شده توسط غلامحسین الهام مبنی بر عدم محاسبه درآمدهای نفتی 6 ماهه نخست 84 در حساب درآمدهای دولت نهم نیز به نظر صحیح نمیرسد. چرا که با وجود انتخاب دکتر احمدینژاد در ابتدای تیر ماه، تنفیذ ریاستجمهوری در اوایل مرداد ماه و تأخیر در وصول و واریزی درآمدهای نفتی به حساب دولت عملاً درآمدهای نفتی ابتدای سال 1384 در اختیار دولت نهم بوده است، کما این که درآمدهای نفتی ابتدای سال 1388 نیز در اختیار دولت دهم خواهد بود.
    از سوی دیگر بررسی درآمدهای نفتی نیز نشان میدهد از مجموع بیش از 50 میلیارد دلار درآمد اعلام شده توسط بانک مرکزی تا 6 ماهه نخست 1387، بیش از 25 میلیارد دلار از مبلغ مذکور مربوط به درآمدهای صنعت پتروشیمی بوده که توسط وزارت نفت صادر شده است و با این حساب مجموع درآمدهای وزارت نفت در دولت نهم به رغم 305 میلیارد دلار میرسد که نشان میدهد هم سخنگوی دولت در اعلام رقم 192 میلیارد دلاری و هم مهندس موسوی در اعلام رقم270 میلیارد دلاری دچار اشتباه شدهاند.(منبع: سایت آینده)

  54. http://www.voanews.com/persian/webcasts.cfm?sel_tab=3 تلويزيون / تفسير خبر

  55. عزيزانم وقتش فرا رسيده است كه بجاي آسيب جسمي به خويش و راهپيمايي در داخل دانشگاه پلان موثرتري را مانند تظاهرات و متينگ در خارج از آكادميكيها در مكانها شلوغ شهر اجرا نماييد! سرورانم شما نازنينان پرچمداران جنبش خرد هستيد و قادريد پلانهاي متعددي را بخوبي برنامه ريزي و اجرا نماييد

    (کمپين استقلال آکادميکيها, آزادي انديشه و بيان و آزادي ياران دبستاني)
    سرورانم, امضاهاي جمع گشته!!! را همرا با متني کوتاه و شفاف!!! اسکن نماييد و طريق ايميل هاي زير به سازمان حقوق بشر ارسال کنيد
    info@partners-for-rights.org
    Hickse@partnerforrights.org
    uprsubmissions@ohchr.org

    جنبشهاي مدني و سنديکايي ايرانزمين (زنان، معلمان ، اساتيد ، کارگران، کارمندان، روزنامه نگاران، نويسندگان ، دانشجويان، پزشکان، پرستاران, کشاورزان و…) شما نيز براي احقاق حقوق فردي و شهروندي که 30 سال است توسط ولايت اشغالگر صيهونيستي فقيه ناديده گرفته شده است, امضاهاي خويش را از طريق ايميل ارسال نماييد !!!!!!! (امضاهاي جمع گشته توسط کمپين 1 ميليون امضا , همچنين سنديکاي کارگري براي زندگي آبرومندانه,….)

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    25/1/88
    arezu

  56. http://www.advarnews.us/

    آقای کروبي,

    در واپسين لحظات عمر حاکميت جبار , مقدم شما را به دنياي سکولار خوش آمد ميگوييم.
    اگرچه 4 سال پيش به شما بعنوان يکي از تئوريسينهاي نظام ولايت اشغالگر حوزه اي اخطار کرده بوديم , گوري را که براي فرهنگ و فرزندان ايرانزمين حفر کرده ايد سرانجام موجوديت خودتان را در آغوش خواهد کشيد.
    اگر بدنبال برون رفت از شرايط کنوني هستيد تقيه کاربرد خود را از دست داده و مکتب قميسم در عصر مدرنيته قادر به فريب خرد نخواهد بود.

    جنابعالي در مقام تئورسين حاکميت متزلزل !!!, که داراي نفوذ و قدرت سياسي ميباشيد, ميبايست براي ايجاد فضاي دمکراتيک قبل از انتخابات نکات ذيل را سريعا براي تغيير تعقيب نماييد.
    1. آزادي بدون قيد وشرط تمامي زندانيان سياسي – مدني و عقيدتي و کودکان زير 18 سال.
    2. توقف تمامي احکام اعدام ، سنگسار و شکنجه
    3. آزادي پوشش زنان !!!
    4. رهبر ، شوراي فقها و شوراي مصلحت نظام اولين قانونگريزاني هستند که فراقانوني عمل ميکند و در تضاد با جمهوريت جامعه مدني هستند که ميبايست از مدار تصميم گيري در راس حاکميت خارج گردنند !!!

    و در امتداد اين وظايف ميبايست نکات ذيل را تحليل , مکانيزم رفتاري و امکانات اجراي اين ميکانيزمها را شفاف ارائه دهيد
    1. اقتصاد ورشکسته: بيش از 400 ميليارد دلار سرمايه جامعه مدني در اختيار افراد و گروههايي مانند: خامنه اي و اقمارش ، رفسنجاني ها , مکارم شيرازي ها ,سپاه پاسداران و 350 کلاش ديگر و سازمانهاي غارتگر قرار دارد, چگونه و با کدام برنامه اين پولها و بسياري از سرمايه هاي ديگر به حساب خزانه جامعه مدني باز خواهد گشت?
    مابغي …

    2. با کدامين قوه قضائيه و بر اساس کدام قوانين ميتوان محکمه عدالت و دادگري بر پا کرد که فغان و ظلم 30 ساله را بشنود (به محاکمه کشاند هر شخصيت حکومتي که به حقوق فردي و شهروندي فرزندان سرزمين مادريمان ايرزمين تجاوز کرده است) ?

    3. آزادي عقيده با آموزش آغاز ميگردد از اينرو ايجاد نظام آموزشي فراايدئوژيک که فرهنگ انتقادي را آموزش دهد اولويت نخست ميباشد. مکانيزم شما براي ايجاد چنين فضايي چيست?

    arezu
    24/1/88.

  57. http://www.voanews.com/persian/webcasts.cfm?sel_tab=3

    تلويزيون / تفسير خبر

  58. پلان طرح شده توسط خرد جمعي جنبشها و سنديکاهاي مدني (انتخابات و گفتمان “مطالبه محور”)
    ——————————————————————
    1.
    http://iran-amirentezam.com
    عباس امیر انتظام که 28 سال از عمر خود را در زندان قصر و اوین گذرانده
    در دنیا هیچ بن بستی نیست،
    یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.

    2.
    http://www.sholehsadi.com
    دکتر قاسم شعله سعدی دكترای علوم سياسى از دانشگاه پاريس

  59. prof. dr. jamali

    فرهنگ ایران، فرهنگی فراسوی مذاهب وادیان ومسالک واقوام وطبقات است!!!!!
    درفرهنگ ایران،خـردِ انسان اصل فـردیّت هرانسانی است!!!!!!
    درفرهنگ ایران ،برترین مرجعیت درحکومت ، خرد ِبنیادی خودِانسانهاست ، نه گاتا، نه قرآن، نه مارکس،نه…
    فرهنگ ایران ، حکومت را بر پایه خرد انسان میگذارد. حکومتی در فرهنگ ایران حقانیت دارد که استوار بر خرد انسانی باشد
    هنوز غاصبان هزاروچهارصد ساله ایران , بر ایران حکومت میکنند
    دوام غصب، ایجاد حق نمیکند
    http://www.jamali.info/index.php
    http://efsha.co.uk/kaafar/maghale/Jemali/kharad.htm

  60. http://iran-amirentezam.com, http://www.sholehsadi.com

    راي ،نه، 2 خرداد به حاکميت خردستيز را در ،22 خرداد به انقلاب خرد تبديل خواهيم کرد. سرورانم گام آخر را در کنار جنبشهاي ديگر جامعه مدني ايرانزمين برداريد. روز 22 خرداد روز زنان ايرانزمين است که جمهوري جامعه مدني را بر فلات ايرانزمين خواهند گسترد!!!
    جنبشهاي مدني و سنديکايي حمايت خويش را از آقاي امير انتظام براي عبور از سد شوراي ولايت متحجران اعلام داريد !!!

  61. سروران گرامي,

    سکولاريزم اخلاقي ريشه اصلي در انديشه است که بر موازين و مباني عقل خودبنياد بنا گشته که پذيراي انديشه تزريقي نيست زيرا انديشه وامي انديشه غاصبست که جان و خرد را تهي ميکند.

    ايدئولوژيها که نمايندگان انديشه هاي وامييند , آدمي را مغلوب ميخواهند و هر آنکس که از خود بينديشد را مغذوب ميکنند. آنان جامعه را آنطور که ميبايست بشود تحميل ميکنند, و پيامي بجز تقدير گرايي و تسليم به سرنوشت را ندارند زيرا عقل خودبنياد را در تغيير مسير تاريخ ناتوان ميداند.

    در عصر مدرنيته حاکميتي که بر عقل خودبنياد بنا گردد, قادرست آرمانهاي جامعه مدني را تحقق بخشد زيرا مشروعيت حاکميت در اختيار اراده عموميست که در همبستگي ميان جنبشهاي مدني و سنديکايي معنا مييابد.

    در شرايط کنوني جامعه مدني داراي پتاسيل بالقوه ايست که توانايي تبديل انتصابات را به انتخابات دارد, از اينرو برگزيدن 3 نماينده !!! در مرحل ابتدايي پلان ضروريست

    بعبارت ديگر نماينده اول نقش رييس جمهور را ايفا خواهد کرد که از سد شوراي فسيلان با اراده جامعه مدني عبور خواهد کرد و جانشين رهبري ميگردد. بطور نمونه شخصيتي مانند آقاي امير انتظام شايستگي احراز چنين پستي را داراست که قطعا مفيد است. در امتداد اين حرکت مسئوليت نماينده دوم تشکيل مجلس دوم و رياست آن است که شامل افراد فوق تخصص نمايندگان اساتيد آکادميکها ميباشد که انتخابات مجلس دوم طبق پلان صورت خواهد گرفت.

    جنبشهاي مدني و سنديکايي ايرانزمين, مبارزات خردمندانه و قهرمانانه شما ببار نشسته است و کافيست که با اتحاد و همبستگي گام نهايي را برداريد که اسارت و ذلت شيوه زندگي انسان متمدن نيست.

    سقف پروازتان بلند و آسمانتان بينهايت
    روز 1 مي بر جنبش سنديکايي ايرانزمين مبارک باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    28/1/88

  62. مطمئنا در انتخابات پیش رو بار دیگر این ملت حماسه ای دیگر خواهد آفرید و انشاالله فارغ از اینکه چه کسی از صندوقهای رای بیرون بیاید خروجی آن هموار کننده راه این مردم صبور در تحقق آرزوهای تاریخی خویش که همانا عزت و سربلندی میهن عزیزمان ایران است باشد

    آزادى ايجاد تشکلهاى مستقل معلمان, مسکن٬ رفاه اجتماعى, برابرى زن و مرد در تمام سطوح, استخدام رسمى معلمين حق التدريسى, يک نظام آموزشى آزاد و مدرن, معلم- دانش آموز- اتحاد عليه تبعيض معلمان کشور اتحاد اتحاد معلم ميرزمد٬ سازش نميپذيرد!

    من اميدوارم تمام ملت ايران دست به دست هم دهيم و با استفاده از موقعيت دولت اصلاحات دهم ، كشور را به مسير خود هدايت نماييم . به اميد ربقراري دموكراسي واقعي در ايران عزيز !

    مي خواهم معلم بمانم و خود را در خدمت ارتقاي انديشگي دانشجويان عزيز ميهن مان قرار دهم.

    می‌خواهم معلم بمانم حتی اگر از گرسنگی بمیرم حاضر نیستم جوانان ما بی‌سواد بمانند. من خواهشی که از هموطنان عزیزم دارم اینه که حالا که انتخابات دوباره نزدیک است به یکی‌ری بدهند که میلیونها همشهریهمون رو از فقر نجات بدهد این همه نفت تولید می‌کنیم و اینهمه بدبختیم میگن دورهٔ شاه هم همین رو میگفتند پس این انقلاب برای چی‌بود . من فکر می‌کنم نکنه ما ملت ایران یه گناهی کردیم که اینهمه جزاش رو اینهمه سال پس میدیم.

    من کاری ندارم رئیس جمهور کی‌خواهد بود تنها دعا که دارم این است که‌ای کاش وضع ملت بهتر بشه و بجای اینکه اینقدر با دنیا در بیوفتیم به داد این ملت گرسنه که یک کیلو گوشت نمیتونن بخرند برسیم.

    می‌خواد آخوند باشه،احمدی باشه یا هر کی‌دیگه خدا الهی ازش نگذر اگر به نجات این مردم بی‌چاره نرسه.

    خودشون توی قصرها نشستند و مردم حتی نمی‌تونن اجارهٔ یه اتاق کوچک رو بدهند.آخه انصاف کجاست.

    دوستان تو را بخدا من بد میگم، خوشحال میشم یه خط برام ایمیل بفرستین و من معلم خسته را یه صفای بدین.

    فدای هموطن و به امید روزی که رهبران ما به فکر ما بیفتند.

  63. مطمئنا در انتخابات پیش رو بار دیگر این ملت حماسه ای دیگر خواهد آفرید و انشاالله فارغ از اینکه چه کسی از صندوقهای رای بیرون بیاید خروجی آن هموار کننده راه این مردم صبور در تحقق آرزوهای تاریخی خویش که همانا عزت و سربلندی میهن عزیزمان ایران است باشد

    آزادى ايجاد تشکلهاى مستقل معلمان, مسکن٬ رفاه اجتماعى, برابرى زن و مرد در تمام سطوح, استخدام رسمى معلمين حق التدريسى, يک نظام آموزشى آزاد و مدرن, معلم- دانش آموز- اتحاد عليه تبعيض معلمان کشور اتحاد اتحاد معلم ميرزمد٬ سازش نميپذيرد!

    من اميدوارم تمام ملت ايران دست به دست هم دهيم و با استفاده از موقعيت دولت اصلاحات دهم ، كشور را به مسير خود هدايت نماييم . به اميد ربقراري دموكراسي واقعي در ايران عزيز !

    مي خواهم معلم بمانم و خود را در خدمت ارتقاي انديشگي دانشجويان عزيز ميهن مان قرار دهم.

    می‌خواهم معلم بمانم حتی اگر از گرسنگی بمیرم حاضر نیستم جوانان ما بی‌سواد بمانند. من خواهشی که از هموطنان عزیزم دارم اینه که حالا که انتخابات دوباره نزدیک است به یکی‌ری بدهند که میلیونها همشهریهمون رو از فقر نجات بدهد این همه نفت تولید می‌کنیم و اینهمه بدبختیم میگن دورهٔ شاه هم همین رو میگفتند پس این انقلاب برای چی‌بود . من فکر می‌کنم نکنه ما ملت ایران یه گناهی کردیم که اینهمه جزاش رو اینهمه سال پس میدیم.

    من کاری ندارم رئیس جمهور کی‌خواهد بود تنها دعا که دارم این است که‌ای کاش وضع ملت بهتر بشه و بجای اینکه اینقدر با دنیا در بیوفتیم به داد این ملت گرسنه که یک کیلو گوشت نمیتونن بخرند برسیم.

    می‌خواد آخوند باشه،احمدی باشه یا هر کی‌دیگه خدا الهی ازش نگذر اگر به نجات این مردم بی‌چاره نرسه.

    خودشون توی قصرها نشستند و مردم حتی نمی‌تونن اجارهٔ یه اتاق کوچک رو بدهند.آخه انصاف کجاست.

    دوستان تو را بخدا من بد میگم، خوشحال میشم یه خط برام ایمیل بفرستین و من معلم خسته را یه صفای بدین.

    فدای هموطن و به امید روزی که رهبران ما به فکر ما بیفتند.

    http://www.youtube.com/watch?v=3hW049-6PRs&feature=PlayList&p=3BAFA955500BFFEF&playnext=1&playnext_from=PL&index=23

    jahandar.haj@gmail.com

  64. عزيزان, مرگ حاکميت قرون وسطايي فرا رسيده مبادا گول سخنان مکاران ولايت را بخوريد و سير حرکت دور باطل را تکرار کنيد.
    تنها راه رسيدن به دمکراسي, گذشتن از سد ويران شده ولايت است !!! و در امتداد آن بنا نهادن جمهوري جامعه مدنيست !!!!

    به سخنان لابي ها با اتيکت دکتري و غيره , چه در ايران و چه در خارج گوش فرا ندهيد زيرا آنان مزد بگيران حاکميتند که نقش نفوذ در بين شما !!! و تزريق افکار ملايمتر حاکميت را بر عهده دارند تا از اين طريق مانع سرنگوني حاکيت ولايت گردنند و بدين ترتيب موجبات استقرار مجددآنان را فراهم آورند.

    عبداله نوري ، خاتمي ، وسوي ، کروبي و … بدنبال نجات ايدئولوژي شان و اسلاميت جمهوري هستند. گول نخوريد!!!!
    دوستتان داريم و براي نهادينه کردن جامعه مدني در کنارتان ايستاده ايم!!!

  65. اصل یکصد و دهم قانون اساسی « وظایف و اختیارات رهبر’:

    ۱.تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی. ( خود همین یک اختیار کافی است تا رئیس جمهور را هیچ و پوچ کند)
    ۲-نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام.
    ٣-فرمان همه پرسی ( پس رئیس جمهور یا هر نهاد دیگر حق برگزاری همه پرسی را به هر
    منظوری که باشد ندارد)
    ۴-فرماندهی کل نیروهای مسلح.(پس اختیار نیروهای انتظامی و لاجرم گشت های گوناگون با اوست نه دیگری)
    ۵-اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها.
    ۶-نصب و عزل و قبول استعفای
    الف- فقهای شورای نگهبان
    ب- عالی ترین مقام قوه قضائیه
    ج- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی.
    د- رئیس ستاد مشترک.
    ه- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
    و- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی
    ٨-حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست،از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.( اعضای این مجمع نیز از سوی رهبری تعیین میشوند. یعنی صورتی بیش نیست بر چهره رهبر)
    ۹-امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم. صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تائید شورای نگهبان و در دوره اول به تائید رهبری برسد.
    ۱۰-عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
    ۱۱-عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه.

  66. دارابی به جرمی که در نوجوانی و در سن ۱۷ سالگی مرتکب شده بود، اعدام شد.
    ————

    جنبش تحولخواه سکولار هرگز مشارکت خانواده هاي مقتولان را در جنايات ولايت اوباش وقيح فراموش نخواهد کرد!!! اشد مجازات را برايتان منظور خواهيم داشت!!! وعده ما روز ديدار

  67. Ø Jomhoori Jameh Madani = Democrasi
    Ø Jomhoori-yat ¹ Rahbari-yat
    Jomhoori ideology-ha = Hakemiyate ideology-ha

    http://iran-amirentezam.com,

    Piroozi dar dastanetan ast!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    Amir Entezam kasi ast ke mitavanid akharin gam ra baraye gozashtan az sade diktatoran bardarid !!!!!!!!
    Jonbesh tavol khahe secular hadafash nahadineh kardan jameh madani!!!!

    Ghodrate siyasi va servate meli az ane jameh madani ast!!!

    Jonbesh-haye madani va sandikai far-ideology motahed ba gofteman mehvari !!! amir entezam ra kandidaye khod namaid !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    In bozorgtarin shanse shomast baraye ejraye plan-hayetan va residan be armanhayetan!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    Gardhayetan ra bar rooiye tamami ideology-ha (mazhabi, kommunist, socialist , nasionalism va ….) va labi-ha bebandid!!!!!

  68. روز ۲۸ آذر برابر بیست و نهمین سالگرد زندانی شدن عباس امیرانتظام است که، قدیمی ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی و اسطوره مقاومت و شجاعت محسوب می شود. عباس امیرانتظام در اوایل انقلاب به اتهام جاسوسی به حبس ابد محکوم شد،
    او در سال ۱۳۲۷ضمن تحصیل در دبیرستان دارالفنون جذب جنبش ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق شد. در سال ۱۳۳۲ نامه اعتراضیه ی نهضت مقاومت ملی ایران به کودتای ننگین 28 مرداد را در تهران به نیکسون داد. و به زندان
    رفت.
    امیر انتظام به اتهام مخالفت با نظام ولایت فقیه، فراری دادن سران رژیم سابق و ارائه اطلاعات سری به آمریکائیان دستگیر و پس از ۴۵۴ روز بازداشت در سلول انفرادی، در دادگاه ویژه انقلاب بدون حضور وکیل و هیئت منصفه به اعدام محکوم شد.
    حکم اعدام وی، با تلاش شادروان مهدی بازرگان به حبس ابد تقلیل یافت.
    امیرانتظام در ۲۸اگوست ۲۰۰۸، نامه ای به دبیرکل سازمان ملل بان کی مون نوشت و خواستار دخالت سازمان ملل و کمک آنها در برقراری حقوق بشر و آزادی در ایران شد.وی این نامه را روی سایت petitiononline.com قرار داد و شروع به جمع آوری امضا کرد.
    وی در باره ی وضعیت روحی و جسمانی خود و شرایط زندان برای زندانیان بویژه زندانیان بیمار می گوید: “از نظر روحی بسیار خوبم ولی جسمم به بیماری های متفاوتی دچار شده است. وضعیت بسیار بدی در زندان ها وجود دارد و اکثر اقدامات زندانبانان، نقض حقوق بشر است.”
    دریادار امیر هوشنگ آریان پور می نویسد: “امیر انتظام اسطوره ی شکست ناپذیر مقاومت در برابر ظلم و ستم و بیعدالتی است. او بالغ بر ۳۰ سال از عمر گرانبهایش را صرف مبارزه با بیعدالتی کرده است و بهیچوجه حاضر به امضای توبه نامه های فرمایشی در مقابل آزادی خود نشده است. بیایید از او بیاموزیم تا چگونه با نثار جان خود، بذر آزادی را در شوره زارهای وطنمان بکاریم.”
    نام و شجاعت و استقامت عباس امیر انتظام در تاریخ ایران پایدار و جاوید خواهد ماند
    زنده باد آزادی ـ پاینده باد ایران
    دکتر پرویز داورپناه ـ ۲۷ آذرماه ۱۳۸۷

  69. پروفسور منوچهرجمالی:

    فرهنگ ایران، فرهنگی فراسوی مذاهب وادیان ومسالک واقوام وطبقات است!!!!!
    درفرهنگ ایران،خـردِ انسان اصل فـردیّت هرانسانی است!!!!!!
    درفرهنگ ایران ،برترین مرجعیت درحکومت ، خرد ِبنیادی خود ِانسانهاست ، نه گاتا، نه قرآن، نه مارکس، نه…

    فرهنگ ایران ، حکومت را بر پایه خرد انسان میگذارد!!!!!!. حکومتی در فرهنگ ایران حقانیت دارد که استوار بر خرد انسانی باشد!!!!!!!
    هنوزغاصبان هزاروچهارصد ساله ایران , برایران حکومت میکنند دوام غصب، ایجاد حق نمیکند!!!!!

    خرد و نجات در فرهنگ ايران
    http://www.jamali.info/soxanraniha/

    انسان، بااندیشیدن در گیتی،از خود، خانه خودرا میسازد. چرا درفرهنگ ایران ، « جان وخرد انسان» با هم ، « جفت » هستند؟ چرا درفرهنگ ایران، خردانسان، فقط ، نگهبان زندگی است نه نگهبان ِیک شریعت ویا یک ایدئولوژی ویا یک آموزه

    سخنرانی درباره سکولاریته در فرهنگ ایران
    تنها خرد بنیادی فرد انسان ، مرجع نهائی فرمانست. انسان نباید از هیچ قدرتی و الهی و سازمانی، اطاعت کند

  70. Entekhabe beyne bad va badtar dobareh Mash-rooyat baraye hakemiyate ghroone vostai va ghatlhaye zanjirehi ra bedonbal darad !!!!

    Az in ro bayad behtarin kandidaye khod !!! ra entekhab konid ke jozve vabastegane velayate obash va jabarane hozehi nabashad!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    Ta mobarezehtan shekle systematik yabad (khaste jameh madani)!!!!

    Va ta DONYA bedanad ke Namayandeh shoma kist!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    (Moin, Abdi, Abtahi, Nouri, Khatami, Zibakalam, Moosavi, Karoobi…..az in labiha va makaran faseleh girid !!!)
    Pirzooi dar dastanetan ast !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Dast avard haye khatami teye 8 sal:
    - Basteh shodane rooznameh-ha !!!!!!!!!!!
    - 18 tir !!!!!!!!!!!!
    - Ghatlhaye zanjirehi !!!!!!!!!!!!!
    - …..
    Dast avarde Mosadegh teye 28 mah:
    - Bimeh ejtemai baraye karegaran
    - Azadi matboo-at va tamirne demokrasi
    -

  71. در جلسه ای که هم اکنون در منزل مهندس کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در رابطه با تشکیل یک همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر تشکیل شده است، نیروهای امنیتی طی تماسی در دقایق پیش ایشان را تهدید نموده و اعلام داشتند خدمت شما خواهیم رسید
    در این جلسه که دکتر هرمیداس باوند، دکتر محمد ملکی،عیسی خان حاتمی، مهندس حشمت الله طبرزدی،مهندس اشکان رضوی،مهندس کیوان صمیمی،اسماعیل مفتی زاده ،اکبر پیر هادی و علیرضا جباری حضور داشتند اینگونه استنباط می شود که شخص مهندس زعیم هدف تهاجم و یا سوء قصد قرار دارد در ضمن احتمال می رود که کل جمع حاضر دستگیر شوند

    با این شرایط پیش آمده حاضران تا کنون در منزل مهندس زعیم حضور دارند و در صورت هر گونه پیش آمدی ملت ایران آگاه باشند مسئولیت آنچه که برای این افراد پیش آمده به عهده حکومت اسلامی و نیروهای امنیتی خواهد بود

    از دریافت کنندگان این خبر تقاضا می شود که این خبررا منتشر نمایند

    در جلسه ای فوق الذکر که مورد تهدید نیروهای امنیتی حکومت اسلامی قرار گرفت
    اشخاصی که به دنبال ایجاد همبستگی برای برقراری دموکراسی و حقوق بشر هستند محورهایی را که برای تدوین بیانیه احتمالی پیشنهاد دادند به شرح زیر اعلام نمودند

    یک: حفظ یکپارچگی سرزمین و استقلال ایران
    دو: پذیرش منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن.
    سه: حاکمیت قانون برخاسته از اراده و رای آزاد مردم.
    چهار: بازنگری قانون اساسی و حذف یا تغییر اصل های مغایر با حاکمیت ملت و حقوق بشر.
    پنج: جدایی دین از حکومت
    شش: تاکید بر جمهوری، دموکراسی، حقوق بشر و آزادیهای بنیادین.
    هفت: تاکید بر حقوق برابر همه اقوام و تیره های ایرانی.
    هشت: تاکید بر برابری حقوق زن و مرد.
    نه: رفع هرگونه تبعیض مذهبی، عقیدتی، جنسیتی نژادی و قومی.
    ده: پاسداری از زبان پارسی که بن مایه فرهنگ، یکپارچگی و هویت ملی است، همراه با گرامیداشت و پذیرش دیگر زبانهای رایج در سرزمین ایران.
    یازده: لغو مجازات اعدام و نفی هرگونه خشونت و شکنجه اعم اینکه از مجاری قانونی یا خودسرانه اعمال شود.
    دوازده: توسعه همه جانبه اقتصادی و اجتماعی همراه با گسترش عدالت اجتماعی و نفی هرگونه بهره کشی فردی، گروهی یا دولتی.

  72. دیروز کورش زعیم طی یک تماس تلفنیِ ظاهراً ناشناس تحت پوشش مقام امنیتی ، در ارتباط با امنیت جلسه‌ای که در منزل وی برگزار شده بود مورد تهدید قرار گرفت. در این نشست که برای ادامه‌ی مشورت‌ها پیرامون راه‌اندازی پویش “همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر ” تشکیل شده بود ، داود هرمیداس باوند ، اکبر پیر هادی ، علیرضا جباری ، عیسی خان حاتمی ، اشکان رضوی ، کورش زعیم ، کیوان صمیمی ، حشمت‌اله طبرزدی ، اسماعیل مفتی‌زاده ، و محمد ملکی حضور داشتند . جلسات ادواری همبستگی برای دموکراسی مدتی است که در مرحله بحث بر روی محورهای دوازده‌گانه پیشنهادی و همچنین تعیین میزان گستردگیِ دعوت از سایر علاقمندانِ به این پویش است.گفتنی است افراد دیگری مانند عباس امیرانتظام!!!!!!!!!!!!!، گیتی پورفاضل ، محمدعلی دادخواه ، فریبرز رئیس دانا ، علی رشیدی ، توران شهریاری ، مهدی عربشاهی ، ناصر فربد ، و عبدالله مومنی در جلسات دیگر پویش همبستگی ، افراد جلسه اخیر را همراهی می‌کنند . محورهایی که برای تدوین بیانیه احتمالی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در دست بررسی است . توسعه همه جانبه اقتصادی و اجتماعی همراه با گسترش عدالت اجتماعی و نفی هرگونه بهره کشی فردی، گروهی یا دولتی. شرکت کنندگان در جلسات همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر ( و یا بنابر روایت آن سایت مشکوک ، ائتلاف ملی برای ……….) علاوه بر این که به بحث‌های خود برای تعیین کیفیّت و کمیّت این حرکت پیشنهادی ادامه می‌دهند ، پیرامون انتخابات ریاست جمهوری نیز گفتگوهایی انجام داده‌اند. پیشنهاد شده است یکی از شخصیت‌های ملی و دموکراسی‌خواه ( احتمالاً دکتر باوند ) خود را به عنوان کاندیدا معرفی نماید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    خرد جمعي جامعه مدني, پيروزي در دستنتان است. حاکميت کمتراز 10% طرفدار دارد و با اقتصاد واژگون قادر به ادامه حيات نيست انتصابات را به انتخابات تبديل ميکنيم و سرنوشت خود را رقم خواهيم زد !!! پيش بسوي اتحاد ملي

  73. سروران گرامي,

    سکولاريسم فرهنگ بيداريست که دگرديسي و جنبش را بهمراه دارد.
    زيرا خرد, پيدايش زندگي نوين را ميازمايد تا نگهبان جان آدمي گردد و گزند را با چشمي تيزبين و زودبين پيش بيني کند.

    در عصر مدرنيته زبان ايدئولوژيها زبان تکليفست که روزنه آگاهي و انديشه را بر آدمي ميبندند و خردورزي را يک بيماري اجتماعي ميپندارند.
    از اينرو سختگيريهاي حقوقي ايدئولوژيک خويش را تحميل ميکنند و با سرکوب, انتظارات فردي و شهروندي آدمي را سرخورده مي نمايند تا حاکميت ايدئولوژيک را مسلط سازند.

    در عصر شکوفايي عقلانيت, انديشه هاي دگماتيسم ولايت اشغالگر خردستيز فقيه جايي در دنياي مدرن ندارد زيرا حاکميت قوانين حقوق بشر شرط لازم براي برقراري آزادي و دمکراسيست که ناشي از اراده هيچ فرد و گروه خاصي نيست.
    از اينرو ايجاد جمهوري جامعه مدني تدبيريست براي رسيدن به آرمانهاي جامعه مدني که در تضاد با نقش رهبريت ايدئولوژيست.

    ميل به استبداد, فرهنگ ذاتي رهبريت است که اراده خاص را بجاي قواعد همه شمول تحميل ميکند و خود را جزو امور حقيقي ميداند. حال آنکه انگيزه انتخابات در امور اعتباري معنا مييابد که اموريست قراردادي و ارزشي، و نه در امور حقيقي. از اينرو وجود رهبريت در تضاد مستقيم با جمهوريت و انتخابات است.

    در شرايط کنوني جاهلان حوزه اي با تاکتيکهاي قميسم قرون وسطايي خويش (اعدام کودکمان, واگذاري مدارس به حوزه ايها , انگ زدن به دانشجويان و زنان و …) اقدام به صف آرايي در مقابل جامعه مدني نموده اند که در مرحله بعدي با شبه انتخابات, مشروعيتي براي ولايت بشرستيز کسب نمايد و در نهايت با بهره گيري از بازوهاي سرکوبگر مانند قوه قضائيه و سپاه به حذف فيزيکي دگر انديشان و … بيانجامد.

    غافل از آنکه خردجمعي جامعه مدني با صف آرايي مدرني که در مقابل رنگ باختگان قرون سطايي قرار داده است ميتواند طبق پلان با وسعت گسترده تري, اعتراضات و اعتصابات سراسري را سازمان دهي نمايند و ضربه محکمي به انتصابات که هدفش خار نمودن خرد آدميست وارد سازند.

    هفته کانون خرد آموزگاران گرامي باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    13/2/88
    arezu

  74. براي 92 ميليون نفر كد ملي صادر شده است از اين تعداد 69 ميليون نفر در قيد حياتند و بقيه (23 ميليون نفر) فوت كردهاند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!»
    تعداد راي دهندگان را ٤٢ ميليون نفر اعلام كرده اند درصورتيكه بيش از ۵٢ ميليون نفر حق راي دارند و بيش از ۵ ميليون شناسنامه جعلي نيز وجود دارد به گفته آقايان .

  75. جنبش تحولخواه سکولار با هر نوع حکومتي که در تضاد با جمهوريت جامعه مدنيست, سر ستيز دارد!!!!! لذا جنبشهايي مانند جنبش ماهستيم , که حرکت پوپوليستي را تعقيب ميکند را, در کنار جنبشهاي مدني و سنديکايي برسميت نميشناسد. زيرا آنان سوار بر موج پوپوليستي مجددا حکومت ارتجاعي ديگري مانند کارت سوخته پادشاهي را علم خواهند کرد !!! که روز از نو و روزي از نو خواهد بود !!!!

    خرد جمعي جامعه از درون ساختارهاي جامعه بيرون ميايد نه از درون اعتلاف با جريانهاي پوپوليستي و حزبي که حرکتهاي جامعه مدني را بنفع اهداف خود منحرف نموده و قدرت سياسي را در کوتاه يا بلند مدت در انحصار قيم خاصي قرار خواهد داد!!!!.
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu

  76. http://www.youtube.com/watch?v=R7VNSLv-2hM&feature=related
    http://www.youtube.com/watch?v=rvYZcZB3dd4&feature=related

    افشای تبار یهودی احمدی نژاد و یهودی سعید امامی و یهودی محمد علی رامین توسط دکتر مهدی خزعلی در مصاحبه تلوزیونی با سیاوش اوستا

  77. سروران گرامي,

    سکولاريسم فرهنگ بيداريست که دگرديسي و جنبش را بهمراه دارد.
    زيرا خرد, پيدايش زندگي نوين را ميازمايد تا نگهبان جان آدمي گردد و گزند را با چشمي تيزبين و زودبين پيش بيني کند.

    در عصر مدرنيته زبان ايدئولوژيها زبان تکليفست که روزنه آگاهي و انديشه را بر آدمي ميبندند و خردورزي را يک بيماري اجتماعي ميپندارند. از اينرو سختگيريهاي حقوقي ايدئولوژيک خويش را تحميل ميکنند و با سرکوب انتظارات فردي و شهروندي آدمي را سرخورده مي نمايند تا حاکميت ايدئولوژيک را مسلط سازند.

    در عصر شکوفايي عقلانيت, انديشه هاي دگماتيسم ولايت اشغالگر خردستيز فقيه جايي در دنياي مدرن ندارد زيرا حاکميت قوانين حقوق بشر شرط لازم براي برقراري آزادي و دمکراسيست که ناشي از اراده هيچ فرد و گروه خاصي نيست.
    از اينرو ايجاد جمهوري جامعه مدني تدبيريست براي رسيدن به آرمانهاي جامعه مدني که در تضاد با نقش رهبريت ايدئولوژيست.

    ميل به استبداد, فرهنگ ذاتي رهبريت است که اراده خاص را بجاي قواعد همه شمول تحميل ميکند و خود را جزو امور حقيقي ميداند. حال آنکه انگيزه انتخابات در امور اعتباري معنا مييابد که اموريست قراردادي و ارزشي، و نه در امور حقيقي. از اينرو وجود رهبريت در تضاد مستقيم با جمهوريت و انتخابات است.

    در شرايط کنوني جاهلان حوزه اي با تاکتيکهاي قميسم قرون وسطايي خويش (اعدام کودکمان, واگذاري مدارس به حوزه ايها , انگ زدن به دانشجويان و زنان و …) اقدام به صف آرايي در مقابل جامعه مدني نموده اند که در مرحله بعدي با شبه انتخابات, مشروعيتي براي ولايت بشرستيز کسب نمايد و در نهايت با بهره گيري از بازوهاي سرکوبگر مانند قوه قضائيه و سپاه به حذف فيزيکي دگر انديشان و … بيانجامد.

    غافل از آنکه خردجمعي جامعه مدني با صف آرايي مدرني که در مقابل رنگ باختگان قرون وسطايي قرار داده است ميتواند طبق پلان با وسعت گسترده تري, اعتراضات و اعتصابات سراسري را سازمان دهي نمايند و ضربه محکمي به انتصابات که هدفش خوار نمودن خرد آدميست وارد سازند.

    هفته کانون خرد آموزگاران گرامي باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    13/2/88
    arezu

  78. جنبش تحولخواه سکولار با هر نوع حکومتي که در تضاد با جمهوريت جامعه مدنيست, سر ستيز دارد!!!!! لذا جنبشهايي مانند جنبش ماهستيم , که حرکت پوپوليستي را تعقيب ميکند را, در کنار جنبشهاي مدني و سنديکايي برسميت نميشناسد. زيرا آنان سوار بر موج پوپوليستي مجددا حکومت ارتجاعي ديگري مانند کارت سوخته پادشاهي را علم خواهند کرد !!! که روز از نو و روزي از نو خواهد بود !!!!

    خرد جمعي جامعه مدني از درون ساختارهاي جامعه بيرون ميايد نه از درون اعتلاف با جريانهاي پوپوليستي و حزبي که حرکتهاي جامعه مدني را بنفع اهداف خود منحرف نموده و قدرت سياسي را در کوتاه يا بلند مدت در انحصار قيم خاصي قرار خواهد داد!!!!.
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu

  79. پروفسور منوچهرجمالی:
    چرا مصدق هنوز زنده است ؟
    چون هنوز دشمنان آزادی مجبورند با اوبجنگند
    چون هنوزدرفش پیروزی آرمانهای بزرگ ایرانست!!!!!!!!!!!!!
    آینده، راهی نیست که کسی برای ما ساخته است، وما باید آن راه را برویم!!! آینده، راهیست که ما باید خودمان بسازیم و خودمان برویم!!!!
    پيدايش سنديکاهايی که مدافع منافع زحمتکشان جامعه باشند می توانند شکل های اوليه ی احزاب!!! واقعأ طبقاتی گردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دکتر مصدق می دانست روزی تحولات محتمل، بلکه حتمی الوقوع، در جامعه ی ايران، وجود نوع پيشرفته ی آنها را به ضرورتی حياتی تبديل می کند!!!!!

  80. حقوق در سايه فرصتها تحقق ميابد که بايد آنرا ساخت و از آن استفاده نمود بدين معنا که خرد جمعي جامعه مدني در عصر مدرنيته ميبايست در سازماندهي تشکلات و نهادهاي مدني ايفاي نقش نمايد تا آرمانهاي خويش را بر هر حاکميتي تحميل کند.
    در اين فضاست که توازن در تصميم گيريهاي سياسي بسود جامعه مدني تغيير خواهد کرد.

    در انتخابات گذشته با تستي که زده شد مشخص گرديد که حاکميت قرون وسطايي حدود 10% طرفدار دارد و بدين سبب عدم مشروعيت حاکميت ولايت اوباش صيهونيستي اشغالگر غير قابل انکار است. نتيجه عدم حضور جامعه مدني در انتصابات گذشته دليليست براي حضور در انتخاباتي که خرد جمعي جامعه مدني, آنرا رقم خواهد زد و نماينده واقعي خويش را بر کرسي رياست جمهوري خواهد نشاند زيرا جامعه مدني در شرايط کنوني توانايي حذف خردستيزان را داراست و ميتواند با بهره گيري از ابزاهاي موجود تمام شريانهاي قدرت و سرمايه را فلج کند !!!!!

    پيروزي از آن جامعه مدنيست
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاریسم (مکتب عقلانیت)
    arezu
    مناسبترين فرد براي عبور از شوراي فسيلان عصر حجر آقاي شعله سعدي ميباشد !!!!!!!!!!!!!!

    ———————————

    انجمن های اسلامی ۵۴ دانشگاه:
    احمدی نژاد باید برود!

    • انجمن های اسلامی دانشجویان ۵۴ دانشگاه کشور با انتشار نامه ی سرگشاده ای اعلام کرده اند: «نه، به احمدی نژاد!». در این نامه تصریح شده است: امروز پس از گذشت قریب به چهار سال از عمر دولت آقای احمدی نژاد بار دیگر با استناد به آنچه در این مدت بر ملت و مملکت مان رفته است اعلام می کنیم کارنامه ی دولت نهم منفی و غیرقابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشم انداز نگران کننده تری برای منافع ملت می شود …

    اینک زمان نشان دادن صلابت اراده هاست، حافظه ی تاریخی ما می گوید هیچ گاه ایران بعد از انقلاب چنین بر لبه ی خطرناک بحران ها قرار نگرفته بود، هیچ گاه چنین منافع ملت در معرض آسیب نبوده است، عزت و غرور ملی مان این چنین به دنبال ماجراجویی های سیاستمداران حاکم جریحه دار نشده بود و کرامت انسان ایرانی در جهان خدشه دار نشده بود. امروز پس از گذشت قریب به چهار سال از عمر دولت آقای احمدی نژاد بار دیگر با استناد به آنچه در این مدت بر ملت و مملکت مان رفته است اعلام می کنیم کارنامه ی دولت نهم منفی و غیر قابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشم انداز نگران کننده تری برای منافع ملت می شود

  81. http://www.youtube.com/watch?v=R7VNSLv-2hM&feature=related

    گفتگوی دکتر مهدی خزعلی با سیاوش اوستا
    پاسداران انقلاب اسلامی! نام واقعی و مذهب احمدی نژاد تا پیش از انقلاب
    پدر حبیب الله عسگراولادی، مادر سعید امامی، تبار محمد علی رامین تئوریسین هولاکوست در کابینه احمدی نژاد و بالاخره خود احمدی نژاد از یهودیان ایران بوده اند که مسلمان شده اند!

    احمدی نژاد عامل اسرائیل است!!!!!!!!! و به سود اسرائیل عمل می کند

    احمدی نژاد، کانديدای چه کسانی است؟
    http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar08/haaretz-njd.html
    در آنِ واحد، کانديدای اسراييل و موساد، آيپاک و لابی های ديگر اسراييل… ˝ضد صهيونيست˝ ها و ˝ضد استکبار جهاني˝ های ˝انقلابي˝ يی از قبيل دزدان تراز اول !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بازار سنتی (مثل مؤتلفه يی ها)… گنديده ترين اقشار روحانيت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!… جنگ طلبان درون حاکميت ايران و به خصوص درون ˝نهاد های انقلابي˝… به خدمت گرفته شدگان ايرانی اسراييل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    علی خامنه اي، مسئول سياست دفاعی و سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران است، و احمدی نژاد، بسيار زياد در خط او قرار دارد!!!!!!!!!!!!

    —————————-

    http://www.bahrammoshiri.com/home/index.php

    11/05/2009 !!!
    12/05/2009 !!!

  82. رهبر, شوراي نگهبان و شوراي مجلس نظام فاقد صلاحيت و مشروعيت قانونيست بعلت دسيسه بر عليه منافع ملي که اگر آگاهانه صورت گرفته جنايتست و اگر ناآگاهانه بوده است حماقتي نابخشودني که در هر دو صورت ميبايست از صحنه قدرت و تصميم گيري کنار گذاشته شوند!!!!!!!!!!!!
    اين آقايان موظف بپاسخگويي در مورد موارد زير ميباشند:
    چرا ماهيت و گذشته احمدي نژاد براي مردم بازگو نشد? و بر اساس چه صلاحيتي وارد سيستم اجرايي کشور گشتند (شهرداري , …)?
    آيا در سمتهاي پيشين پرونده احمدي نژاد درخشان بوده است؟ کدام بازرسيها انجام گشته و نتيجه آن چه بوده?
    با توجه به کارنامه قطعا سياه او در شهرداري و استانداري با کدامين معيارها صلاحيت ايشان تاييد گشته است؟ چگونه احمدي نژاد با کارنامه سياه و مشکوک!!!! خود توانست مورد تاييد شوراي نگهبان گردد؟
    بر اساس کدام مناسبات و روابط ولايت اوباش و شوراي نگهبان يک صهيونيسم را در جايگاه رياست جمهوري نشاند ( با تقلب) و باعث حذف کروبي مسلمان متعقد به ولايت طبهکار و حکم حکومتي اوباشان گشت (حدودا 10 ميليون راي جابجا شد بغير از 5 ميليون شناسنامه جعلي و…)?
    چه رابطه اي ميان رهبر و شوراي نگهبان با احمدي نژادها و صهيونيسم وجود دارد ? و تحت چه عوامل داخلي و خارجي ولايت اوباش ميبايست با ناديده گرفتن منافع ملي با احمدي نژاد صهيونيسمي همکاري کند?
    چرا ولايت اوباش سرکوب فرزندان ايرانزمين را توسط احمدي نژاد صيهونيسم را تاييد کرد?
    305 ميليارد دلار پول نفت کجاست ???????????????? رابطه خامنه اي با KGB براي چه بوده و هست ؟ رابطه مثلث KGB با صهيونيسم و انگليس که شماها عاملين آنها هستيد چيست؟؟؟؟؟؟؟
    چگونه و تحت کدام فشار مجلس شوراي اسلامي و مصلحت نظام هيچگونه حسابرسي را از احمدي نژاد صهيونيسمي در خواست نکرده???????????????????????????????????
    انگليس قصد انتقام از فرهنگ و ملت ايرانزمين را دارد بخاطر ملي شدن نفت توسط دکتر مصدق و کشتار يهوديان توسط آلمان !!!!! ولي سوال اينجاست چرا ملت ايرانزمين بايد هزينه کشتارهاي آلماني ها را بپردازد ????????????????????????????
    …..
    پاسخ اين سولات دير يا زود مشخص خواهد شد و سوگند به فرزندان ايرانزمين پاسخ شايسته اي را دريافت خواهيد کرد!!!!!!

  83. جامعه خردگراي نسل امروز ايرانزمين بازيچه دست هيچ جنبش پوپوليستي (ما هستيم پادشاه) و احزاب (ولايت اوباش) و اپوزيسيون ايدئولوژيک نخواهد گشت !!!!!!

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فرايدئولوژيک طبق پلانهاي خويش حرکت خواهند کرد !!!!!! جنبش تحولخواه سکولار نهادينه گشتن جامعه مدني را برتر از هر پديده اي ميداند !!!!
    رييس جمهور منتخبتان , شخص اول کشور ميباشد!!!

    ——————————————————————————————-

    مراسم سخنرانی اکبر اعلمی، کانديدای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در شهر تبريز برگزار شد .وی همچنين گفت : در صورت عدم صلاحيت به هيچوجه در انتخابات شرکت نخواهم کرد??????
    ******
    اين جمله دو پهلوست !!! اگر آنچه را که در پيامتان نهفته, بدرستي درک کرده باشيم بايد به شما متذکر شويم که جنبش تحولخواه سکولار کارتهاي سوخته شما را خوب ميشناسد!!! به ولي نعمتت بگو که خرد راه خويش ميپيمايد و با شجاعت عقلاني به هدف خويش خواهد رسيد
    Arezu

  84. خامنه اي (عاملان KGB ) و احمدي نژاد (عامل صهيونيسم با نقشه انگليس)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    در شريط کنوني بر همه فرزندان ايرانزمين است که براي حفظ امنيت ايرانزمين بپاخيزند زيرا دشمن در خانه مان لانه کرده است!!!
    ليست کامل تمام کسانيکه يهودي بوده اند و بعد مسلمان گشته اند (صهيونيسم ها: احمدي نژاد ها, عسکراولادي ها , سعيد امامي ها , تبار محمد علی رامین ها و …) را همراه با سمتشان در صورت اشغال پستهاي کليدي و مدت اشتغال در آن پست را تهيه نمائيد. در ضمن ليست تمام اقوام خامنه ايي چه در داخل و چه در خارج از ايران که در حال فعاليتهاي اقتصادي و سياسي هستند را تهيه در سايتها منتشر نماييد تا ارتباط مثلث KGB , انگليس و صهيونيسم در نابودي ايرانزمين آشکار گردد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  85. احمدی نژاد (با نام شناسنامه ای يهودی الاصل ,صبورچيان,) به تاييد عناصر درون نظام.
    ماموريت نهايی نفوذی های يهودی در رژيم : شامل جنتی ها، سعيد امامی ها، مشايی ها، مصباح يزدی ها، ناصر مکارم شيرازی ها، موتلفه ای ها، عسگراولادی ها، مرتضوی ها، خاموشی ها، احمدی نژادها، رامين ها، حميد مولاناها و….

    حبيب الله عسگراولادی تازه مسلمان, می باشد. همان يهودی مسلمان نمايی که به کمک يک هم کيش ديگر خود يعنی يهودی زاده ی اسلام آورده ای به نام ,اسدالله لاجوردی, بيش از يکصد هزار تن از بهترين جوانان ايرانی را در دوران نخست وزيری همين مير حسين موسوی قتل عام کردند. اين نفوذی های صهيونيست آنوسی ها – برآنند تا کانديدايی در کشورمان به قدرت برسد که بتواند توطئه صهيونيستی سی ساله ی اسرائيل را در مورد ايران را به سرانجام برساند. احمدی نژاد اين بهترين دوست تاريخ صهيونيسم در ايران با شعارهای مفت ضد اسرائيلی وعشق باطنی به ميهن مادری خود اسرائيل ، کار را برای سلطه ی صهيونيسم در خاورميانه به پيش خواهد برد، يعنی تلاش برای جرقه زدن جنگی که با بمباران مراکز اتمی ايران، آلوده ساختن نزديک به 50 درصد از سرزمين ايران به راديواکتويته ی مخرب، تخريب تمام زيرساخت های اقتصادي، موشک باران اتمی احتمالی ايران، تخريب محيط زيست و منابع آبی ايران، قتل عام صد ها هزار نفردر وحشتناک ترين جنگ خاورميانه و تجزيه ی ايران به چندين کشور کوچک زير سلطه ی صهيونيسم و سرمايه داری جهانی همراه خواهد بود.

  86. دکتر مصدق سکولار: بالاخره پس از 50 سال ، شصت سال ، 70 سال دیگر یکی از ما وجود نخواهد داشت . ما باید به فکر نسل های آتیه و نسل های آینده را بکنیم . ملت ایران حاکمیت ملی دارد ملت ایران خودش را اداره خواهد کرد!!!!

    فرزندان خردمند ايرانزمين, مام وطن متعلق بشماست وهيچ اهريمني نخواهد توانست به فرزند را از مادر جدا کند. شما از ايرانزمين ايد و ايرانزمين از شما.
    و تنها راه رهايي از خوابهاي آشفته اهريمنان وجود خرد جامعه مدنيست که در قالب اتحاد جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژيست که امنيت و منافع ملي مان را حراست کند و بدليل گستردگي نظارت دستهاي اجانب و نامحرمان را از کشور کوتاه خواهد کرد و بافته هاي مزدوران داخلي (روحانيت ، احزاب، …) پنبه نمايد.

    حوادثي که در ايرانزمين رخ داده زنجيره ايست از خيانتها !!
    که خرد ميبايد آنها را زير ذره بين قرار دهد تا ارتباط زنجيره ها را بيابد.
    1. علت قتلهاي دستجمعي سال 60 نه فقط بعلت تفکر دگماتيسم ايدئولوژيها بود بلکه بسياري بايد از صحنه خارج ميگشتند تا از شناسايي مزدوران جديد صهيونيسم جلوگيري شود و …
    2. قتلهاي زنجيري که حاصل دستور KGB به ولايت اوباش و با تباني انگليس و بدست صهيونيسم هاي نفوذي اجرا شد بعلت آگاهي آنان از مثلث KGB, انگليس و صهيونيسم بود!!!!!!!!!!
    3. چه ارتباتي ميان داريوش فروهر با اوجلان و حزب دمکرات کردستان وجود داشت????
    4. خانم دکتر حسين فاطمي رابط و پيام آور از چه جريانيست ميان عوامل خارجي و صهيونيسم هاي داخلي ( احمدي نژادها ، جنتي ها, مشاعي ها و …) ?????????????????
    5. خامنه اي توسط چه عوامل فشاري به آيت الله عظمايي رسيد ??
    6. نقش آيت الله جنتي ها, آيت الله مکارم شيرازي ها چيست ???
    7. نقش موسويي کپي دوم احمدي نژاد در اين جريان چه خواهد بود ??? موسويي نيز زير مجموعه همان مجموعه است????
    8. جنبش پوپوليستي (ما هستيم پادشاه) و … چرا در اين مدت کوتاه فعال گشته و تشويق به تحريم انتخابات ميکند مانند بازي احمدي نژاد ,موسويي و …!!!!!!!!!!

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي شما بهترين و خردمندترين سياستمداران ايرانزمين هستيد و خواهيد بود!!!!
    خرد نگهدارتان

  87. خشایار رُخسانی

    با درود به آقای مهندس کوروش زعیم،

    دوستِ گرامی، روزهایِ در پیش ِرو، روزهایِ سرنوشت ساز در دوران گُذشتهنگاری ایران هَستند؛ روزهایی که روشنبین هایِ این کشور میتوانند با بهره بُردنِ مُهَندِزی شُده (حساب شده) و خَرَردورزانه از آنها، سرنوشتِ کشور را به سودِ پیروزیِ فرجامین ِدمکراسی و سکولاریسم، دگرگون کنند. ولی بدبختانه زَرسنجی (معیاری) که امروز اُپوزیسیون دمکراتِ ایران با آن رویدادهایِ روزمَرۀِ این کشور را ارزیابی میکُند، آن را از شناختِ این راستینگی ِ(واقعیت) آشکار، بازداشته است.

    دیدگاهِ شُما در در بارۀِ گُزیدمان آینده که در نوشتار تازۀِ شُما با سَرنویس “ما کی از خود رها خواهیم شد تا ملت را رها سازیم” بازتاب داده شُده است، در پیوند با آن چهار نامزدِ گُزیدمانی؛ به چم احمدی نژاد، کروبی، میرحسین موسوی و محسن رضایی، که نورچشمی فرمانپادی اسلامی هَستند، به رسایی (بطور کامل) درست است؛ زیرا که آنها گُماردگی (مأمویت) و هَدَفِ دیگری بجز پیدا کردن راهی برایِ ادامۀِ هَستی فرمانروایی آخوندی در ایران ندارند. ولی آنچه که در این میان از نگرِ تیزبین شُما بدور مانده است، نامزدیِ زمامدار ِ آزاده ای بنام آقای دکتر قاسم شعله سعدی میباشد [1]، که بارها با نامه هایِ پرخاشگرانه و پَتکارشانه (اعتراضی) به آیت الله خامنه ای، رهبریِ بیخَرَدانۀِ او را فَرنودِ نهادین ِ (دلیل اصلی) درد و رَنجِ مردم و خودکامگی ِلگام گسیختۀِ ولایتِ فقیهِ او را شَوۀِ نهادین ِ (سبب اصلیِ) فروپاشی کشور دانسته است [2].

    او در این نامه، آشکارا از یک ساختار ِجهانگرا (سکولار) و دمکراتیک پدافندی کرده و آن را تنها آلترناتیو (alternative) و ساختار ِجایگُزین میداند که باید بر ویرانه هایِ سامان خلیفه گری اسلامی، برپا شود تا کشور از این گَندآبِ اسلامی رهایی یابد. اگر اپوزیسیون دمکرات ایران پیش پیغان (پیش فرض) خود را برایِ پشتیبانی از یک نامزدِ گُزیدمانی، برنامه ها و پلاتفرم دمکراتیک او می اِنگارد، این نامه بهترین پلاتفرمی است که برنامه هایِ خَرَدگرانه و اندیشه هایِ مردمسالارانۀِ آقای دکتر شعله سعدی را بازتاب میدهد و آزادیخواهان میتوانند آنرا در خاستگاهِ انگیزه ای در پشتیبانی از نامزدیِ گُزیدمانی او بپذیرند.

    به شَوَندِ (علت) اینکه با نوشتن ِ این نامه هایِ سرگشاده، آقای دکتر شعله سعدی از هیچگونه شانسی برای گُذر از آب بندِ شورایِ نگهبان برخوردار نیست، تنها هواداری و پُشتیبانی میلیونی مردم ایران خواهد توانست، او را از این راهبند، گذر دهد. در نِهِشت (وضعیت) رَد شدن ِشایستگی او از سوی شورای نگهبان و در پیشایندی (شرایطی) که او از یک جُنبش پَشتیبانی مردمی برایِ فشار آوردن بر شورایِ نگهبان برخوردار نباشد، گُزیدمان ِ آینده همانندِ سال هایِ گذشته تنها به میدان همتازیِ (رقابت) نورچشمی هایِ فرمانپادیِ آخوندی، فراخواهدرویید. در اینچنین نهِِِشِتی (وضعیتی)، برای آزادیخواهان، دیگر هیچگونه انگیزه ای برایِ هُماسیدن (شرکت کردن) در گُزیدمان آینده وجود نخواهد داشت؛ هنگامیکه آنها ناگُزیر باشند مانندِ سال هایِ پیشین، تنها میان بد و بدتر را برگُزینند.

    نامزدیِ آقا دکتر قاسم شعله سعدی در گُزیدمان آینده، با نگر با این داده ها و پیشینۀِ آزادگی و جهانگرایی و شیردلی او، بهترین و نایاب ترین ژایشی (شانسی) است که همکنون برای اُپوزیسیون مردمسالار ِ ایران بدست آمده است، تا با پُشتیبانی سامانمند (سیستماتیک) و سراسری در کشور از او، او را گُزینۀِ ویژه خود کُند. ندیده گرفته شدنِ این ژایش (فرصت)، بُزُرگترین رَمژَک (خطا) و لغزش ِ نابخشودنی ِروشنبین هایِ این کشور، پس از کمکِ آنها به رویِ کار آوردن خُمینیسم در ایران خواهد بود.

    با ارجمندی

    زنده و تندرست باشید

    خشایار رخسانی

    ‏يکشنبه‏، 2009‏/05‏/17

  88. آقايان رضايي و کروبي,

    خرِد, زاده از گوهر آدميست. آدمي باخردش زندگي را نظم ميدهد تا آنچرا که ميجويد آن شود زيرا عقل خودبنياد هم کليد است و هم قفل.

    در عصر مدرنيته خرد جمعي جامعه مدني ترازوي همچيز است که همگان را با آن ميازمايد و اگر امکان توافق و اجماع عقلاني در يک سطح, حول تعهدات واقعي و اجماع منطقي امکان پذير باشد آنرا ميپذيرد.

    بدون شک شما آقايان نمايندگان واقعي جامعه مدني نيستيد و توان مقابله با بحرانهاي پيش رو را نداريد زيرا گاردهاي خرد جمعي جامعه مدني بر رويتان بسته است !!!

    گشوده شدن درها, منوط بپذيرش ولي نعمتي ملت و تکيه زدن بر ستونهاي استوار فرزندان ايرانزمينست که قادرست هر مانعي را با درايت درهم کوبد!!!
    موارد ذيل را ميبايست ظرف 1 هفته دقيقا بدون هيچ سياست ورزي شفاف بيان نمايند تا خرد جمعي جامعه مدني تصميم نهايي خود را جهت شرکت در انتخابات و يا اقدامات مقتضي ديگر اعلام نمايد!!!

    1. تکيه زدن بر کرسي رياست جمهوري موهبتيست که از طرف ملت شريف ايرانزمين بشخصي جهت وکالت اعطا ميگردد لذا او شخص اول مملکت است و تنها قانون اساسي مورد قبول جامعه مدني بر او ارجعيت دارد از اينرو حذف رهبري با تکيه بر ملت سخن آخرست!!!!!!!!!!!!!
    2.نظارت کامل جنبشهاي مدني و سنديکايي بر تمامي پرسه هاي انتخابات از ابتدا تا اعلام آرا.
    3.از اصول مدرنيته شناخت درهاي مانع شناسي و راهکارهاست. لذا ميبايست شفاف و بدور از شعارزدگي به تحليل موانع و راهکارها جهت ارايه پلانها و استراتژي بپردازيد. اعلام اسامي وزرا جهت تحقيق در مورد صلاحيت علمي خانوم ها و آقايان (همه اين اشخاص در يک صفحه A4 ميبايست مواضع خويش را اعلام نمايند)
    4. آدمي با حقوقش زاده ميگردد و هيچ تقدسي حق پايمال کردن حقوش را ندارد لذا شما موظف بشکستن خطوط قرمزي هستيد که آزاديهاي آدمي را در بند ميکشد . قبول قوانين حقوق بشر و اجراي کامل آن مانند:
    آزادي بدون قيد و شرط زندانيان سياسي-مدني , عقيدتي
    و کودکان زيرا 18 سال.
    آزادي مطلق رسانها, استقلال مطلق آکادميکيها, سنديکاها ، کانونها، انجمنها ، کمپين 1 ميليون امضا و هسته هاي مرتبط به آن
    5.راي زني با هر شخص و گروهي بدون اجازه از جامعه مدني مردود است و هيچ عذري قابل پذيرش نيست

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    30/2/88
    arezu

  89. جنبش زنان ايرانزمين,

    آقايي رضايي ظاهرا اولين گام را براي قبول تشکلات زنان بعنوان يک واقعيت اجتماعي پذيرفته اند!!!! و ظاهرا آماده اند که گامهاي ديگري را بردارند از اينرو جهت انسجام بيشتر جنبش زنان از آقاي رضايي در استاديوم 100.000. دعوت بعمل آورده و ضمن برگزاري مراسم سخنراني از طرف نمايندگانتان (بدور از خودسانسور) از ايشان نظراتشان را جويا شويد.
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    1/3/88

  90. آقاي رضايي,
    اين آقايان بر خلاف قانون اساسي قرون وسطايي عمل نموده اند??? نظر تان را ارائه دهيد. پاسخ شما در صورت انطباق آن با اصول عقلاني !!! برايمان قابل قبول خواهد بود.

    جنبش تحولخواه سکولار از اين آقايان ميخواهد که ضمن عذر خواهي از ولي نعمتشان (فرزندان ايرانزمين) به سولات زير پاسخ دهند و در پايان بعلت دسيسه بر عليه منافع ملي و انساني استعفا دهند!!!
    تا انگيزه اي گردد براي اعتماد بين فرزندان ايرانزمين با سپاه .

    فرماندهان سپاه: محمدباقر قالیباف- غلامعلی رشید- عزیز جعفری ـ قاسم سلیمانی ـ جعفر اسدی ـ احمد کاظمی ـ محمد کوثری ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقری ـ غلامرضا محرابی ـ عبدالحمید رئوفینژاد ـ نورعلی شوشتری ـ دکترعلی احمدیان ـ احمد غلامپور ـ یعقوب زهدی ـ نبیالله رودکی ـ علی فدوی ـ غلامرضا جلالی ـ امین شریعتی ـ حسین همدانی ـ اسماعیل قاآنی ـ علی فضلی ـ علی زاهدی ـ مرتضی قربانی و …

    *********

    1. ارتباط اين آقايان با صبورچيان هاي صهيونيسم (احمدي نژادها) از کجا آغاز گشته و ارتباط اين آقايان با حسين شريعتمداري (مامور انگليس) چيست???
    اين آقايان چه نقشي در اجراي اهداف صهيونيسم ها و انگليس و KGB در بقدرت رسيدن احمدي نژاد داشته اند????
    2. اين آقايان چند گروه سرکوبگر را سازماندهي نموده اند ???

  91. سروران گرامي,

    فرهنگ سکولاريسم مرجعيتي بغير از عقل خود بنياد را برسميت نميشناسد زيرا خردانديشي راه و اصل تحولست که سرچشمه اش, يقين بخود است.

    جامعه مدني در عصر شکوفايي عقلانيت جامعه ايست سياسي که امنيت و نظم اقتصادي را بر عهده دارد زيرا بر پايه منشور مدني پايه ريزي ميگردد که جايگاهش مقدم بر دولت است و هر حاکميتي بغير از حاکميت جامعه مدني, غاصب است.

    راه بضعف کشيدن غاصبان قوت بخشيدن به نهادينه شدن جامعه مدنيست که پلانهايي با کمترين ضريب خطا را ميطلبد زيرا حاکميت غاصبان حاکميت بحرانهاست. انتخاب ابزارها بمنظور همبستگي و انسجام جنبشهاي مدنيست که هدفش صف بندي در مقابل عوامل غصب است از اينرو اجماع نظر و عمل جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي را ميطلبد نه واگرايي آنان در انتخاب تاتکتيک, زيرا شرايط کنوني تحميليست از بحرانها.

    بنابر اين انتخاب يک کانديد سه منظوره ميباشد.

    1. آگاهي عمومي و شناساندن جنبشها ،سنديکاها ، کانونها و … به جامعه و در نتيجه گسترش سطح آنان
    2. تحميل برسميت شناختن تمامي نهادهاي مدني به حاکميت
    3. پشتيباني از کانديداي واحد در اماکن عمومي بوسيله تمامي ابزارهاي ممکن با انتخاب رنگي که مختص جامعه مدنيست (ميز ، لباس …. بروشور جنبشها !!! همراه با نام کانديد و با متني کوتاه در مورد شهروند کيست و حقوق شهروندي چيست). در نهايت نظارت کامل بر تمامي مراحل انتخابات از ابتدا تا اعلام نتايج, زيرا راي مال ماست و حراست از آن حق ما!!!

    هر کانديدي را که جامعه مدني بطور واحد بپذيرد, جنبش تحولخواه سکولار آنرا خواهد پذيرفت ولي اين بدان معنا نخواهد بود که جامعه مدني به کانديد تا پايان 4 سال فرصت خواهد داد تا وقت تلف نمايد زيرا منافع ملي, حقوق فردي و شهروندي بر همه چيز ارجعيت دارد و در صورت ناتواني فرد و کابينه اش ظرف 1 سال ميبايست انتظار رويارويي با جامعه مدني را داشته باشد!!!

    جنبش بزرگ زنان ايرانزمين شما پيشتازن مدرنيته و جامعه سکولاريد که جامعه مدني با خرد جمعي و دستتان توانمندتان نهادينه خواهد شد.

    22 خرداد بر جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين مبارک باد.
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    3/3/88
    arezu
    [گل][بوسه]

  92. موسوي کپي صبورچيان (احمدي نژاد) است به او اطمينان نکنيد !!!!!!!!!!
    گذشته او را قبل از شورش 57 مطالعه کنيد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  93. حمایت رسمی دفتر تحکیم وحدت از مهدی کروبی حمايت ما از كروبي انتقادی ولي قاطعانه است

    Ba70.000.000 nafar (jamehe madani) dar payeh sandooghe ray Sili mohkami ra be gooshe khamenehi khahim zad!!!!
    Rais jomhoore montakhabetan shakhse avale mamlekat khahad shod
    Albate mashroot!!!!!!
    Zendeh bad Secularism (Maktabe Aghlaniyat)

  94. دکتر محسن رضایی در نشست سازمان های جامعه مدنی ایران حضور یافت و در تشریح دیدگاههایش درباره فعالان بخش غیر دولتی گفت: جامعه مدنی را نهادینه می کنم.

    _________

    جنبشهاي مدني وسنديکايي فراايدئولوژي ايرانزمين , قدرت و توان شما ديگر بر هيچکس پوشيده نيست . با قدرت خرد و دستتان توانمندتان براي نهادينه شدن جامعه مدني به پيش !!!!
    با رنگ صورتي جامعه مدني پلانهايتان را اجرا کنيد !!!!
    سال 88 سال جامعه مدنيست

  95. 1. خاتمي: هركس كه به امام احترام مي‌گذارد????? به ميرحسين راي دهد
    2. گذشته سياسي آقاي موسوي آلوده به بسياري از حوادث ناگوار بوده!!! که ايشان نقش خويش را بازگو نميکنند?? و همچنين تصويريرا که امروز از خود معرفي ميکند مبهم است !!!
    3. گويا ايشان نيز مانند آقاي صبورچيان (احمدي نژاد) تغيير دين و ماهيت داده است صحت و صغم اين گفته با تحقيقات شما عزيزان !!!!

  96. میرحسین چه می گوید؟

    آمارهایی در مورد فیلم انتخاباتی میرحسین:

    ۱. به کار بردن واژه ی«اصلاحات»: ۰ بار
    ۲. به کار بردن واژه ی «جامعه ی مدنی»: ۰ بار
    ٣. به کار بردن واژه ی «آزادی»: ۱ بار
    ۴. نمایش تصویر خاتمی: ۰.۵ ثانیه
    ۵. نمایش تصویر خامنه ای: ۴ دقیقه
    ۶. صحبتهای زهرا رهنورد: ۰ ثانیه
    ۷. صحبت از تیم اجرایی، حامیان، احزاب: ۰ ثانیه
    ٨. صحبت از برنامه های اجرایی: ۰ ثانیه
    ۹. جمله ی کلیدی: ایران یعنی اسلام تم های کلیدی: رنگ سبز، نوستالژی زمان نخست وزیری، دیدارهای احمدی نژادی، بازگشت به ارزش های ابتدای انقلاب.

  97. جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ايرانزمين,
    از شواهد امر اينگونه استنباط ميشود که حاکميت قرون وسطايي در زمان بندي ميان مناظره کانديداها اقدام به تاکتيک وقت کشي نموده است تا اينکه فاصله آخرين مناظره تا انتخابات را بحدقل زمان ممکن کاهش دهد و از اين محدوده زمان براي تغيير شرايط بر اساس اهداف خويش سود جويد و جنبشهاي مدني را به محيط خانه ها محدود سازد!!!

    لذا سرعت عمل ، تيز بيني و دوربيني از اهميت خاصي براي فعاليتها اجتماعي برخوردار است!!!

    در ضمن مديريت براي برنامه ريزي, جهت نظارت بر انتخابات از سوي جنبشها و سنديکاهاي مدني الزاميست!!! که در صورت هر گونه اخلال در نظارت از ابتدا تا اعلام نتايج با شدت عمل برخورد خواهد شد و در نتيجه کل انتخابات مردود اعلام خواهد شد !!!!!
    arezu

  98. سروران گرامي,

    امروز بعد از 100 سال جنبشهاي مدني و سنديکايي پا گرفته است که قادر است در طول يک پروسه منطقي جامعه مدني را نهادينه کند. حرکتي که با نماد انتخابات و گفتمان “مطالبه محور” آغاز گشت در تاريخ خاورميانه بي نظير ميباشد زيرا از يکسو احزاب و اپوزيسيونها را بوحشت انداخته و از سوي ديگر حاکميت را.

    هر دو جناح نيک ميدانند که جامعه مدني ديگر بازيچه سياست بازيهاي آنان نخواهد شد و خود جنبشها و سنديکاها مدعيان قدرت سياسي و سرمايه ملي ميباشند که حق قيوميت خويش را به کسي نخواهند داد.

    اين شرکت کردن در انتخابات است که پروسه را ادامه ميدهد و نه فرار و خانه نشيني!!!
    جنبش تحولخواه سکولار پيرو حمايت جنبش دانشجويي ، جنبش زنان , کارگران از آقاي کروبي بعنوان کانديداي رياست جمهوري با آنها همصدا شده و انتخاب آنان را انتخاب خود ميداند
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    12/3/88
    arezu

  99. بیداری گروههای فشار از خواب زمستانی : حامیان احمدی نژاد عصبانی شده اند. سایت “آینده” دیروز با اشاره به نظرسنجی‌های مختلفی که از پیشتازی موسوی نسبت به احمدی‌نژاد خبر می‌دهد، از درگیری فیزیکی بسیجیان و حامیان احمدی‌نژاد در محله‌های مختلف تهران خبر داد

    ******************************

    موسوي و احمدي نژاد دو يار وفادار ارتجاع هستند كه با تاكتيك هاي قميسم ولايت اوباش در نظر دارند اهداف ولايت را بثمر رسانند

    با توجه به اينكه ولايت اوباش كارت احمدي نژاد را سوخته ميديد!!! موسوي را به پيش كشيد !!!
    و براي ايجاد انحراف در افكار عمومي از عناصري همچون خاتمي استفاده نمود !!! و در اين راستا تضادهاي ساختگي را ميان موسوي و صبور چيان (احمدي نژاد) ساخته و پرداخته نمودند. دست فيزيكي اين تضاد گروههای فشار ميباشند كه در سطح جامعه ضمن ايجاد تشنج خواهند توانست توجه عموم را از دو نامزد ديگر منحرف نموده و بسوي موسوي جلب نمايند تا بخيال خويش آراي جامعه را بسوي فرد مورد نظر خويش (موسوي) هدايت نمايند !!!
    بر اساس گزارش ناظران ما تعداد آنان متجاوز از يك گردان نيست كه در گروههاي ٢٠ تا ۵٠ نفره تقسيم گشته اند كه گاهي سنتراليزه و گاهي دسنتراليزه عمل ميكنند!!!
    فرزندان ايرانزمين ضمن حفظ آرامش و با تكيه بر خرد خواهد توانست بسهولت اين سد پفكي را در هم كوبند و با درايت فضاي انتخاباتي را بدست گيرد!!!

  100. خبرگزاری انتخاب:
    عليزاده خليلي با ارسال پيامي بهنوشته است:

    محمود احمد نژاد دوره کارشناسی خود را در دانشگاه علم و صنعت در رشته مهندسی عمران در سال 1354 آغدز کرد و پس از 11 سال در سال 1365 در “همان دانشگاه” در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شد.

    وی سه سال بعد فارغ التحصیل شده، بلافاصله در “همان دانشگاه” بعنوان عضو هیأت علمی (مربی) استخدام شد. سه سال تحصیل وی در مقطع کارشناسی ارشد همزمان با جنگ تحمیلی بود و او در طول تحصیل خود در منطقه غرب کشور در سپاه فعالیت میکرد و از جمله مسئول مهندسی-رزمی لشکر 6 ویژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استان آذربایجان غربی بود. بعلاوه، در در دهه 60 به مدت 4 سال معاون فرماندار و فرماندار در شهرهای خوی و ماکو و 2 سال مشاور استاندار کردستان بوده است.

    مشخص نیست وی چه مدت از تحصیل کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه علم و صنعت واقعاً حضور داشته است. در عین حال وی هشت سال پس از استخدام در دانشگاه علم و صنعت (یعنی در سال 1376) مدرک دکترای خود را از “همان دانشگاه” دریافت نمود در حالی که از سال 72 تا 76 همزمان هم دانشجوی دکترا، هم استاندار اردبیل (آن هم استاندار نمونه هاشمي) و هم مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی بوده است.

    گفته میشود که جلسه دفاع پایان نامه دکترای وی به صورت صوری برگزار شده، با یک صلوات ختم شد و به همین خاطر دکترای وی را میتوان “دکترای صلواتی” نام گذاشت. استاد راهنمای ایشان آقای دکتر بهبهانی (وزیر فعلی راه و ترابری) بود.

    جالب اینکه، در حالی که وی پس از دکترای خود نیز دو سال شهردار تهران و 4 سال رئیس جمهور بوده است به ادعای خود دهها طرح پژوهشی و پایان نامه های تحصیلات تکمیلی را سرپرستی نموده است در حالی که حتی یک مقاله ISI از کارهای ایشان منتشر نشده است. لازم به ذکر است که از بدو ورود به دانشگاه تا دریافت مدرک دکترای احمدی نژاد 22 سال زمان سپری شد. شاید بی دلیل نباشد که وی در جریان رسوائی کردان اعلام کرد که مدرک تحصیلی دانشگاهی ورق پاره ای بیش نیست

    آینده

  101. حسینیان و شریعتمداری
    در جلسات مخفی و کودتائی کیهان

    تمام تلاش احمدی نژاد و حزب پادگانی زمینه سازی شرایطی است که بتوانند خون مخالفان را در خیابان ها ریخته و صحنه انتخابات را تغییر دهند. آنها می خواهند با بهره گیری از تجربه تخریب و تظاهرات سازمان یافته روزهای 23 و 24 تیرماه ماه 1387 صحنه را بدست بگیرند و اعلام کنند آشوب را سرکوب کرده اند.

    یکی از مهم ترین مبتکران و سازماندهان این طرح “روحی الله حسینیان” است که ریاست مرکز اسناد انقلاب اسلامی را دراختیار دارد و اکنون نماینده مجلس است. کسی که در ترور حجاریان و قتل های زنجیره ای دست داشت و اسناد و پرونده هائی که احمدی نژاد زیر بغلش می زند و در مناظره ها شرکت می کند، همگی اسنادی است که وی در اختیار احمدی نژاد می گذارد. جلسات مهم و محرمانه ای در بخش زیرزمینی روزنامه کیهان برای سازماندهی این هدف تشکیل می شود که در تمام آنها حسین شریعتمداری و حسن شایانفر و شماری از دستیاران سعید امامی حضور دارند.

    از همین جلسات نقل می شود که حسن شریعتمداری و روح الله حسینیان گفته اند: «ما تجربه داریم. میدانیم که مردم ایران ترسو هستند. با یک یورش همه بر میگردند به خانه هایشان. مردم ما حتی با یک شایعه هم ممکن است قید انتخابات را بزنند. حداکثر از انتخابات قهر می کنند که این به نفع ماست، روح الله حسینیان نیز گفته است: «من تجربه روزهای بعد از حمله به کوی را دارم. همان موقع هم خدمت آقا (رهبر) رفتم و گفتم اجازه بدهید 200- 300 نفر را بیآوریم در خیابان و ماجرا را تمام کنیم و بعدش هم خاتمی را بگذاریم کنار. آقا زیاد موافق نبود، اما ما خودمان تصمیم قطعی را گرفتیم و وارد عمل شدیم که ایشان هم از نتیجه بعدا راضی بود. الان هم باید همین کار را بکنیم. از در و شیشه شکستن نباید ترسید. 23 و 24 تیر هم دیدید که ابتکار را گرفتیم دستمان. برادرهای مسجد سجاد هم تجربه 23 تیر را دارند و آماده اند.»

  102. مشروطه دوم
    محمد امینی

    • نامه آقای هاشمی به آقای خامنه ای، سند پذیرش آشکار درماندگی هایی است که چند ماهی پیش نه پذیرفتنی می بود و نه آشکار شدنی. یادآور هشدار اندرزگویانه امین الدوله به شاه قاجار است که ای قبله عالم، چشم بر دنیا بسته ای و خود و بندگانت را به ناکجا آباد می بری! یک سد و اندی سال پیش… توده مردم شهری برای رستگاری این دنیایی خویش، رستاخیزی به پا کردند که انقلاب مشروطه اش می خوانیم. اینک ایران در آستانه زایش مشروطه دوم خویش است …

    ایران در گیرودار یک رستاخیز بزرگ سیاسی و اجتماعی است. رستاخیزی که کارزار انتخابات ریاست جمهوری، تنها گوشه ای از آن است. همه آرایش های سیاسی سی ساله گذشته در حال فروپاشی اند و آرایش های نوینی در زایش اند. این دگرگونی در آرایش سیاسی دامن مخالفان جمهوری اسلامی را هم گرفته و کسانی را که تا چند روز پیش رویدادهای ماه های گذشته را نمایشی از چالش درون نظام می خواندند، در آشفته فکری و و ناباوری فروبرده است.

    نمایش؟ نمایشی که نسخه پیش نوشته آن رئیس جمهور محبوب و مقبول رهبری را به افشای فساد کسانی برانگیخته که آن رهبر، بی پروانه و پشتیبانی ایشان، مُدرّسی بیش نمی باشد؟ این «رهبر»، نه آن روح الله خمینی است که مشروعیت و جایگاه خویش را از سه دهه پرخاش و رودر رویی با شاه و رهبری انقلاب ستانده و به نادرست نماد آرمان های دست نایافته مردم شده بود. نه؛ این ولی فقیه، پیشتر خود رئیس جمهور منتخب بود و سپس برگزیده خبرگان رهبری. جایگاه او در رهبری، در گروی مشروعیت ساختاری است که رهبر آن، آقای هاشمی، اینک آماج افشاگری های مردی است که بدون آن رهبر، رئیس جمهور نتواند بود!

    کسانی را هم باور این است که آن چه اینک در ایران می گذرد، پرده دوم و یا نیم پرده جنبش دو خرداد است. هم از این رواست که کارزار انتخاباتی کنونی را به چالش میان اصلاح طلبان و اصول گرایان ترسیم میکنند. انگیزه آن جنبش اصلاحات همان بود که از نامش پیداست: اصلاح در ساختار دولت؛ خوانش «درست» از قانون اساسی؛ بازسازی جمهوری ولایت فقیه با سیمای انسانی و خندان! آن چه که اینک در فوران است، سودای اصلاحات حکومتی ندارد؛ خوانش تازه ای از قانون اساسی نمی خواهد؛ تب و تاب اصلاح و تغییر قانون اساسی رادارد؛ دگرگونی یا «تغییر» را می طلبد و دغدغه اش ماندگاری نظام نیست. جنبشی است که گریبان خویش را از دست بی کفایت اصلاحات رها کرده و دگرگونی های ماندگار و آرمان های کفر آمیزی چون آزادی، حقوق بشر و پایان تبعیض را می جوید و دنبال می کند.

    بسیاری براین باوراند که در واپسین این انتخابات و پس از فرونشستن غبار شیداگونه جوانان در این کارزار، باردیگر ولی فقیه کارگردان سپهر سیاست ایران خواهد شد. اینان به ژرفای جنبشی که در متن و در پیرامون این کارزار انتخاباتی و گاه برپایه خوانش گستاخانه تری از آن چه نامزدها و ستادهای انتخاباتی می گویند، نه باور دارند و نه چنین جنبشی را با برداشت های از پیش ساخته خویش درباره چون و چند دگرگونی سیاسی در ایران، هم سو می بینند. بَدا به حال واقعیات! اینان شکاف میان جایگاه حقوقی و حقیقی ولایت فقیه را در نمی یابند. آن نخستین را سند قانون اساسی روشن ساخته و این یکی را زور و توان چالش های اجتماعی. نا گفته پیداست که در واپسین انتخابات و جنبشی که اینک به پا خاسته، توان حقیقی ولی فقیه از بیان حقوقی خود فاصله خواهد گرفت و هرچه این جنبش های شهروندی توانا تر گردند، زمینه برای دگرگون ساختن آن بیان حقوقی نیز فراهم تر خواهد شد.

    نامه آقای هاشمی به آقای خامنه ای، سند پذیرش آشکار درماندگی هایی است که چند ماهی پیش نه پذیرفتنی می بود و نه آشکار شدنی. یاد آور هشدار اندرزگویانه امین الدوله به شاه قاجار است که ای قبله عالم، چشم بر دنیا بسته ای و خود و بندگانت را به ناکجا آباد می بری! یک سد و اندی سال پیش، گسست اشراف اصلاح طلب از دربار، بیداری روحانیون منورالفکر، نارضایی پرخاش گرایانه بازرگانان، سوداگران و میرزایان و سرانجام اندیشه نوآورانه و انقلابی درس خواندگان روشنفکر شیدای مدرنیته، توده مردم شهری را برانگیخت تا برای رستگاری این دنیایی خویش، رستاخیزی به پا کنند که انقلاب مشروطه اش می خوانیم. اینک ایران در آستانه زایش مشروطه دوم خویش است. آن مشروطه بر بستر مدرنیته عصر صنعتی زندگی یافت و شوربختا که با ناکامی های بسیاری روبروشد. با این حال و با همه ناکامی هایش، ایران را از پیشینه هزارساله اش گسست و دولت و جامعه مدرن را بنا نهاد. این مشروطه دوم، می رود تا آن ارزش های ناتمام و نیمه کاره مدرنیته را با ارزش های حقوق بشری در دوران فراصنعتی و دنیای گلوبال پیوند زند. پی آمد انتخابات هرچه باشد، مشروطه دوم آغاز شده است.

  103. جنبشهاي مدني و سنديکايي آماده باشيد!!!!!!!!!! زيرا همه سدهاي روبروي درهم شکسته ايم که هر حيله اي در نطفه ميتوانيم خفه کنيم و هر مقاومتي که در مقابل جامعه مدني قرار گيرد در هم کوبيم!!!!!! arezu

  104. کودتای گام به گام انتخاباتی با آمار تقلبی وزارت کشور تهران بسرعت چهره نظامی به خود می گیرد. وزارت کشور که اعلام کرده بود از صبح فردا نتایج آراء را بتدریج اعلام خواهیم کرد، شتابزده یک آمار من درآوردی را اعلام کرد که بموجب آن احمدی نژاد تاکنون نفر اول است! شواهد نشان میدهد که آرایش نظامی برای جلوگیری از اعتراض مردم به تقلب انتخاباتی باشد و از سوی دیگر وزارت کشور نیز شتابزده و برای جلوگیری از دخالت رهبر جمهوری اسلامی یک آماری را اعلام داشت تا او را در برابر عمل انجام شده قرار دهد.

    ××××××××××××××

    جنبشهاي مدني و سنديکايي آماده باشيد!!!!!!!!!! زيرا همه سدهاي روبروي درهم شکسته ايم که هر حيله اي در نطفه ميتوانيم خفه کنيم و هر مقاومتي که در مقابل جامعه مدني قرار گيرد در هم کوبيم!!!!!!

    براي مقابله با کودتاي اجنبي ها ( عاملان KGB, صهيونيسم ها , انگليسيها) بايد 70.000.000 فرزندان ايرانزمين به خيابانها ريخته و بايد تمام سيستم ها را از کار انداخته شود !!!!! روز 23 خرداد روز تسويه حساب با حاکميت اوباش ديکتاتوري ايرانيستيز است !!!!!!!arezu

  105. سروران گرامي،

    در فرهنگ سکولاريسم گوهر عقل خودبنياد راز بيني و بازبينيست که اصل هماهنگ کننده انديشه هاست و در پيوسته گشتن بهم, در همپرسي موج ميشود.

    تمدن با کنترل آدمي بر رذايل پديد آمده و فرهنگ هم يعني مهار رذايل. رذايل همه بيگانه اند که از جنس ولايت اوباشند و نه از جنس آدميان که بايد آنرا برون فکند !!! زيرا جوهر وجودي آنان رذالتست که استبداد را به ارمغان آورده است.

    مبارزه خردمندانه فرزندان ايرانزمين که از 3 ماه پيش در موازات کودتايي که در جهت استبداد کبير آغاز گشت براي پلان انسجام و همبستگي فيزيکي در شرکت
    ميليوني در انتخابات انجام گرفت که يک اپسيلون خطا را تجربه نکرده است و بسياري از ناممکنها را ممکن ساخت که تاريخ معاصر ايرانزمين آنرا تجربه نکرده است!!!

    در اين راستا جنبشهاي مدني و سنديکايي ضمن گسترش وسيع در سطح، کيفيت و کميتهاي خود را به نمايش گذاشتند که امروز توانسته اند موتور جامعه را بحرکت در آورند و هرگونه استبدادي را زير چرخ دنده هاي خود خورد کنند و زمينه هاي آزادي را به ارمغان آورند و پروسه حاکميت ملي را به پيش برد.

    لزوم پيروزي بر اهريمنان ادامه پلان پروسه انتخاباتست که حضور ميليوني را ميطلبد و ميبايست هدفمند تمام سيستم ها را زمين گير کند (ايجاد اشکالات فني در صنايع و … بستن جاده ها به هر طريق ممکن در جهت زمينگير کردن نقل و انتقال کودتا چيان و در اوج !!!! آن حمله به مراکز تصميم گيري و اشغال آن ).

    جنبشهاي مدني و سنديکايي , فرزندان غيور و خردمند ايرنزمين حضور گسترده شما در انتخابات سيلي محکمي بود بر گوش حاکميت که ميبايست با موج سبز و سفيد و آبي که امروز رنگ جامعه انتخاباتي ايرانزمين است کار کودتاچيان استبدادگر اجنبي را يکسره کند!!!

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    23/3/88
    arezu

  106. فضاي امنيتي حاكم بر شهر نا آرام تهران
    شنبه، 23 خرداد 1388

    ادوارنيوز: به دنبال ادامه يافتن اعتراضات گسترده درخصوص نتايج انتخابات رياست جمهوري در مناطق مختلف تهران و افزايش موج تظاهرات عمومي با تاريك شدن هوا درتهران دسته جات موتورسوار بسيجي
    در حالي كه مجهز به سلاح هاي سرد از جمله چماق كمربند شيلنگ گاز،كابل و باتوم هستند
    از سمت جنوب تهران با فرياد حزب الله به سمت ميادين ولي عصر و ونك در حركتند.

    از سوي ديگر معترضين با آتش زدن سطل هاي زباله در طول مسير حركت خود بر ضد محمود احمدي نژاد شعار مي دهند
    http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090613175423/20090613175423.html

  107. دانشجويان کوی دانشگاه در اين تماس خواستار اقدام عاجل مردم، بخصوص مردم اميرآباد که هم اکنون در خيابان مشغول اعتراض هستند شدند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    کوی دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد؛ ورود نیروهای مهاجم به خوابگاه دختران؛ ۳ دانشجو کشته شدند

  108. جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي,

    حاکميت ولايت اوباش در حال فروپاشيست و هيچ امداد غيبي قادر به نجات جباران اجنبي نخواهد بود زيرا دست اين اهريمنان بخون پاک فرزندان ايرانزمين آغشته است. ادامه پروسه پلان انتخابات از ابتدا تا انتها توسط جنبش تحوالخواه سکولار که نقش هماهنگ کننده پلانها را براي رسيدن به استراتژي جامعه مدني را دارد, انجام ميگرد. لذا بر اساس استراتژي حذف رهبري و ارگانهاي تصميم گيري وابسته به او , حرکت جامعه مدني بر عليه کودتاچيان ادامه پيدا خواهد کرد.

    آقايان کروبي و موسويي رهبران جنبشهاي مدني و سنديکايي نميباشند تا مسير استرتژي جامعه مدني را تغيير دهند. تصميم گيرنده نهايي, جنبشها و سنديکاهاي فراايدئولوژي ميباشند در اين راستا پلانهاي طرح شده از جمله راهپيمايي هاي هر روزه ، فرياد آزادي کشيدن بر پشت بام ها ، اعتصابات و در اوج آن تسخير مراکز تصميم گيري براي حذف سيستم رهبري بقوت خود باقيست و بعد از پيروزي نمايندگان اساتيد آکادميکيها در سراسر ايرانزمين امور را براي مدتي بعهده خواهند گرفت طبق پلان!!!

    راه ياران دبستاني ما که بخون کشيده شده اند ادامه خواهد يافت!!! arezu

  109. سروران گرامي,

    راز, نظم نهفته پيوند است. در فرهنگ سکولاريسم عقل خود بنياد پاسخ پرسش آفرين ميدهد و بدنبال آنچيزيست که ديدها نميبيند زيرا خرد پيدايش گوهر حقيقت است که رازبيني را در پيوند کثرت بريده ها ميبيند. خرد روند روشن کردن رازهاست.

    در عصر مدرنيته روئيدن و سبز گشتن بمعناي رنگارنگيست که در جهت تحکيم آرمانهاي جامعه مدني و تقليل مرارتست .

    در شرايط کنوني ولايت اوباش فقيه بپايان عمر سياسي خويش رسيده و بعبارت ديگر پرونده جمهوري اسلامي را بسته ميبيند لذا در تلاش است که به موازات جامعه به حيات خويش ادامه دهد.
    در اين راستا, از يک سو با ضربه هاي بلند مانند بکار گيري نيروهاي سرکوبگر در تلاشند از شتاب جنبشهاي مدني بکاهد و از سوي ديگر بنوعي با پلانهاي چند وجهي, مشروعيت نسبي براي ولايت اوباش و استمرار حضور آرمانهاي ارتجاعي سال 57 مهيا کنند. غافل از آنکه خرد جمعي جامعه مدني با ايدههاي آنروز فاصله دو چندان گرفته و پذيراي ذهنيت عقبگرايي نيست و امروز را در آينده ميبيند و نه در گذشته !!!

    در عصر شکوفايي عقلانيت پلانهاي دو وجهي که تسلط ايدئولوژيها را تثبت ميکند قابل پذيرش نيست مانند شرکت در نماز جمعه و حضور در کليسا و … که بيعت با يک فرد و يا ايدئولوژي را بدنبال دارد.
    مراسمي را که کودتاچي آنرا برگزار ميکند ميبايست در حضور هم مسلکان مزدوري باشد که دستانشان بخون پاک و معصوم فرزندان ايرانزمين آغشته است و تا زمانيکه ولايت ايرانيستيز و عوامل ديگر کودتاي 22 خرداد از صحنه سياسي ايرانزمين حذف نگردند, استمرار اجراي پلانها بقوت خود باقيست و بدنبال آن جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي همچنان ميبايست با گاردهاي بسته از نفوذ احزاب, جنبشها و ائتلافات موازي جلوگيري کنند.

    در طول روزهاي آينده غاضبان ايرانزمين شاهد اعتصابات سراسري و رکود 100%خواهند بود که آخرين شريانهاي بقا آنها را قطع و به حيات ننگين شان پايان خواهد داد.

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    27/3/88

  110. هشدار درمورد دخالت ولی فقیه برای حل بحران پس از انتخابات

    کورش عرفانی

    بحرانی که بعد از اعلام نتایج تقلبی انتخابات به وجود آمده است در دو روز گذشته ابعادی جدی و چشم گیر به خود گرفته است. اینک در مقابل این سوال قرار می گیریم که برون رفت از این بحران چگونه می تواند باشد؟ در پاسخ باید گفت که راه برون رفت یا از درون نظام جمهوری اسلامی می آید یا از بیرون آن. نوشتار کنونی به بررسی تنها یک سناریو می پردازد: خروج از بحران از طریق دخالت ولی فقیه. سایر سناریوها را در فرصت های بعد مورد نظر قرار خواهیم داد.

    اگر قرار باشد که با پذیرش خطر نابودسازی کل نظام سناریو سرکوب خونین توسط سپاه صورت نگیرد راه حل بحران کنونی ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن است. یعنی در نهایت این اعتراضات به آنجا برسیم که انتخابات قبلی باطل شده و انتخابات مجدد برگزار شود. در این صورت این کار نمی تواند باشد مگر از طریق ولی فقیه. به این معنا که پس از آن که جنبش اعتراضی کنونی اوج بگیرد در پایان کار خامنه ای وارد صحنه شود و با یک «حکم حکومتی» انتخابات قبلی را لغو کرده و به جای آن دستور برگزاری انتخابات جدیدی را بدهد. آن گاه میرحسین موسوی انتخاب شده و «ملت به خواست خود می رسد.» در این حالت این به همت «مقام معظم رهبری» خواهد بود که «حق مردم به آنها برگردانده» خواهد شد. این کار به طور کلی جایگاه ولی فقیه را به عنوان عامل سی سال نکبت و ذلت ودیکتاتوری تطهیر کرده و آن را به صورت «مرجع احقاق حقوق مردم ایران» جا خواهد انداخت. این سناریو ولایت فقیه را نه فقط به عنوان ستون خیمه نظام، بلکه هم چنین به عنوان ملجاء و پناه و مرجع حل و فصل مشکلات کشور برای دهه ها و دهه ها جا خواهد انداخت. کشور را به طور کامل تحت اختیار «مقام معظم رهبری» قرار خواهد داد. موسوی به «حضور رهبری شرفیاب» خواهد شد و از او بابت «صیانت حقوق و رای ملت مسلمان» ایران تشکر خواهد کرد و به مردم سفارش خواهد کرد که در آینده نیز هر مشکل و مسله ای داشتند فراموش نکنند که «ولی فقیه نظام» برای احقاق حقوق آنها هست و به دنبال جنبش و اعتراض و امثال آن نباشند. خامنه ای ناجی مردم می شود و مردم باید با تصاویر مشترک خامنه ای و موسوی به خیابان ها ریخته و جشن بگیرند و مراسم تشکر از «مقام معظم رهبری» برگزار شود.

    ضمن این که خامنه ای در این سناریو رهبری تمامی جناح های درون رژیمی که می خواهند با راحت شدن از شر پاسداران، آینده ی درازمدت نظام را از طریق مذاکره و برقراری روابط با آمریکا و غرب برقرار سازند به عهده داشته و از این طریق از وفاداری حق شناسانه و تبعیت بی چون و چرای آنها برخوردار خواهد بود، زیرا از این طریق به «همت او» خواهد بود که نظام از رفتن به سوی بحران و جنگ و نابودی و سرنگونی رها شده است. جایگاه او از آن پس توسط هیچ جنبنده ای در درون ساختار قدرت قابل اعتراض نخواهد بود. جهان نیز در خواهد یافت که در ایران حرف آخر را «در تمامی زمینه های مهم» فقط «ولی فقیه» خواهد زد.

    این جایگاه بازسازی شده، مشروعیت یافته و نهادینه شده از آن پس آماده خواهد شد تا خامنه ای بتواند با استفاده از روش حاکمیت کره شمالی شرایط را برای به قدرت رسیدن فرزند خود «آقا مجتبی» آماده سازد تا با خیال راحت یک چهل سالی سایه رحمت خود را بر سر «ملت مسلمان ایران» بیاندازد. بخصوص آن که این نورچشمی رهبر سال هاست زیر دست او اداره ی بسیاری از امور را در پشت پرده در دست داشته و بسیار آموخته است.

    فراموش نکنیم که سران غیرسپاهی نظام – خامنه ای، رفسنجانی، مهدوی کنی، خاتمی، موسوی و…- می دانند که تا جمهوری اسلامی از شر سپاهی های در قدرت که به خاطر موضوع جنگ هشت ساله با عراق روی دستشان مانده اند رها نشوند نمی تواتنند با جهان غرب روابطی عادی برقرار کرده و با سرمایه گذاری های میلیاردی آمریکا و اروپا خود را برای دهه ها بیمه کنند. علت حمایت فعال افراد، شخصیت هایی مانند محسن سازگارا و تریتا پارسی و نیز نهادهای دولتی مانند بی بی سی از میرحسین موسوی، نمی تواند باشد مگر به دلیل اطلاع علنی یا ضمنی از حرکت جریان بحران کنونی در مسیر سناریویی از این دست.

    در این باره هشیار باشیم. دیدار میرحسین موسوی با خامنه ای و زمزمه های توافق این دو می تواند از علائم اولیه تحقق این سناریو باشد.

    یگانه راه ممانعت از این سناریوی شیطانی که می رود به عنوان بیمه ی عمر درازمدت رژیم جمهوری اسلامی عمل کند این است که این احتمال را افشاء کنیم و آماده باشیم تا آن را به هم بزنیم. مردمی که در خیابان ها هستند باید راه برون رفت از این بحران را نه در درون نظام که در بیرون آن بجویند. در هر صورت باید به هیچ وجه و به هیج عنوان پای راه حلی نرفت که قرار باشد بازیگر اصلی آن ولی فقیه جنایتکار رژیم باشد. هشیار باشیم.

  111. azizam, dar shahrestan-ha an-ha ba kamboode niroo ruberoo hastand chon emrooz arazel va obashine khod ra be tehran avardehand !!!!!
    be shahrestanha etela dahid ke fa-aliyateshan ra bayad 2 barabar konand !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    fori, fori, !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  112. ولايت اوباش فقيه امروز گفت که 85 در صد مردم آمدند پای صندوق های رای، این رای به نظام بود، چون رئیس جمهوری را من تعیین می کنم!!!!!! او اعتراف کرد که سرنخ تمام امور در بیت اوست و جامعه مدني چاره ای ندارد، جز عبور از سد سيستم رهبري !!!!

    درست همان تجربه ایست که از جنبش ملی شدن صنعت نفت در دهه 1330 توسط دکتر محمد مصدق سکولار بوقوع پيوست.
    تجربه نشان ميدهد که بزرگترین اشتباه مصدق عقب نشینی از خیابان و وارد بازی سیاسی شدن به دربار دیکتاتوری شاه و اعتماد به مظلوم نمائی وی پس از شکست دولت قوام بود!!!!! در حقيقت قوانين شاهنشاهي متضمن بقاي حاکميت او بود و نه حاکميت ملي.

    امروز با داشتن تاريخ مصور جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي راه خويش را ميدانند و اجازه تکرار تاريخ را نخواهند داد زيرا ميش امروز در موضع ضعف, گرگي خواهد شد در موضع قدرت!!!
    جنبشهاي مدني و سنديكايي خواهان حذف سيستم رهبري و شوراي نگهبان فسيلان است كه بجاي شوراي نگهبان يك مجلس از منتخبين اساتيد فوق تخصص سراسر كشور تشكيل ميگردد!!!
    جنبش تحولخواه سكولار / arezu

  113. بازداشت 16 فرمانده سپاه
    به جرم حمایت از موسوی

    منبع اول: طبق گزارشی که از حلقه درونی نظام به بیرون درز کرده است، صبح امروز شانزده نفر از افسران ارشد سپاه پاسداران بازداشت شده اند. این افسران با تماس با
    تعدادی از افسران ارتش، از ضرورت پیوستن به مردم سخن گفته اند. این
    افسران امروز(5 شنبه) به نقطه ی نامعلومی در شرق تهران انتقال داده شدند.

    منبع دوم: 16 فرمانده سپاه به دلیل حمایت از موسوی بازداشت شده اند

  114. http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=2579

    ///////////////////
    جنبشهاي مدني و سنديكايي خود را آماده كنيد براي اشغال مراكز تصميم گيري و راديو تلويزيون و … تهران را به ٤ ناحيه تقسيم كرده و نيروهاي كودتاچي راتقسيم كنيد !!! تا فعاليتها هدفمندتر گردد البته با ارتباطات تنگا تنگ !!! پيروز قطعا با جامعه مدني ايرانزمين است

  115. این خبر درحالی انتشار می یابد که گفته می شود یکی از انگیزه های کودتای انتخاباتی اخیر، تشدید بیماری سرطان ریه رهبر است و فرزند او “مجتبی” سعی داشته با این کودتا قدرت را در بیت پدرش نگهدارد و سپس خود آن را قبضه کند و نگذارد رئیس جمهوری مستقل از بیت رهبری سکان را بدست بگیرد.

    تمام تجربه بیت آیت الله خمینی و سرنوشت احمد خمینی در شکل گیری کودتای انتخاباتی اخیر نقش داشته است. یعنی تعیین جانشین رهبر، پیش از فوت رهبر! حدس زده می شود، بخشی از نامه میرحسین موسوی که در آن اشاره می کند “بحث نه بر سر ریاست جمهوری و انتخابات اخیر، بلکه بر سر نهادینه شدن یک روش حکومتی است!” می توان اشاره به همین مسئله باشد. یعنی تبدیل جمهوری به پادشاهی یا حکومت اسلامی که نوعی پادشاهی مذهبی است!

  116. ليست نام و شماره تلفن تعدادى از فرماندهان ستاد ويژه سرکوب بدين شرح مى باشد :
    � افشين کامل افسر اطلاعات ناجا تهران(منطقه تهران بزرگ) 09366431318
    � حاج على رضايى مسئول اطلاعات ناحيه سيدالشهدا تهران 09123847659
    � على افسرى کارمند اداره اطلاعات تهران 09123862832
    � مجيد افشردى فرمانده اطلاعات و امنيت سپاه منطقه جماران 0912 1361881 امير قربانى از مديران بخش تامين و تسليح اداره کل حراست وزارت کشور 09355339003
    � امير معقولى فرمانده اطلاعات حوزه مقاومت بسيج 289 منطقه اويس قرنى 09122052165
    � اميرحسين آريچ جانشين تيم حفاظت فرماندهى کل سپاه 09123490234
    � مهدى اميرى فرمانده تيم حفاظت احمدى نژاد09124357217
    � حسين بيگلر معاون ضد اغتشاش معاونت اطلاعات سپاه منطقه تهران 09124289309
    � الياس ديزجى سر کانال جمع آورى اخبار و اطلاعات سپاه ناحيه شرق تهران 09122401549
    � ابراهيم مهدوى عضو معاونت عمليات دفاعى نيروى مقاومت بسيج 09123179536
    � مهدى ابراهيمى عضو تيم حفاظت احمدى نژاد09121050134
    � فردين تقى زاده رابط وزارت اطلاعات با وزارت کشور09192247339
    � محمد فتحى فرمانده اطلاعات ناحيه مقاومت ويژه قدس 09122467150 —02166029493

  117. http://www.petitiononline.com/akcriems/petition.html

    شکایت علیه علی خامنه ای به دادگاه کیفری بین المللی لاهه امضا کنید

  118. ماشین های آتش نشانی جنازه های خیابان آزادی را جمع کردند

    از روز جمعه که رهبر در نماز جمعه سخنرانی کرد به همه یگان های آتش نشانی برای روز شنبه آماده باش داده بودند. بعد از شروع حرکت مردم و آغاز تیراندازی به طرف مردم، این واحدها را به خیابان آزادی و خیابان ها و کوچه های اطراف فرا خواندند، تا همزمان با شرکت در سرکوب مردم، خیابان ها را از خون بشویند.

    ما، شب هنگام شستشوی خیابان انقلاب به اجسادی برخوردیم که در جوی ها و کنار گوشه ها پیدا می کردیم. آنها را به کامیونی بار می کردیم که برای این کار در میان ماشین های آتش نشانی حرکت می کرد. این کامیون اجسار را به نقطه نامعلومی بردند.

    رقم کشته ها خیلی بیش از 10 یا 20 نفری است که مردم فکر می کنند.

    اگر می خواهید این مطلب را انتشار بدهید، حتما در باره نقش بسیج که علنا در جنایات دست داشت بنویسید. باور کنید من خودم یک فرد مسلمانم و تا به چشم خودم ندیده بودم باور نمی کردم. اینها همه تاریخ بسیج و سپاه را از بین بردند. در حال حاضر بسیجی یعنی جنایتکار و قاتل.

  119. جنبشهاي مدني سنديكايي ساير استانها نيز بايد همانند جنبشهاي مدني و سنديكايي در استان كردستان با شتاب و هماهنگي كامل ميان جنبشي به اعتصاب سراسري دست زده وچرخهاي اقتصادي كودتاچيان را بطور كامل فلج كنند !!! زيرا بازوي سركوب نيز از كار خواهد افتاد!!! تمام راههاي حمل و نقل ميبايست بطور كامل با هر وسيله ممكن مسدود گردد !!! پيروزي از آن جامعه مدني خردورز ايرانزمين است

  120. عكسهاي آنان و همراه محل سكونت شان را در بين مردم بخش كنيد و جنبه تبليغاتي آن از ارزش فوق العاده بر خوردار است!!!!!!!!!!!!!!

    گفت و گو با یکی از چماقداران لباس شخصی
    روزی 200 هزار تومان می گیریم

    روزآنلاين، جلال کیهان منش‏ : صبح شنبه 23 خرداد ماه، در حالیکه تهران همچنان روز پر التهابی را پیش رو داشت، چهره افراد لباس شخصی که با چماق هایی یکدست به ضرب و شتم مردم می پردازند پررنگ تر شد. این افراد اغلب به طور روزمرد استخدام شده اند و آن طور که یکی از آنان می گوید “به روزمزدان ایرانی روزانه 200 هزارتومان و به غیرایرانی ها تا چند برابر این مقدار” در روز پرداخت می شود. چماقداری که خبرنگار روز با وی صحبت کرده همچنین گفته است:ما درآسایشگاه هستیم اما غیرایرانی ها در هتل اقامت دارند.

    این گفت و گوی ویژه در پی می آید.
    از چهار روز پس از اعلام نتایج انتخابات، نیروهایی لباس شخصی اما با کلاه کاسکت نیروهای ضد شورش در خیابان ها پدیدار شده اند که لهجه آنها آشنا نیست. برخی از شاهدان عینی می گویند:این چماقدارها یک چیزهایی می گویند که ما نمی فهمیم. بعضی هم به طور مشخص خبر از آن می دهند که در برابر خود چماق به دستانی را دیده اند که زبان شان عربی بوده است. دیروز در یک ساندویچ فروشی فرصتی دست داد تا با یکی از این لباس شخصی ها صحبت کنم.
    من داخل مغازه بودم که او وارد شد. از مغازه داریک نوشیدنی خنک خواست؛آن هم در حالیکه چماقش را به همراه داشت. سر صحبت با وی را باز کردم.

    سلام برادر خسته نباشی
    خدا عمرت دهد. التماس دعا (او که در چشمانش دلهره نهفته است، لهجه غلیظی دارد)

    اهل کجا هستی؟
    تربت

    تربت؟
    تربت جام.

    چند سال داری؟
    36 سال

    زن و بچه هم داری حتما؟
    نی. زن و بچه خرج دارد. من بیکارم.

    بیکار؟ مگر تو بسیجی نیستی؟ حقوق نمی گیری از سپاه؟
    نی. بسیجی نیستم که. بیکارم.

    ولی الان که سرکاری؛ نه؟
    ها!

    چوبدستی چرا دستت گرفتی؟
    ما را آورده اند اینجا تا منافقین را بزنیم. این چوبدستی را هم برای همین به ما داده اند.

    چه کسی داده؟
    حاجی. گفته جوری بزن که دیگر بلند نشود. اینها خائن هستند.

    خودت چه فکر می کنی؟
    من به این کارها کاری ندارم؛ پولم را می گیرم.

    پول کتک زدن می گیری. حال هم می کنی.
    ها! آنها پول داده اند تا بزنم. توباشی نمی زنی؟

    حالا چقدر می دهند؟
    روزی 200 تومان. [خنده ای می آید توی چشم هایش]200 هزار تومان

    خیلی زیاد است. با این پول می خواهی چه کار کنی؟
    می روم زن می گیرم. دو تا هم بخواهم می دهند وقتی اینقدر پول داشته باشم. می دانی چقدر می شود؟ دو میلیون. حالا شاید دیگر نروم تربت. شاید همینجا بمانم. حاجی می گفت باز هم تظاهرات می شود؛ به ما کار می دهند.

    چند روز است آمده ای تهران؟
    3 روز. 7 روز دیگر قرارست بمانیم.

    کسان دیگری که با تو هستند از کجا آمده اند؟
    همه را نمی شناسم اما در آسایشگاه ما از مازندران، اراک و خوزستان هم آدم هستند. از تربت حیدریه و خواف هم هستند. [نوشیدنی اش را خورده است. در خواست یک نخ سیگار می کند. می دهم. آتش می زند. در حال دود کردن سیگار به حرف زدن ادامه می دهیم. ]

    عرب هم هست بین تان. نه؟
    آره؛ ولی من شنیدم آنها را به هتل برده اند. می گویند از لبنان آمده اند. دیشب که به ما شام تن ماهی دادند، بچه ها می گفتند به عرب ها غذای خوب می دهند.

    آسایشگاه شما کجاست؟
    نمی دانم. تهران را بلد نیستم. اما دور است. اینطرفی می رویم تا می رسیم به آسایشگاه. ( او شرق تهران را نشان می دهد).

    تا حالا تهران آمده بودی؟
    نه ؛اولین باراست.

    نماز هم می خوانی؟
    بله. اما اینجا می گویند وقتی در ماموریت هستی دستشویی هم نباید بروی.

    ناراحت نمی شوی مردم را می زنی؟
    مردم؟ حاجی می گوید کسانی که شعار می دهند منافق هستند. من حرف او را قبول دارم. او حاجی است. می دانی حاجی دروغ نمی گوید. [در این موقع مرد هیکلمند و چاقی وارد مغازه می شود. با اخم به دور وبر نگاه می کند و چشمش به آن جوان می افتد. ]

    می گوید: اینجا چه می کنی؟ با کی حرف می زدی؟
    مرد جواب می دهد: هیچی؛ آمده بودم کانادا بخرم.
    برو سر پست خودت. یا الله.
    مرد چماقش را بر می دارد و می رود. نوشابه خنک خورده و حالش جا آمده. هفت روز دیگر که برسد، باز برای او کار خواهد بود؟

  121. سروران گرامي,

    آنچه هست و هستيست حقيقت است و خرد اصل پيوند به حقيقتست. در فرهنگ سکولاريسم خرد آدمي اصل هويت و فرديت هر انسانيست.
    در عصرمدرنيته بينش زايشي آدمي ، حق و قانونست که زائيده شناخت است. شناختن, روند حرکت در دالان زمان است که درههاي بسته را ميگشايد. بازداشت بينش زايشي ، بينشي است وامي, که خونريز است و معمار دوزخ! که هر ندايي را خاموش ميکند غافل از آنکه نداي ديروز زايشگر نداي امروزست و در فرداها سير خواهد کرد و معماران دوزخ را به دوزخ خواهد سپرد.

    در شريط کنوني جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي بلوغ سياسي خويش را به اثبات رسانده اند که قادرند خردمندانه پلانها را ضمن زايش در مسير هدفمند به اجرا گذارند. از اينرو حاکميت ولايت ديکتاتوري فقيه آخرين لحظات حيات خويش را سپري ميکند و ميرود با آخرين جمعبنديهاي پلانها به سينه تاريخ سپرده شود لذا کاربرد واژه مصالحه بي معنا گشته است چراکه تعادل قدرت امروز کاملا در دست جامعه مدني افتاده است.

    براي اجراي آخرين پلانها بايد به ترکيب ساختاري پلانها و تاکتيک ها, شکل نهايي را داد تا ختم حاکميت قرون وسطايي را اعلام نمود لذا جنبشهاي مدني و سنديکايي ميباست:
    1. سازماندهي شهرهاي کوچک براي تقويت تظاهراتهاي هدفمند در کنار مراکز استانها را بر عهده گيرند.
    2. همزمان اقدام به اجراي اعتصاب سراسري نامحدود و زمينگير کردن بخشهاي اقتصادي که تحت نظر دولت و سپاه و … است, تا قرار گرفتن سيستم اقتصادي کشور در کماي کامل که بازويهاي سرکوب نيز از اين طريق غير فعال ميشوند
    3. مسدود کردن تمامي راههاي نقل و انتقال (فرودگاه ، راه آهن ،…)
    4. محاصره نامحدود مجلس و راديو تلويزيون تا استعفا يا تخليه کامل اين مراکز و در شهرستانها استانداريها !!!
    5. درخواست همبستگي از ارتش و ديگر نيروهاي نظامي و انتظامي که خود را متعلق به بدنه جامعه مدني ايرانزمين ميدانند !!!
    6. جنبشهاي مدني و سنديکايي ضمن استقلال کامل ميبايست تنگا تنگ چه از نظر اقتصادي و چه از نظر بحرانهاي اجتماعي يکديگر را ياري رسانند زيرا حاکميت رفاه از مردم آغاز ميگردد و به مردم ختم ميگردد!!!

    جنبشهاي مدني و سنديکايي خردمند ايرانزمين شما سياستمداران جمهوري جامعه مدني هستيد که امروز در آزموني تاريخي قرار گرفته ايد که جهان هرگز اين تجربه بيمانند را فراموش نخواهد کرد.

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    1/4/88

  122. Plan:
    In jomeh hame az sa-ate 8 sobh har-kat bayad konand be samte mahale namaze jomh droone mohavateh nemiravid !!! Va bad az jamshodane kamel, ghabl az shoroo namze jomh jamiyate milyooni bayad harkat kond besamte Baharestan
    Khaneh melat !!! Jam ma jam ast va jameh madani dar aksariyate motlagh ast!!!!

  123. سروران گرامي،

    در فرهنگ سکولاريسم آدمي بايد خود گردد تا هويتش را باز يابد زيرا آدمي حق است که گوهرش سرافرازيست. آدمي با اين حق زاده گشته که جهان را با خردش بي آرايد و دگرگون سازد زيرا در انديشيدن سرفراز ميگردد.
    بينش حاصل پيوند سيکلهاي جنبش ،شتاب , تاختن و دگرگونيست تا با زندگي کردن در زمان, حقيقت را بيابد حقيقتي که در خرد جمعي جامعه مدني نهفته است.

    در عصر مدرنيته واژه مردم بمعناي مشارکت در تصميم گيريهاي سياسي-مدني و نظارت بر اجراي برنامه هاست که دائما بهينه سازي ساختارهاي مسنجم جنبشها و سنديکاها را ميطلبد (پلان، اجرا ،سنجش , تصحيح).

    در شرايط کنوني جامعه مدني با ساختارهاي منظم و گسترش در عرض, عمق حاکميت قرون وسطايي را هدف قرار داده است که از يک سو تصويري از بلوغ خرد جمعي جامعه مدني را به تصوير کشيده که تحسين جامعه جهاني را بهمراه داشته و آنان را در مبارزات خردورزانه ما شريک نموده است.
    و از سوي ديگر ولايت اوباش ايراني ستيز را مجبور به پرداخت هزينه هاي سنگين نموده است که نه تنها مشروعيت آنان را در خارج و داخل از کشور لگد مال نموده بلکه هزينه هاي اقتصاديهاي هنگفتي از جمله پرداخت مبلغي حدود 750 ميليون يورو به مزدوران سرکوبگر و … بر دوش آنان گذاشته است که در طول چند ماه به يک رقم غير قابل پرداخت تبديل خواهد شد که فروپاشي کل حاکميت را اجتناب ناپذير ميگرداند.

    لازمه حفظ شرايط برتر, استمرار در اجراي پلانهاست از اينرو اعتراضات خياباني در کنار اعتصابات سراسري قدرت ميگيرد. اعتصابات پراکنده ميتواند اثر معکوس داشته باشد از اينرو اعتصابات همگير مد نظر است زيرا از يک طرف نيروهايي که در اثر اعتصاب سراسري آزاد ميگردند ميتوانند به بدنه اعتراضات خياباني بپيوندند و از طرف ديگر چرخه توليد ثروت که ميتواند جاني به حاکميت دهد را متوقف ميکند.

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي بدون ضريب خطا پيروز قطعي اين ميدان مبارزه بوده اند که از اين پس براي حفظ و پيشبرد آن نيز ادامه سنجيده پلانها ضروريست.

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    6/4/88

  124. http://www.sazegara.net/persian/

  125. پروفسور منوچهرجمالی :
    آینده، راهی نیست که کسی برای ما ساخته است، وما باید آن راه را برویم!!! آینده، راهیست که ما باید خودمان بسازیم و خودمان برویم!!!! جائیکه آزادی نیست، راستی ازبُن کنده میشود!!! جائیکه خردانسان، آزاد نیست، حقیقت نیست راءی من کـو ؟ یعنی که من سرچشمهِ قانون وحکومت وداوری نهائی هستم

  126. ‏«اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در ۱٨ تیر ۱٣۷٨ به گونه‌ای مناسب و‏‎ ‎قانونی برخورد می‌شد، امروز شاهد تکرار ‏آن فجایع در ابعادی وسیع‌تر و‎ ‎وارونه جلوه دادن واقعیت‌ها به گونه‌ای جسورانه‌تر نبودیم‎.‎‏» ‏

    میرحسین موسوی، بیانیه شماره ٨، پنج‌شنبه ۴ تیر ۱٣٨٨‏

    آنچه در هفته‌های پس از انتخابات ۲۲ خرداد گذشت، خون‌هایی که بر زمین ریختند، و جان‌های پاکی که به زندان و ‏زیر شکنجه بردند، هرگز از خاطر ما پاک نخواهند شد. این جنایت‌ها خود بزرگ‌ترین دلیل بر دروغ‌گویی حاکمانی ‏است که، با دزدیدن رای مردم، می‌خواستند برای جهانیان نمایشی از مشروعیت و قدرت خود برپا کنند. حیله‌های ‏دروغ‌گویان اما همیشه کارگر نیست.‏
    ده سال پیش، جنایتی به وقوع پیوست که به درستی می‌توان آن را سرآغاز همه جنایت‌های امروز نامید. حمله ‏لباس‌شخصی‌ها و نیروی انتظامی به خوابگاه دانشجویان در ۱٨ تیر ۱٣۷٨ نخستین یورش آشکار و قدرت‌نمایی ‏جنایت‌بار در برابر خواست‌های قانونی مردم پس از آغاز دوران اصلاحات بود. جانیانی که پیش از آن نویسندگان و ‏روشنفکران را در خفا به قتل رسانده بودند تا ترس افکنند، این‌بار درصدد برآمدند تا دهشت‌افکنی خود را با یورش ‏وحشیانه به خوابگاه دانشجویان تکمیل کنند. دانشجویانی که تنها به بسته شدن غیر قانونی روزنامه سلام اعتراض ‏کرده بودند.‏
    به راستی اگر آن روزها برخوردی جدی با یورش‌گران صورت می‌گرفت، امروز شاهد کودتا و جنایت‌های خون‌بار ‏پس از آن نبودیم.‏
    روز ۱٨ تیر را باید به روز فریاد علیه کودتاگران و جنایت‌کاران تبدیل کنیم. تا آن روز مسلماً برنامه‌های مردمی ‏فراوانی پیش‌نهاد خواهد شد، و امیدواریم موسوی هم در شرایطی باشد که بتواند در حرکت اعتراضی مردم حاضر ‏شود. بر ما است که به همه در پیش بودن روز ۱٨ تیر را یادآوری کنیم، برای سازمان دادن اعتراضات آمادگی خود ‏را حفظ کنیم، و خلاقیت خود را برای پیوسته نگاه داشتن صدای آزادی‌خواهی و قانون‌طلبی تا آن روز و پس از آن ‏به کار گیریم.‏
    در هر کجای ایران باشید، حتی اگر نتوانید به برنامه‌های اعلام شده بپیوندید، کم‌ترین کاری که می‌توانید در روز ۱٨ ‏تیر بکنید این است که از ساعت ۷ تا ٨ عصر به همراه خانواده‌تان به خیابان‌ها و میدان‌های نزدیک به محل خود ‏بیایید، از نمادهای عزاداری استفاده کنید، و با سلام کردن به دیگر شهروندانی که به اعتراض بیرون آمده‌اند، ‏همبستگی خود را نشان دهید.

    به امید پیروزی بر دیکتاتوری

  127. کشف چهار صندوق رای در شیراز

    نسب آنلاين : دست کم چهار صندوق رای در کتابخانه مرکزی شیراز کشف شد.امروز چهارشنبه ۱۰ تیر، در جریان بازدید«محمدرضا رضازاده،استاندار فارس و آیه الله ایمانی،امام جمعه شیراز» و خبرنگاران روزنامه های محلی شیراز از عملیات احداث ساختمان کتابخانه مرکزی شیراز،چهار صندوق رای در ساختمان نیمه کاره کتابخانه کشف شد.
    استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندوق ها از آن ها خواست که به این موضوع در رسانه ها اشاره ای نکنند.او این صندوق ها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد.
    ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز که شعبه ای از کتابخانه ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه)قرار دارد.
    صندوق های رای در حالی کشف شده اند که بنا بر قوانین انتخابات،پس از پایان شمارش آرا، صندوق ها باید به تهران فرستاده شده باشند.

    Pa-layeshgah-ha ra az kar bi-an-dazid be har ra-we-she momken!!!!!!!!!!!!!!
    ke movalede daramade baraye sarkoobe ma ast tavasote ajnabiyani manande
    Hezbollah , Hamas,
    Basij, Sepah,
    motalefehi-haye englis ,
    khamenehi KGB
    Sahyonis-haye (Ahmadi nejad, janati, mesbahe yazdi, makarem-ha va …) !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  128. تمام پالايشگاهها بايد از كار بيافتد با هر روش ممكن !!!! زيرا آنجا محل مولد سرمايه براي سركوب ما است توسط حزبالله, حماس, بسيجي, سپاهي, لباس شخصي, موتلفه ايهاي انگليسي, خامنه ايهاي كا.گ.ب و صهيونيسم هاي مسلمان شده (احمدي نژاد, جنتي ها, مصباح يزديها, مكارم ها و …٠)

  129. رهبري جامعه مدني بر عهده جنبشهاي مدني و سنديكايي فراايدئولوژيست و آقايان (موسوي و كروبي) اين افتخار را يافته اند كه در كنار جنبشها قرار گيرند.

    استراتژي از قبل توسط خرد جمعي جامعه مدني تعيين گشته است و هرزمان كه آقايان بتواند پلانهاي ما را كه شامل مبازرات گسترده و مدني است به پيشبرند ما آنانرا در كنار جنبشهاي مدني و سنديكايي خواهيم پذيرفت در غير اينصورت حفظ انان حتمي است زيرا رهبران جنبش مدني ايرانزمين فعاليتهاي خويش را تا رسيدن به استراتژي نهايي كه همان حذف سيستم رهبري و بنا نمودن جمهوري جامعه مدني ايرانزمين است را ادامه خواهد داد.

    گرامي باد ياد شهداي كودتاي ٢٢ خرداد
    زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت)
    arezu

  130. رهبري جامعه مدني بر عهده جنبشهاي مدني و سنديكايي فراايدئولوژيست و آقايان (موسوي و كروبي) اين افتخار را يافته اند كه در كنار جنبشها قرار گيرند.

    استراتژي از قبل توسط خرد جمعي جامعه مدني تعيين گشته است و هرزمان كه آقايان بتواند پلانهاي ما را كه شامل مبازرات گسترده و مدني است به پيشبرند ما آنانرا در كنار جنبشهاي مدني و سنديكايي خواهيم پذيرفت در غير اينصورت حذف انان حتمي است.

    زيرا رهبران جنبش مدني ايرانزمين فعاليتهاي خويش را تا رسيدن به استراتژي نهايي كه همان حذف سيستم رهبري و بنا نمودن جمهوري جامعه مدني ايرانزمين است را ادامه خواهد داد.

    گرامي باد ياد شهداي كودتاي ٢٢ خرداد
    زنده باد سكولاريسم (مكتب عقلانيت)
    arezu

  131. فلاش ماب يا تظاهرات برق آسا Blitz Demonstration چيست ؟(1) تظاهرات برق آسا يا فلاش ماب چند سالي است كه در ميان جوانان اروپا و آمريكا طرفداران پر و پا قرصي دارد. فلاش ماب به ظاهر يك بازي است ولي در نهان حركتي اعتراضي منظمي است كه نظم موجود را به سخره مي گيرد. فلاش ماب از طريق اينترنت به شكل بسيار دقيقي سازماندهي مي شود و در مكاني عمومي در لحظه اي مشخص دهها و گاه صدها جوان را گرد مي آورد تا حركاتي منظم را انجام دهند و سپس در زمان دقيق و مشخص سريعآ پراكنده شوند. ايم فيلم از دانشگاه کاليفرنيا است. سال 2007

  132. فلاش ماب يا تظاهرات برق آسا
    Blitz Demonstration
    فلاش ماب از طريق اينترنت به شكل بسيار دقيقي سازماندهي مي شود و در مكاني عمومي در لحظه اي مشخص دهها و گاه صدها جوان را گرد مي آورد تا حركاتي منظم را انجام دهند و سپس در زمان دقيق و مشخص سريعآ پراكنده شوند

    http://www.youtube.com/watch?v=jwMj3PJDxuo&feature=fvw

    In planha bayad besiyar hadaf dar bashad ke betavanad systemi ra mokhtal konad !!!
    Bedodate 5 daghigheh
    Ijade trafic, shoar dadan, va …

  133. دولت آشتی ملی تشکیل می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خامنه ای با یک اشتباه صد در صد اعتبار خود را از دست داد. طرفداران او چه در حوزه سپاه بسج و مردم عام و ٠٠درحال ریزش هستند و وضعت فوق العاده کشور به نفع او نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    البته رژیم نیز به نقاط ضعف خود کاملا آگاه است .انکه دولتش هچگونه وجهه شرع و قانون نه در صحنه داخل و نه در صحنه بین الملل ندارد و می بایست از ان بحران با کمترین هزینه خارج شود چگونه؟

    احمدی نژاد استعفا دهد؟ ممکن نیست در آنصورت رهبر و شورای نگهبان و ٠٠٠مجبور به کناره گیری هستند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    دولت موقت آشتی ملی به رهبر ناطق نوری با وعده انتخابات آزاد طی شش ماه تا یکسال آینده تشکیل خواهد شد و در ان مدت تلاش خواهد کرد جنبش را به حاشیه براند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    از انگیزه های دست دست کردن برای تحقق این طرح، از دور خارج کردن بسیاری از سیاسیونی باشد که دستگیر شده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    در این میان اطرافیان احمدی نژاد روز به روز بیشتر از احتمال حذف او در یک حادثه سخن می گویند!

    Ma khahane hazfe systeme rahabri va shoraye negahban va khobregan hastim !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    hakemiyat nakhahd natvanest strategy ma taghir dahad!!!!ma tabghe plan-ha bepish khahim raft!!!

  134. ایرانیان در خارج از کشور، با امضای توماری تحت عنوان «احمدی نژاد رئیس جمهور ما نیست»، قصد دارند بزرگ ترین تومار جهان را در اعتراض به کودتای انتخاباتی در ایران بسازند. تا کنون شصت شهر در سراسر جهان برای مشارکت در این اقدام اعلام آمادگی کرده اند. این تومار بعد از تهیه شدن مدتی از بلندترین برج جهان به نمایش گذاشته خواهد شد و سپس به موزه ی سازمان ملل سپرده می شود.
    به همین منظور سایتی در اینترنت ایجاد شده است که در آن از جمله در مورد اهداف این حرکت چنین آمده است:

    درباره پروژه :
    در روزهای ۱۰ تا ۱۲ جولای (ژوییه)، از ساعت ۵ تا ٨ بعد ازظهر در تمام نقاط دنیا در محل های مناسب، پارچه ای با رنگ سبز می آویزیم و از ایرانی ها امضا جمع کنیم که “احمدی نژاد، رییس جمهور ایران نیست.” سپس همه پارچه ها را به محلی که در روز آخر امضا گیری اعلام می شود، ارسال می کنیم تا به هم دوخته شود. سپس از رسانه های بین المللی و نیز موسسه رکورد گینس دعوت کنیم و تومار را از یکی از ساختمان های بلند و مشهور دنیا نظیر برج ایفل یا برج تورنتو می آویزیم، و سپس برای ثبت در تاریخ، به موزه سازمان ملل متحد می فرستیم.
    ۱- این کار، احمدی نژاد را به عنوان منفورترین رییس جمهور وارد کتاب رکورد خواهد کرد.
    ۲- تمام دنیا را با این جمله “احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران نیست”، آشنا خواهد کرد.
    ٣ – این کار که قبل از مراسم سوگند خوردن انجام می شود، این مراسم را از آنچه که هست هم ننگ آلود تر خواهد کرد.
    ۴- سبب می شود دولتهای خارجی در به رسمیت شناختن این دولت تعلل کنند.
    ۵- اتحاد ایرانیان خارج از کشور را نشان خواهد داد.
    ۶- به مردم داخل قوت قلب می دهد که هزینه هایی که داده اند بیهوده نبوده و اقلا باعث وحدت عمل خارج نشینان شده.
    ۷- اگر خوب کار شود، صف های طویلی برای امضای این تومار تشکیل خواهد شد که انعکاس بین المللی خواهد یافت…
    و حسن های دیگری که حتما به ذهن شما خطور خواهد کرد.

    برای دریافت اطلاعات بیشتر می توان به آدرس زیر مراجعه کرد:
    http://greenscroll.blogspot.com

  135. علمای قم سینه برای مسلمانان ایران به تنور بچسبانند که به خاک و خون کشیده شدند
    برای دادخواست بین المللی علیه کودتاچی ها
    شمار قربانیان کودتا
    و اسناد هویت آنها را تهیه کنید
    آمار کشته شدگان کودتای 22 خرداد، همچنان محرمانه است. روز گذشته مستند به خبر جستجوی پيكر سهراب اعرابي، برای نخستین بار به رقم 50 تا 60 برخورد کردیم، اما این هنوز آمار کشته شدگان نیست. همچنان که آمار مجروحین و زندانیان نا معلوم است.

    علمائی که زلف مسلمانان ترک تبار چین را با اعلامیه های خود “فر” می زنند، تا حالا از دولت کودتا نخواسته اند آمار واقعی تلفات کودتا را اعلام کنند. به حمایت از مسلمان های ایران که در تهران و بسیار از شهرهای دیگر به خاک و خون کشیده شدند سکوت کرده اند. آقای صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و بقیه در باره فاجعه ای که در خیابان های روی داد آب در دهان نگهداشته اند و حالا یاد مسلمانان چین افتاده و در محکومیت سرکوب آنها اطلاعیه می دهند. معلوم نیست چرا علیه سرکوب مردم خود ایران اعلامیه ندادند. جز آیت الله منتظری و آیت الله صانعی در قم و آیت‌الله طاهری در اصفهان و آيت الله بيات زنجاني کدامیک از فاجعه ای که بعد از انتخابات در ایران روی داد سخن گفته اند؟ علما چرا در پاسخ رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که نامه فدایت شوم سراپا دروغ و ریا برای امام زمان نوشته سخنی نمی گویند؟ علیه رهبر که در نماز جمعه 29 خرداد فرمان آتش گشودن به روی مردم معترض را صادر کرد سخن نمی گویند؟ صحنه هائی که از سرکوب مردم بصورت فیلم در تاریخ ثبت شد، با سکوت علما و چشم بندی صدا و سیما و کیهان محو نمی شود. این ننگی است که با هیچ رنگی از دامن جمهوری اسلامی پاک نمی شود.

    ما، امروز و به نقل از یکی از جراحان بیمارستان امام خمینی اطلاعاتی را منتشر می کنیم که تائید کننده شمار گسترده قربانیان کودتاست. 17 شهریور شاه پیش آنچه انجام شد، بسیار کوچک است و آنها که از بحث های درون حکومتی اطلاع دارند می دانند که در آن روزها فاجعه آفرینی سپاه و چماقداران و نیروی انتظامی در ایران و تهران به آقای خامنه ای گفته اند “این که از 17 شهریور بدتراست!” و ایشان پاسخ داده است: “اشتباه شاه از آنجا شروع شد که دنباله 17 شهریور را نگرفت و ما اشتباه شاه را نمی کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!”

    ستاد کودتا با آگاهی از همین خطر، هر ترفندی را که بتواند به کار می گیرد تا آمار واقعی قربانیان کودتا را محو کند. از جمله، گفته می شود در روزهای اخیر هنگام تحویل جسد قربانیان به خانواده هایشان از آنها خواسته شده برگه ای را امضاء کنند که اسم قربانی بعنوان بسیجی در آن ثبت شده است. می خواهند قربانیان کودتا را بسیجی معرفی کنند تا هم آمار کشته شدگان کودتا را کم کنند و هم برای بسیج و چماقداران آمار بسازند. حتی به خانواده ها گفته شد که در صورت امضاء به آنها پول و مزایای بسیج هم تعلق می گیرد. اجساد را با تاخیر بسیار تحویل خانواده ها می دهند تا دراین فاصله راه کارهائی اینچنینی پیدا کنند.

  136. پیکر پاک صدها شهید اعتراضات مردمی یک ماه اخیر در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.

    در حالی که بسیاری از خانواده های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده های نگران نیست، برخی از خانواده ها را به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با اینمضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند.

    به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود، وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی در اختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته سدها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است.
    وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفته ام و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بوده ام.

    همه اینها در حالیست که تمامی مقامات نظامی کشور در هفته های اخیر استفاده از سلاح گرم را در درگیری های تهران رد کرده اند و مشخص نیست این همه شهید و کشته که هر روز تنها نام برخی از آنها منتشر می شود به چه صورت کشته و شهید شده اند.

  137. حادثه هواپيمايي

    حدود ٢٠٠ نفر از بهترين فرزندان ايرانزمين كه بدست جانيان اوباش اشغالگر فقيه بشهادت رسيده اند هم اكنون در سرد خانه ها وجود دارند كه اهريمينان از تحويل دادن عزيزانمان وحشت دارند لذا با ايجاد اين سناريو ميخواهند يك سايه تبليغاتي براي ان جنايات بوجود آوردن غافل از اين شهدا نيز بنام شهداي كودتاي ٢٢ خرداد ثبت خواهد شد

  138. درفرهنگ ایران، حقانیت به حکومت ، اجرای دادیست که ازخرد انسانها برای پرورش زندگی درگیتی برخاسته است، وبا نفی چنین دادی ، ملت حق به سرنگون ساختن آن حکومت و حق تاسیس مجدد حکومت برپایه خرد انسانی را دارد

    از ٢٦ تيرماه تا ٣٠ تير بايد كار يكسره شود و از مجلس اوباشين اشغالگر چيزي باقي نماند!!!

    Zahedan, Shiraz, Tabriz, Esfahan, Mash-had, Ahvaz, San-nandaj va …
    bepakhizid Payetakhat bayad soghoot konad!!!
    Az 26 tir ta rooze 30 tir rooze
    Mohasereh Na-Mahdoode majles ast ta estefaye ajnabiyan!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Be Arteshe iranzamin gol dahid va taghaza konid ke be meydan biayad!!!!!!!!!
    Moalefhi-ha = Englis
    Khamenehi-ha = KGB
    Ahmadinejad-ha= Sahyonism-ha

  139. نویسنده: سکولارجمعه 26 تیر1388 ساعت: 2:43سروران گرامي,

    اصل همواره از خويشتن متحول ميگردد تا شفافيتي ميان گوهر خود با حقيقتي که روند نهفته در زمان است را بيابد. در فرهنگ سکولاريسم پرسشگري, مولد دگرديسي در بينش خردست. اين پرسش استکه جفت پاسخ است و آنکه ميجويد مي يابد.

    در شرايط کنوني ايدئولوژيها در تعقيب حرکت جامعه مدنيند تا خود را بعنوان قيم به جامعه مدني تحميل کنند و از اين روزنه بعنوان نمايندگان سياسي جامعه مدني بر قدرت تکيه زنند که در نهايت خطوط نيازهاي اجتماعي را با آرمانهاي ايدئولوژي خويش منطبق سازند.

    از اينرو جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ميبايست رل خويش را بعنوان احزاب مدرن سياسي-مدني بجاي احزاب کلاسيک ايدئولوژيک بازي نمايند تا احتمال انحراف را بهمت خرد جمعي جامعه مدني, بحداقل رسانند و قدرت سياسي را تحت نظر جامعه مدني قرار دهند.

    عقل خودبنياد همواره طراح پلانهايست که نتيجه آن در زمان مشخص ملموست. لذا حضور در خيابانها به هر مناسبتي که از سوي خرد جمعي جامعه مدني تاييد ميگردد ميبايست دقيقا هدف مشخصي را تعقيب نمايد که نتيجه آن گامي بسوي استراتژي باشد و نه حلقه جدا از پلانها.

    تصميم گيريهاي سريع و سنجيده ميتواند کاملا عنان کار را از دست اهريمنان ايرانيستيز خارج نموده و آنان را در مقابل کار انجام شده قرار دهد.
    شرکت ميليوني جامعه مدني در اطراف دانشگاه (نماز جمعه)ميبايست در نهايت محل مراکز تصميم گيري را هدف قرار دهد زيرا هدف نهايي استعفاي تصميم گيران اشغالگر ديکتاتور است.

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ثابت نموده اند که قادرند, حرکت هاي عظيم اجتماعي را منظم سامان بخشند و هدفمند در راستاي تصميم گيري هاي خويش به پيشروند.

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    25/4/88

  140. نواری مربوط به مذاکرات مسئولان امنیتی و اطلاعاتی جهت مقابله با تظاهرات مردمی روی اینترنت قرار گرفته است …

    http://iranian.podomatic.com/entry/2009-07-17T02_45_58-07_00

  141. استمداد از جامعه جهانی به مقصود متوقف ساختن جنایات جمهوری اسلامی ایران و تعقیب عاملین آن

    http://www.petitioniran.com/?page=sign&pid=YLT5392

  142. سروران گرامي,

    آنچه را که در آينده تجربه خواهيم کردن نتيجه زايش و پيدايش گوهر تکثرگراي آدميست که سرچشمه مدنييت است . در فرهنگ سکولاريسم انديشه اي که با گوهر آدمي نياميزد آموزه ايست بي ريشه که بمفهوم فناي زمان و ختم زايش خردست.

    در عصر مدرنيته تاکيد بر هويت فردي و خرد انسانيست که غايت زندگي شکل مييابد, و از زايش داشته ها و انديشه هاست که تکامل را تجربه ميکند, و ساختارهايي را از خود پديد مياورد که مدافعان داشته ها و برداشت هاي منطبق بر زمان جامعه مدني ميباشد.

    ايدئولوژيها اختيار را از مردم ميستانند و خود را نمايندگان بلافصل جوامع ميدانند از اينرو تکليف رفتار فردي و اجتماعي را از پيش معلوم ميگردانند. آنان مشروعيت را از خود ميگيرد و بخويش تنفيض ميکنند, لذا خردورزي در سايه آنان با پرداخت هزينه ها روبروست.

    ولايت اوباش ديکتاتوري فقيه ايرانيستيز نيروي الهي را منحصر و متمرکز بخواسته خود ميداند و نهايتا اين فسيلان بشرستيز خود را صاحب جان, مال و سرنوشت فرزندان خردورز ايرانزمين ميدانند, و براي حفظ حاکميت ننگين خود جان فرزندان ايرانزمين را ميگيرند, ثروتمان را به يغما ميبرند و سرنوشتمان را به بيگانگان ميسپارند.

    در شرايط کنوني در امتداد سلسله مبارزات خردورزانه جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي, حاکميت اشغالگر حقيقتستيز در موضع ضعف بدنبال راه فرار ميگردد و بهر ريسمان پاره اي براي برون رفت چنگ مياندازد زيرا اوباشين نيک ميدانند که سنگر نيروي نظامي آنان در حال فرو ريختن است.
    لذا از وحشت طغيان خشم جامعه از يکسو اقدام به عدم تحويل شهداي کودتاي خونين نموده اند و از سوي ديگر فرزندان ايرانزمين را در سياه چالهاي حوزه ايهاي اجنبي بگروگان گرفته اند.

    در اين راستا اجراي پلانهايي که خود زايش داشته باشند ضروريست و تمرکز براي روي تحويل دستجمعي شهدا با حضور ميليوني هموطنان و در کنار آن آزادي اسراي ايرانزمين از چنگال اهريمنان در روز 30 تير و روزهاي ديگر از اولويت اول برخوردار است!!!

    حاکميت قرون وسطايي تاب مقابله با اراده ملي فرزندان ايرانزمين را نداشته و نخواهد داشت.

    گرامي باد ياد شهداي 30 تير و شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    28/4/88

  143. قيام سي تير 1331 در تاريخ معاصر ايران يكي از فرازهاي به ياد ماندني است. روند رويداد و نتايج به دست آمده همگي گوياي موفقيت جناح مردمي در مواجهه با دربار و حاميان داخلي و خارجي آن مي‌باشد.

    در سي تير 1331كارخانه‌ها و تجارتخانه‌ها تعطيل كردند و در خيابانهاي اصلي شهر و ميدان بهارستان تظاهرات به راه افتاد و مردم شعار مرگ بر قوام و زنده باد مصدق سر دادند. در پايان 29 تير مردم آمادگي زيادي پيدا كرده بودند تا روز بعد در برابر قدرت دربار و قوام به مقابله برخيزند. در روز 30 تير اقشار مختلف مردم و گروه‌هاي سياسي در ميادين و خيابانهاي تهران به حمايت از دكتر مصدق به تظاهرات پرداختند. در اين تظاهرات كه به درگيري شديد ميان نيروهاي نظامي و مردم منجر گرديد عده‌اي مقتول و مجروح شدند. در اين روز عده‌اي از نمايندگان مجلس شورا با شاه ملاقات و خطر سقوط رژيم پهلوي را اعلام كردند، شاه قوام را از نخست‌وزيري معزول و فرمان نخست‌وزيري مصدق را مجدداً صادر نمود. روز بعد پس از قيام سي تير، ديوان لاهه اعلام كرد كه در رسيدگي به اختلاف ايران و انگليس در مورد مسئله نفت صلاحيت ندارد. دكتر مصدق به مناسبت تجليل از شهداي روز سي تير كليه ادارات دولتي را تعطيل عمومي نمود و مجلس قيام سي تير را «قيام ملي» و شهداي آن روز را «شهداي ملي» ناميد. قيام سي تير و رأي ديوان لاهه به منزله شكست انگليس در ايران تلقي شد و تجربه اين قيام نشانه همبستگي ملي و پيروزي مردم بر استبداد و استعمار بود.

  144. http://www.zandiq.com/pandiq/0000000003.shtml
    مفسد درارض کیست ؟ آنکه جان انسان هارا میآزارد. آنکه خرد انسانها را میآزارد. آنکه مهر میگوید ولی قهر و شمشیر و ارهاب میآورد.

    حوالی نیمه شب پنج شنبه 17 تیر 78، حوالی چهار بامداد یگانهای رژیم، منطقه خوابگاه دانشجویان را به محاصره در می آورند. رژیم اسلامی سه نیروی مختلف را به کوی دانشگاه اعزام می دارد: نیروی اول چماقداران ” انصار حزب الله” به سرپرستی ده نمکی، نیروی دوم گارد ویژه ضد شورش به سرپرستی”سرتیپ پاسدار نقدی” ، ” سردار احمدی” و ” سرتیپ پاسدار علی ذوالقدر” و گروه سوم نیروی انتظامی از ناحیه تهران بزرگ بود که به فرماندهی ” سرتیپ پاسدار لطفیان ” راهی محل می شوند. مهاجمان ضمن پرتاب گاز اشک آور دانشجویان را که بالغ بر سیزده هزار تن بودند، با باتوم، چماق، پنجه بوکس، کابل و قنداق تفنگ مورد ضرب و شتم قرار می دهند. آنان تعدادی از دانشجویان را از پنجره های خوابگاه با گفتن ” یا حسین از ما بپذیر ” به پایین پرت می کنند!!!!!!!!!!!!!!!! و دانشجویان جان خود را از دست می دهند

    —————————————————————————————————

    ملت، تنها به خودش میتواند اعـتـماد داشته باشد!!!